127
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
127
امیدوارم هرکس که این شرایط رو درک نمیکنه توی شرایط هزاران بدترش قرار بگیره. هیچوقت برای هیچکس دعا نکردم که داغ عزیزشو ببینه ولی امیدوارم داغ فرزند و نان اور خونتون رو ببینید. امیدوارم یهویی زندگی تون به بن بست برسه. امیدوارم وقتی میرید زیارت،حرم بریزه رو سرتون. امیدوارم بعد از اینکه نیمه جان غرق شدید نیمه جان بسوزید. امیدوارم قلبتون اتیش بگیره و نتونید جلوی هیچ چیز رو بگیرید و بیوفتید روی زانوهاتون و خدایی که نیست رو صدا بزنید. و امیدوارم اگر خدایی هست هیچوقت صداتون رو نشنوه و هیچوقت هم نخواد بشنوه.
127
Repost from امپراطوری پیژامه🍟
هزاران نفر خوابیدن سینهی قبرستون، بعضیاشون به قبرستون هم نرسیدن؛ بعد اینا به من میگن ما خدا رو داریم، عیدو بهم تبریک میگن، میگن آخراشه، آخراشونه، نجات نزدیکه، ظهور نزدیکه.. بعد میگن بددهن شدی فحش میدی..
هیچکس نیست که بیاد نجاتت بده. خدایی هم اگه باشه برای ما مرده. و اینو هیچکدومتون باور نمیکنید تا وقتی که همهتون جون دادن عزیزی رو تماشا کنید.
توی این مملکت از سگ کمتری و جونت اندازهی یک ثانیه تأمل قبل از کشیدن ماشه ارزش نداره.
127
میگم ده دقیقه دیر وصل شدم ده دقیقه از سایت پرت شدم بیرون از امتحان نیم ساعتی ات، میگه عدالت آموزشی. بله، مردم جمع میشن دور هم با نت خوب امتحان میدن و منی که نتم سایت ایرانی رو نمیاره قطعا بین مون عدالت داره رعایت میشه به به و چهچه
127
ویدیوی گلشیفته رو نشستم نگاه کردم واقعاً مردم خیلی زیبا افتادن توی هر دامی که سایبری ها براشون پهن کردن. خاک تو سرتون واقعا.
127
Repost from متناقضنما
فردا هجدهم بهمن است. یک ماه پیش از فردا، هزاران نفر، بی آنکه بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفشهای خود را بستند، برای آخرین بار گفتند:«نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار، مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچوقت بازنگشتند.
