𝐡𝐨𝐰 𝐮 𝐝𝐨𝐢𝐧'?
前往频道在 Telegram
307
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+830 天
帖子存档
307
Repost from ufo
من فکر میکنم آدمها دو جور میرن، بعضیها مدام از رفتن حرف میزنن اما نمیرن، بعضیها حرف نمیزنن، تا لحظهی آخر سرحال و همپا هستن، باهات میگن و میخندن و جلو چشمتن و بعد یهو، یه روز عصر، وقتی که دارن چایی با کیک هویجدارچین میخورن، تصمیم میگیرن که دیگه نباشن. دیگه توی اون رابطه نباشن. دیگه توی اون کاره نباشن. دیگه توی اون کلاسه نباشن. دیگه توی اون زندگیه نباشن، دیگه نباشن. نباشن. از بیرون اینجور به نظر میرسه که چی شد یهو؟ تو که خوب بودی، تو که بودی، تو که مرتب مینوشتی، مرتب قرار میذاشتی، مرتب میخوندی، شیک و پیک میکردی و حضور داشتی، چی شدی؟ اما… اون آدم بارها و بارها رفتنش رو تصور کرده، نبودنش رو در ذهنش با جزئیات کشیده، به اتفاقاتی که بعد از نبودنش میافته فکر کرده و الان فقط این تصمیمِ نبودن رو، اجرا میکنه.
گلبو
307
Repost from دو در یک
ما تو این کشور به آسمون و اَبرها هم حس ناکافی بودن میدیم. تو میگی چرا به منِ کوچولو حس ناکافی بودن میدید؟!
307
Repost from Honeymoon
دراماتیک بودن جزو روتین روزانهی منه؛ لطفاً تلاشی برای نجات دادنم نکنید، خودش میگذره.
307
Repost from نجوای ماه و سکوت جنگل؛
+1
خداحافظ، پیروزی کوچک! در خیالت کنارم باش.
- آلبر کامو، خطاب به عشق
- @jusgo_on
