202
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-730 天
帖子存档
Repost from teeny playlist
How i feel telling people about my problems knowing they will use it against me
برای معاشرت با آدما،
به مقدار زیادی حوصله،انرژی و شادی نیاز داری؛
و من برای اینکار زیادی بیحوصله،خسته و غمگینم.
شاید مشکل منم،
که بین اینهمه سرعت، کند شدم،
شاید مشکل منم،
که بین رفتنوبرگشتن، ساکن ایستادم،
شاید مشکل منم،
که بین اینهمه آدم، تورو انتخاب کردم،
شاید مشکل منم،
که توی این گذر زمان، متوقف شدم،
مشکل منم!
مشکل منم که برای به تو رسیدن،
توی باتلاق چشمات دستوپا زدم،اما غرق شدم،
مشکل منم که تورو بین دستام نگهت داشتم،
تا از دستت ندم،اما دستامو از دست دادم،
مشکل منم که روحمو بردهوبنده تو کردم،
تا بفهمی میپرستمت،اما روحمو به زنجیر کشیدی،
مشکل منم که بالهام رو از جا کندم،
تا اسباببازیت باشم،اما تو یه شبه بزرگ شدی،
مشکل منم که چاقو رو بهت دادم،
تا ازم محافظت کنی،اما تو روحمو بریدی،
مشکل منم که تمام احساسم رو بهت دادم،
تا احساس شادی رو تجربه کنم،اما غمگینترم کردی؛
من الان جز یه بیروحِ دوستنداشتی،
جز یه غمگینِ غرق شده توی مرداب،
جز یه آدمِ بیدستِ بیبال،چیزی نیستم؛
من چیزی نیستم جز یه مشکل.
آوارهاییکآواره-مشکل
خیلیوقتا دلم میخواد بگم:
“ضایع، منم فهم و شعور دارم،میفهمم”
اما متاسفانه همیشه خودمو میزنم به نفهمیدن،
چون حوصله حرفزدن ندارم.
