ch
Feedback
. sick ‌

. sick ‌

前往频道在 Telegram

o m g sister

显示更多
463
订阅者
无数据24 小时
-107 天
-5330 天
吸引订阅者
三月 '25
三月 '25
+1
在0个频道中
二月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+272
在0个频道中
Get PRO
十二月 '240
在0个频道中
Get PRO
十一月 '240
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+2
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+656
在4个频道中
Get PRO
八月 '24
+317
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+373
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+132
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+441
在2个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
29 三月0
28 三月0
27 三月0
26 三月0
25 三月0
24 三月0
23 三月0
22 三月0
21 三月0
20 三月0
19 三月0
18 三月0
17 三月0
16 三月0
15 三月0
14 三月0
13 三月0
12 三月0
11 三月0
10 三月0
09 三月0
08 三月0
07 三月0
06 三月0
05 三月0
04 三月0
03 三月0
02 三月0
01 三月+1
频道帖子
خواستم بگم @mramver این اکانت مکسه اگر کاری داشتید بهش پیام بدید اکانت جدید زده مرسی بوس ✨

2
واقعا امیدوارم.
87
3
دقیقا امروز شد ۱ ماه ۵ روز که مکس نیست امیدوارم هرجا هست سالم باشه ))
102
4
میس مکس))
1
5
فکر میکردم فرشته ای ولی جنده ای بیش نبودی.
92
6
بغل کن روحم و که خسته ست :)
1
7
sticker.webp
99
8
没有文字...
102
9
بهت گفته بودم خوب نیستم.
131
10
没有文字...
16
11
آن شب؟ شب شلوغی بود شبی پر از ادم های غریبه که میان ان جمع، منو تو بودیم آن شب تو معرکه بودی، زیبایی تو یک فاجعه بود از نزدیک
آن شب؟ شب شلوغی بود شبی پر از ادم های غریبه که میان ان جمع، منو تو بودیم آن شب تو معرکه بودی، زیبایی تو یک فاجعه بود از نزدیک تورا دیدم و غرق در افکاری شدم با خودم نگاه میکردم و میگفتم، خدا چه چیزی ساخته است ! چیزی افریده، بی نقص و زیباست، بدون هیچ ایرادی حتی یک ایراد در او وجود ندارد که بخواهم بگویم چند ماه گذشت، ده ماه؟ ده ماه از ان قرار کوتاه، ولی زیبا و دلنشین در این ده ماه تورا مثل کف دست شناختم یک فرشته را شناختم فهمیدم که ان شب من با یک فرشته دست در دست بودم که تکه ای از وجودش را به من داد تو میدانی چه چیزی از تو دست من است؟ خاطراتت، خاطرات شیرینی که بر قلبم هک شده تو با وجودت در زندگی ام، به من یاد دادی زندگی جریان دارد.
160
12
don_toliver_-_new_drop.mp3
138
13
حالا کسی در بیمارستان است که از خدا چیزی که تو داری را میخواهد، غم به دل نگیر تو خیلی چیزها داری.
30
14
یادته پارسال رو زخمام ستاره کشیدی؟ هی دارن بیشتر میشن و هیچ ستاره ای وجود نداره.
15
15
没有文字...
39
16
و من گریه میکنم، گریه میکنم بابت حرف ها، بابت کلمات، بابت کلماتی که وقتی در کنار همند میتوانند جان مرا بگیرند من، در نیمه شب
و من گریه میکنم، گریه میکنم بابت حرف ها، بابت کلمات، بابت کلماتی که وقتی در کنار همند میتوانند جان مرا بگیرند من، در نیمه شب و در روز ۴ بهمن ماه ، به خودم یاد دادم که دیگر هیچ چیز اهمیتی ندارد به جز یک چیز. یک چیز که باعث میشود جان خودم را‌ بگیرم، نداشتنِ او. من او را دیگر ندارم. وی دیگر او را ندارد. باید چه کرد؟ قبلا گفته بودم! جان خود را بگیرم، نفسم را ببرم و در سینه ی قبرستان بقای زندگی ام را با ارامش به سر ببرم.
1
17
. And I am ready to give my life to him .
39
18
niayesh, my beautiful Someone I love with all my heart And I am ready to give my life to him I don't know if he believes it or not, but I love him more than all the assets in the world and all the people on the planet.
1
19
没有文字...
1
20
تو چه بودی که هرچه گشتم پیدایت نکردم؟
79