ch
Feedback
𝑴𝒐𝒍𝒕𝒐 𝒃𝒆𝒏𝒆

𝑴𝒐𝒍𝒕𝒐 𝒃𝒆𝒏𝒆

前往频道在 Telegram

𝐈𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐰𝐚𝐧𝐧𝐚 𝐭𝐚𝐥𝐤~ http://t.me/HidenChat_Bot?start=5576550909 𝐭𝐯 𝐭𝐢𝐦𝐞💔~ https://tvtime.com/r/37Dum 𝐛𝐢𝐧𝐠𝐞𝐫𝐬~ https://bingers.app/@reyoo 𝐬𝐮𝐢𝐭𝐞 𝐭𝐯~ https://www.suitetv.app/u/Sparrow

显示更多
257
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-330 天
帖子存档
بهترین.

بهترین اپیزود

😭😭😭
+1
😭😭😭

قطعا این ایده خود برت و فیل بوده.

مُردَم.

تد لسو قشنگترین سریال دنیاس

اپیزود جدید تد لسو پرفکت بود پرفکتتتت

وایایایایاییی

Repost from Lab member 004
Speaking of Naruto, the uchiha clan needs to be studied because HOW did an entire bloodline manage to serve face, trauma, insanity, talent and immaculate aura every single generation??? Every Uchiha was a masterpiece. And yes, they were all slytherins. I will not be taking questions.

اخجون یکی جوین شد با بیو لیریک اهنگ جیگسا

Repost from برای ماری`
اون ها تنها رها شدن و میسوزن و از بین میرن

Repost from برای ماری`
آیدا حیدری - 25 ساله و نامزد "ابوالفضل سليمانی الموتی" جوونِ 27 ساله‌ای که تو اعتراضات دی‌ماهِ قزوین کشته شده بود، خودکشی کرد
+1
آیدا حیدری - 25 ساله و نامزد "ابوالفضل سليمانی الموتی" جوونِ 27 ساله‌ای که تو اعتراضات دی‌ماهِ قزوین کشته شده بود، خودکشی کرد.

Repost from برای ماری`
دانیال کریمی، پدر"امیرمحمد کریمی" نوجوون 18 ساله‌ای که تو اعتراضات 19 دیِ مرودشت - فارس کشته شده بود، نتونست دیگه دوری پسرش ر
+1
دانیال کریمی، پدر"امیرمحمد کریمی" نوجوون 18 ساله‌ای که تو اعتراضات 19 دیِ مرودشت - فارس کشته شده بود، نتونست دیگه دوری پسرش رو تحمل کنه و خودکشی کرد و جونش رو از دست داد.

Repost from برای ماری`
مادر سامان ابراهیم‌پور، جوان ۲۳ ساله اهل شفت که در جریان اعتراضات مردمی در رشت جان خود را از دست داد، پس از شش ماه تحمل اندوه
+1
مادر سامان ابراهیم‌پور، جوان ۲۳ ساله اهل شفت که در جریان اعتراضات مردمی در رشت جان خود را از دست داد، پس از شش ماه تحمل اندوه فرزندش در نهایت خودکشی کرد

Repost from برای ماری`
اونا رها شدن بدون دسترسی به خدمات سلامت و روان، طرد شدن، تهدید شدن، تحت فشار قرار گرفتن مادر آیدا از درد قلبش از تراس خونه به سمت آسمون فریاد بزنه خدایا مگه من مادر نیستم؟

Repost from برای ماری`
+1
مامان حلالم کن، که تو نباشی و من باشم.
چیزی که تجربه کردم فراتر از یه سوگ بود، اگه بچشون تصادف میکرد اونا میدونستن راننده کیه اگه بیمار میشد اونا اسم بیماری و میدونستن اما اونا هیچوقت نمیفهمن کی به قلبشون شلیک کرده خیلی هاشون ساعت ها پی دسته دسته جوون پرپر دنبال بچه اشون بودن کاور به کاور اسم به اسم خیلی هاشون مجبور شدن پیکر عزیزشون و تا صبح بغل بگیرن فائزه مستعان تا صبح در آغوش مادرش بود خیلی هاشون تا یک هفته پیکرشون گرو بود مثل مازیار عقیلی چیزی که اتفاق افتاد یک سوگ نبود حتی یک جنایت نبود هنوز کلمه ی برای توصیفش پیدا نشده.