راهیرا؛ سازمان معناگرا (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
前往频道在 Telegram
2 079
订阅者
-224 小时
-97 天
-1330 天
帖子存档
روز دانشجو بر تمامی دانشجویان عزیزم مبارک.
تحلیل مدیریتی جمله: «مسئلهمحور باش، نه فردمحور»💢💢
«مسئلهمحور بودن» یکی از بلوغیافتهترین رفتارهای مدیریتی در سازمانهاست. این رویکرد به مدیر یاد میدهد که در لحظه بروز خطا، اختلاف یا چالش، تمرکز خود را از سرزنش افراد به درک ریشه مشکل و یافتن راهحل منتقل کند.
وقتی مدیر «فردمحور» باشد، ناخودآگاه به انگیزهها، نیتها و شخصیت کارکنان برچسب میزند؛ این کار اعتماد را از بین میبرد و تیم را وارد حالت تدافعی میکند. اما وقتی مدیر «مسئلهمحور» عمل میکند:
✔ افراد احساس اموانی میکنند
زیرا میدانند که خطا یا اختلاف نظر به معنای حمله به شخصیتشان نیست؛ بلکه بخشی از روند یادگیری و بهبود است.
✔ ریشه مشکلات پیدا و حل میشود
مصادیق رفتار، دادهها و فرایند بررسی میشوند، نه نیت افراد. این باعث میشود مشکل واقعی مشخص شده و دوباره تکرار نشود.
✔ گفتوگو سازنده و حرفهای میشود
تمرکز بر رفتارها و نتایج، زمینه را برای گفتوگویی مؤثر، محترمانه و بدون تنش فراهم میکند.
✔ فرهنگ تیمی از «ترس و دفاع» به «یادگیری و رشد» تغییر میکند
در تیمی که برخورد با مسائل فردمحور نیست، افراد راحتتر خطا را گزارش میکنند و در بهبود فرایندها نقش فعالتری دارند.
✔ مدیر به جای قضاوتگر بودن، به مربی تبدیل میشود
این نوع نگاه، کیفیت مدیریت افراد را چند برابر میکند؛ چون تمرکز روی توسعه فرد است، نه مچگیری.
📌در باب عظمت معمولی بودن....
💯که چقدر در زندگی فردی، اجتماعی و به ویژه در لباس رهبری و مدیریت تعیین کننده است و راهگشا....
کانال سازمان انسان مدار (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
https://t.me/Hrbasedorg
مدیریت منابع انسانی وظیفه و مسئولیت همه مدیران سازمان است!!
نکاتی دیگر از کتاب موثر "موهبت اختلاف":
💢سازمانها معمولاً اختلاف را تهدید میبینند؛ درحالیکه اختلاف واقعاً:
• زاویههای جدید ایجاد میکند.
• فرضیات غلط را آشکار میکند.
• خلاقیت را تحریک میکند.
💢نویسنده تأکید میکند که اختلاف فقط وقتی ارزش دارد که افراد:
• از سرزنش نترسند
• بتوانند ایدهها را نقد کنند
• بدون محافظهکاری حرف بزنند
💢کتاب تأکید میکند که:
• اختلاف نباید حمله شخصی باشد.
• اختلاف باید درباره ایدهها باشد.
• هدف برنده شدن نیست، بلکه کیفیت تصمیم است.
💢نویسنده میگوید:
اختلاف به معنی نبود وحدت نیست؛ بلکه مرحلهای از رسیدن به وحدت است
اگر تیمی هیچ اختلافی ندارد، یا چیزی یاد نمیگیرد، یا کسی حقیقت را نمیگوید.
💢کتاب اشاره میکند که:
• هر رهبر نقاط کوری دارد.
• تفاوت دیدگاهها این نقاط را روشن میکنند.
💢وقتی همه وارد بحث میشوند:
• تصمیم مشترک میشود
• تعهد افزایش مییابد
• مسئولیت میان نقشها تقسیم میشود
• احساس «من نقش دارم» ایجاد میشود
💢کتاب تأکید میکند که تیمهایی که از اختلاف نمیترسند:
• سریعتر به دادههای واقعی میرسند
• فرضیات را زودتر میشکنند
• مسیر تصمیمگیریشان معتبرتر است.
• رهبر باید نقش تسهیلکننده داشته باشد.
• باید اختلافات مفید را زنده نگه دارد.
• باید جلوی اختلافات تخریبگر را بگیرد.
💢و در پایان کتاب نتیجهگیری میکند:
• اختلاف به همه کمک میکند بالغتر شوند
• تیم را بالغتر میکند.
• روابط را واقعیتر میکند.
• فرهنگ را قویتر میکند.
💢💢💢💢بدون اختلاف، خلاقیت جمعی غیرممکن است.💢💢💢💢
📌📌کافی بود اندیشه تیلور را درست فهم میکردیم!!!
✍ دکتر فاطمه قیطرانی
بارها در گفتگو با مدیران عامل و جلسات حتی سطح بالای مدیریتی، این جملات را شنیده ام:
• ما مدیریت علمی تیلور را صحیح نمیدانیم!
• ما بر خلاف مدیریت علمی تیلور، کارکنانمان را ابزار نمی دانیم!!
• ما از تیلوریسم عبور کرده ایم!!!
آقایان و خانمها، ما أصلا فهم نکردیم که اندیشمندی به نام فردریک تیلور در نهضت مدیریت علمی که منصوب به اوست، بیش از هر چیز، یک واکنش تاریخی به هرجومرج، بینظمی و نبودِ استاندارد نشان داد. تیلور بیش از آنکه طرفدار کنترل باشد، مدافع حرفهایسازی کار بود. او میخواست کارگران از حدسوگمان نجات پیدا کنند، روشهای کار استاندارد شود، و سازمان از اتلاف انرژی و سردرگمی رها شود.
هدفش جایگزینکردن «برداشت شخصی» با «روش بهینه» بود—نه حذف تفکر و تحمیل اطاعت.
حقیقت این است که قصور فقط با مدیران نیست؛ ما متخصصان مدیریت هم در جاانداختن درستِ اندیشهٔ او کمکاری کردهایم و خودمان درست اندیشه او را نفهمیدیم و درست تدریس و منتقل نکردیم!!!
فضای مدیریتی امروز ایران، تیلور را اغلب با چند کلیدواژهٔ محدود میشناسد: سختگیری، بهرهکشی، زمانسنجی افراطی یا خاموشکردن خلاقیت. این برداشت نادرست است؛ هم از نظر تاریخی و هم از نظر مدیریتی.
به چند Midundestanding بزرگ از اندیشه تیلور توجهتان را جلب میکنم:
1. تیلور کارگر را مثل ماشین میدید! خیر؛ تیلور بر مطالعه علمی کار تأکید داشت، نه بیارزش کردن انسان. او معتقد بود بهرهوری زمانی افزایش مییابد که کارگر درست انتخاب شود، آموزش ببیند و عادلانه جبران شود.
منبع:
Taylor, F.W. (1911). The Principles of Scientific Management.
2. مدیریت علمی یعنی تندتر کار کردن! خیر! تیلور بر یافتن بهترین روش انجام کار از طریق مشاهده و اندازهگیری تأکید داشت. افزایش سرعت، هدف اصلی نبود؛ هدف کاهش اتلاف، کاهش خستگی و افزایش کارایی بود.
منبع:
Taylor (1911), pp. 36–45.
3. تیلور فقط به انگیزه مالی اعتقاد داشت!! خیر! در حالیکه تیلور بر دستمزد تشویقی تأکید داشت، اما تنها انگیزه را پول نمیدانست. او به عدالت، آموزش مناسب، ساختار روشن و مسئولیتپذیری مدیریت نیز اشاره داشت.
منبع:
Taylor (1911), pp. 18–28.
4. تیلور استقلال کارگر را حذف کرد!! خیر!! تیلور پیشنهاد داد که برنامهریزی کار به مدیریت منتقل شود، اما نقش کارگران متخصص را کاملاً ضروری میدانست. استانداردهای کاری بدون دانش و تجربه کارگر قابل ایجاد نبودند.
منبع:
Taylor (1911), pp. 79–90.
5. مدیریت علمی به نفع مدیریت و به ضرر کارگر است! خیر!! تیلور تأکید داشت که بهرهوری باید منافع مشترک ایجاد کند: دستمزد بالاتر برای کارگر، هزینه کمتر برای سازمان او از عبارت «prosperity for both employer and employee» استفاده میکند.
منبع:
Taylor (1911), p. 13.
جالب است که برداشت درست اندیشه تیلور، ما را دقیقا به مدیریت صحیح فرایند، نگاه سیستمی، و مدیریت صحیح منابع انسانی میرساند! همان زخم و رنجی که بر جان اکثر سازمانها و شرکتهای امروزی ما خورده است.
تیلور را نماد کار یدی میدانیم، اما او بنیانگذار نگاه سیستمی به فرایندها بود. اگر زنده بود، امروز یکی از حامیان Lean، BPM و عملیات دادهمحور بود.
ما در عمل، بخش علمی اندیشه او را رها کردهایم و فقط بخش مکانیکی آن را برجسته کردهایم. نتیجه چه شده؟ سازمانهایی که از «سختگیری تیلوریستی» حرف میزنند، اما کوچکترین داده، استاندارد یا روش مدونی ندارند.
پیام اصلی تیلور برای دنیای امروز این است:
کار باید بر پایه داده، مشاهده، استانداردسازی و یادگیری طراحی شود.
اگر امروز میخواهیم تحول، بهرهوری، مدیریت عملکرد یا چابکی را درست بفهمیم، باید از تیلور یاد بگیریم نه اینکه کاریکاتورش کنیم.
ما مسئولیت داریم! به ویژه آنهایمان که علممان را برداشته ایم و برده ایم وسط میدان بازی صنعت و تجارت و خدمات و ارتباطات انسانی.
اصلاح کج فهمی اندیشه ها و بد کج جا انداختن اندیشه ها، شاید یکی از رسالتهای امروز ما متخصصان مدیریت است که همراه مدیران اجرایی میشویم تا از اندیشه های بزرگان مدیریت بتوانند برای بهبود سیستم و سازمانشان بهره ببرند. حتی اگر نقد اندیشه های بزرگانی چون تیلور لازم است، نقدمان بر پایه سوءبرداشت، تنها ما را از فهم تاریخ و اصول مدیریت محروم میکند. و بس!!
The Digital Transformation Playbook_ 2023(@pmbooks).pdf2.81 MB
جلسات یک به یک یا One to One از مهمترین ابزارهای بازخوردهای مستمر در طی فرایند مدیریت عملکرد کارکنان هستند.
✍️✍️✍️ در ادامه سوالاتی که در این جلسات می توانند توسط مدیر و کارمند برای بهبود جریان مدیریت عماکرد و بازخورد مطرح شوند در قالب دسته بندیهایی مشخص شده اند.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
