BAMBI نیو پست 🆕
前往频道在 Telegram
1 250
订阅者
无数据24 小时
-267 天
-3630 天
帖子存档
Repost from 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺𝖼𝗈𝗋𝖾 ׄ
𝟣𝟩 ── 𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋ㅤㅤ 𝗍𝗁𝖾ㅤㅤ 𝖼𝗋𝖾𝖽𝗂𝗍𝗌 ˚
چیزی که من توی Karma بیشتر از همه دوست داشتم، این بود که سریال از همون اول همهچیز رو جلوی چشممون نمیذاره. اولش ممکنه فکر کنی با چند داستان جدا طرفی و مدام منتظری بفهمی این آدمها دقیقاً چه ربطی به هم دارن. بعد کمکم تکههای پازل کنار هم قرار میگیرن و اتفاقهایی که قبلاً دیدی، معنی متفاوتی پیدا میکنن. مخصوصاً اینکه سریال خیلی از شخصیتهاش رو تبدیل به آدمهای کاملاً خوب یا کاملاً بد نمیکنه. بیشترشون آدمهایی هستن که یک جا تصمیم اشتباهی گرفتن و بعد برای پوشوندن همون تصمیم، مجبور شدن تصمیمهای بدتری بگیرن. برای من جذابترین بخشش همین بود؛ اینکه هیچ اتفاقی واقعاً جدا از اتفاق قبلی نیست. البته ساختار غیرخطی و تعدد شخصیتها ممکنه اوایل کمی گیجکننده باشه، اما وقتی ارتباطها کامل میشه، متوجه میشی چرا داستان از این شکل استفاده کرده. خود سازنده هم گفته بود هدفش این بوده که ارتباط شخصیتها کمکم مثل باز کردن یک گره برای مخاطب آشکار بشه. در نهایت این سریال برای من بیشتر از یک داستان جنایی دربارهی آدمهاییه که میخوان از یک مشکل فرار کنن و هر بار برای فرار، مشکل بزرگتری برای خودشون میسازن. شاید برای همین اسمش اینقدر به داستان میاد: "بعضی وقتها کارما چیزی نیست که از بیرون به سراغت بیاد؛ چیزییه که خودت، قدمبهقدم، برای خودت میسازی."
Repost from 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺𝖼𝗈𝗋𝖾 ׄ
— کــارمــا؛ قــرار نبــود بـه اینجــا بــرســن '
چیزی که Karma رو برای من بهشخصه جذاب میکنه اینه که تقریباً هیچکدوم از شخصیتها از اول با نقشهی «من قراره زندگی چند نفر رو نابود کنم» وارد داستان نمیشن و هر کدوم تو یه کانسپت مجزا زندگی میکنن. یکی بدهکاره و دنبال راهیه که از شر طلبکار خلاص بشه. یکی فقط میخواد پول بیشتری به دست بیاره. یکی تصادف میکنه و بهجای اینکه با پلیس تماس بگیره، تصمیم میگیره جسد رو پنهان کنه. یکی دنبال انتقام گذشتهشه و... و خب مشکل از جایی شروع میشه که هرکدوم برای حل یک مشکل، یک تصمیم اشتباه دیگه میگیرن. و همون تصمیم، آدم بعدی رو وارد ماجرا میکنه. بدهی تبدیل میشه به قتل، قتل تبدیل میشه به پنهانکاری، پنهانکاری تبدیل میشه به اخاذی و بعد دیگه هیچکس نمیتونه به نقطهی اول برگرده. به نظرم "کارما" دقیقاً همین چرخه رو نشونه میگیره. اینجا قرار نیست مثل کلیشههای قبلی یه نیروی ماورایی و فرشته مرگ بیاد و مجازات هرکس رو دقیقاً به اندازهی گناهش تعیین کنه؛ اتفاقا خود آدمها با انتخابهای خودشون یه زنجیرهای میسازن که آخرش دوباره به خودشون برمیگرده. انگار هرکدوم فقط یک هل کوچیک به دومینو میدن و بعد با تعجب نگاه میکنن که چرا همهچیز ریخت.— یــک تــصــادف؛ چــنــد جــنــایــت '
یکی از چیزهای دیگهای که karma خیلی خوب ازش استفاده میکنه، اینه که یک اتفاق واحد رو از زاویههای مختلف نشون میده. اول فکر میکنیم با یک تصادف طرفیم. بعد میفهمیم یه شاهد هم وجود داره. بعد شاهد شروع میکنه به اخاذی. بعد میفهمیم آدمی که فکر میکردیم قربانیه، خودش درگیر جنایتهای دیگهایه. و خب کمکم متوجه میشیم هیچکس واقعاً فقط «قربانی» یا فقط «مجرم» نیست. مخصوصاً ماجرای مرد عینکی برای من جالبتر از همشونه😭😭. بعد از تصادف، بزرگترین مشکلش خود تصادف نیست؛ تصمیمیه که بعدش میگیره. میتونست اعتراف کنه. اما نکرد. بعد مجبور میشه شاهد رو ساکت کنه. شاهد پول بیشتری میخواد. برای پرداختش دوباره باید دروغ بگه و دوباره کاری انجام بده که راه برگشت رو هی سختتر میکنه. همینجاست که سریال نشون میده خیلی وقتها آدمها با یک تصمیم بزرگ زندگی خودشون رو نابود نمیکنن؛ با مجموعهای از تصمیمهای کوچیک این کار رو میکنن. هر بار هم با خودشون میگن: «فقط این یکی رو انجام بدم، بعد تموم میشه و خلاص میشم.»— مــا خــودمــون کــاری مــیکـنیــم کــه بـهمــون بــرســه '
چیزی که فکر میکنم Karma رو از یک تریلر جنایی معمولی جدا میکنه، اینه که خیلی روی مفهوم «مجازات شدن توسط سرنوشت» تأکید نمیکنه. بیشتر آدمها به خاطر تصمیمهای خودشون به نقطهای میرسن که دیگه راه فراری ندارن. شاهدی که فکر میکنه چون حقیقت رو میدونه، قدرت دست اونه، کمکم خودش تبدیل به بخشی از جنایت میشه. بدهکاری که برای نجات خودش وارد یک معامله میشه، متوجه میشه آدمهای خطرناکتری از چیزی که فکر میکرد وارد زندگیش شدن. کسی که برای انتقام گذشتهش رو دنبال میکنه، باید تصمیم بگیره آیا میخواد دوباره همون چرخهی خشونت رو ادامه بده یا نه. حتی آدمهایی که فکر میکنن دارن دیگران رو کنترل میکنن، در نهایت خودشون داخل همون شبکه گیر میفتن. برای همین عنوان سریال بیشتر از اینکه به «عدالت کیهانی» اشاره کنه، به یک چرخه اشاره داره. کاری که امروز برای نجات خودت انجام میدی، ممکنه فردا دقیقاً همون چیزی باشه که زندگی خودت رو نابود میکنه. و بدتر از همه اینکه وقتی میفهمی، معمولاً دیگه خیلی دیره.
Repost from N/a
ㅤㅤㅤ◜ starlit thoughts & soft echoes 🍬's hidden archive ◝
