ch
Feedback
My Demented Mind

My Demented Mind

前往频道在 Telegram

〔ذَِهَِنَِ مَِــَِجَِنَِوَِنَِ مَِــَِنَِ〕 〔🎭Entp〕 〔☔Pluviophile〕 〔🇯🇵Weeb & Otako〕 ناشناس http://t.me/HidenChat_Bot?start=288360833

显示更多
206
订阅者
无数据24 小时
-17
-330
帖子存档
داری از فکر من پر می‌شی نم‌نم فقط یادت نیاد ما دوریم از هم نگو این آسمون که صافِ صافه بذار قلبت واست رویا ببافه که رویا شعره، میشه خوند و حظ کرد همین رویا چقدر مارو عوض کرد هنوز اون هدیه رو دارم که گفتی بسوزونش به یاد من نیفتی هنوز اون شاخه‌ گل‌ها تو اتاقن منم یادت میفتم اتفاقا یهو برق تو چشمات جون می‌گیره سکوتت می‌شکنه بارون می‌گیره نفس داره خیالت، راه میره تا جون دارم نمی‌ذارم بمیره 01:58

اگه حریم خصوصی زندگیم رو یک کلاس در نظر بگیریم و من پای تخته وایساده باشم، رفیق صمیمیم بغل‌دستم، خانواده‌م میز اول، دوستای قدیمیم میزای وسط و دوستای جدیدترم میزای آخر نشستن و فامیل و آشنا و غریبه خارج از کلاسن. من توی این کلاس مشکلاتم رو می‌گم، ولی مشکل اینجاست که زمزمه‌شون می‌کنم. نهایتا کسی که بغل دستم وایساده بشنوه و اونایی که میز اول نشستن یه چیزای مبهمی دستگیرشون بشه.

نیست در دیده ما منزلتی دنیا را ما نبینیم کسی را که نبیند ما را #صائب_تبریزی

در حال حاضر تنها چیزی که بهم انگیزه ادامه‌دادن زندگی رو میده، اینه که یک ماه دیگه پاییزه.

یک رود و صد مسیر، همین است زندگی با مرگ خو بگیر! همین است زندگی با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه ای رودِ سربه‌زیر! همین است زندگی تاوان دل بریدن از آغوش کوهسار دریاست یا کویر؟ همین است زندگی! بر گرد خویش پیله‌تنیدن به صد امید این «رنج» دلپذیر همین است زندگی پرواز در حصار فروبستهٔ حیات آزاد یا اسیر، همین است زندگی چون زخم، لب گشودن و چون شمع سوختن «لبخندِ» ناگزیر، همین است زندگی دلخوش به جمع کردن یک مشت «آرزو» این «شادیِ» حقیر، همین است زندگی با «اشک» سر به خانۀ دلگیرِ «غم» زدن گاهی اگرچه دیر، همین است زندگی لبخند و اشک، شادی و غم، رنج و آرزو از ما به دل مگیر، همین است زندگی #فاضل_نظری

در زندگی روزمره همگی در حال دویدن هستیم و این به عادت تبدیل شده است. همواره می‌دویم چون در جست‌وجوی آرامش، موفقیت، و عشق هستیم. اما در تک تک گام‌های ما، در این دویدن‌ها، یک معنا نهفته است و آن دور شدن ما از زندگی در لحظۀ حال است. از این غافل هستیم که تمام این موارد تنها با زندگی در لحظۀ حال قابل‌دسترسی است. آرامش را تنها با زندگی در لحظۀ حال می‌توان تجربه کرد. یک گام بردارید و سپس لحظه‌ای درنگ کنید تا از وضعیت، جهت، و مسیرتان کاملاً آگاه شوید. این عمل همان متوقف‌کردن دویدن‌های بی‌حاصل است. این کار برای کسانی که عادت دارند همواره بدوند همچون انقلاب است.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

هنگامی که از افسردگی رنج می‌برید، افسردگی شما را رها نخواهد کرد مگر آنکه بدانید چگونه در آن «توقف» ایجاد کنید. تاکنون به شیوه‌ای زندگی کرده‌اید که همیشه دویده‌اید و این فرصت را به خودتان نداده‌اید که به‌درستی استراحت کنید، بیارامید و زندگی روزمره را به‌شیوه‌ای عمیق و راستین تجربه کنید.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

یکی از دلایل اینکه ما گاهی بالاترین ارزش و اهمیت را برای نظر دیگران قائل هستیم تا فهم و تشخیص خودمان، این است که «نظر دیگران» اساس احساس ما نسبت به خودمان است: احساسی که بارها آزرده شده است و ما از خودمان بدمان آمده است! و برای جبران این احساس بد دست به چه کارهایی که نزده‌ایم. در چنین وضعیتی هرچه از عمرمان بگذرد افسرده‌تر می‌شویم، زیرا براساس صرافت طبع خود عمل نکرده‌ایم. هر بار برای اینکه لبخندی بر لبی بنشیند و یا پوزخندی بر لبی ننشیند باید دست به عمل بزنیم. از این‌رو، به بهای پیروزی در «برون» از «درون» می‌بازیم. از طرفی، این موضوع برخلاف ظاهر ساده و نچندان مهمش، سویه‌های سیاسی و اجتماعی عمیقی دارد.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

با آگاهی از رنج‌های برآمده از رفتار ناشایست جنسی، خودم را متعهد می‌دانم تا مسئولیت‌پذیری و یادگیری راه‌هایی برای حراست از امنیت و همبستگی افراد، زوج‌ها، خانواده‌ها، جامعه را گسترش دهم. می‌دانم که امیال جنسی و عشق یکی نیستند و فعالیت‌های جنسی برانگیخته‌شده بر پایۀ هوس، هم به خودم و هم به دیگران، آسیب می‌رساند. مصمم هستم که وارد روابط جنسی نشوم مگر آنکه همراه با عشق راستین و عمیق، و تعهدات بلندمدت همراه با اعلام‌کردن به دوستان و خانواده‌ها باشد.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف قرن بیستم، تمام ثروت عظیم و کاخ خانوادگی‌ای را که به ارث برده بود به‌طور کلی به خیریه و اعضای خانواده‌اش بخشید و آنها را ترک کرد تا در مدارس روستایی به تدریس کودکان بپردازد و در طبیعت فلسفه‌اش را تکمیل کند. در همین حین خواهرش به انتقاد شدید از او پرداخت. در اینجا به طرح مطلبی می‌پردازم و می‌پندارم که ریشة این کار ویتگنشتاین است. من چنین می‌پندارم که آندره ژید در کتاب مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه پاسخ را بیان می‌کند: «هر آنچه که نتوانی بخشی مالک تو می‌شود». موضوع بسیار عمیقی است که چرا یک انسان خردمند به دنبال «مالکیت» نمی‌رود (البته به‌جز حداقل دارایی‌هایی که زندگی را میسر می‌کنند) و درعوض به دنبال «بهره‌بردن» از جهان است. متن زیر پاسخ ویتگنشتاین به انتقاد خواهرش، هرمینه، است: «تو مرا به یاد کسی می‌اندازی که از پنجره‌ای بسته بیرون را نگاه می‌کند و نمی‌تواند حرکات عجیب‌وغریب یک رهگذر را برای خودش توضیح دهد. او نمی‌داند بیرون چه طوفان وحشتناکی است و با آن رهگذر حتی شاید به‌سختی خودش را سرپا نگه داشته است».
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

بسیاری از ما با یک عجلهٔ بی‌پایان زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم از گام‌های خود لذت ببریم. هر زمان که بتوانیم لحظه‌ای درنگ کنیم و توجه کامل و تمرکزمان را به نفس‌کشیدن و گام‌برداشتن خود معطوف کنیم، می‌توانیم آرامش و لذت را احساس کنیم و با شگفتی‌های زندگی به‌درستی ارتباط داشته باشیم.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

شعار ما باید این باشد: «از مصائب نگریزیم، بلکه با جرأت بیشتری به مقابله با آنها بپردازیم.» تا زمانی که فرجام واقعهای خطرناک نامعلوم است، تا وقتی که هنوز این امکان هست که ورق برگردد و عاقبت کار نیکو باشد، نباید به ناامیدی اندیشید، بلکه فقط باید به فکر مقاومت بود؛ چنانکه وقتی لکه‌ای آبی در آسمان ابری می‌بینیم نباید از بهبود هوا ناامید شویم. باید چنان رفتار کرد که اگر جهان نیز بر سر ما ویران شود متزلزل نشویم. کل زندگی چندان ارزش ندارد که به‌خاطر آن از سر ترس بر خود بلرزیم یا دل‌افسرده شویم، تا چه رسد به نعمت‌های آن. بنابراین با شجاعت زندگی را بگذرانید و در برابر مصائب سینه را گستاخانه سپر کنید. (در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور)
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

برخی می‌گویند رنج یک توهم است و برای خردمندانه زیستن باید «فراتر» از رنج و لذت بندیشیم. اما من برعکس این را می‌گویم. روش رنج‌کشیدنِ درست و شاد بودن این است که با آنچه واقعاً در حال رخ‌دادن است در ارتباط باشیم؛ در این صورت، بینشی رهایی‌بخش دربارهٔ ماهیت راستین لذت و رنج به دست می‌آوریم. 📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

ما در اعماق دنیای درونمان گونه‌های بسیاری از بذرها را داریم. آن بذرهایی را که آبیاری می‌کنیم جوانه می‌زنند و خود را در جایی از بدن نمایان می‌سازند و می‌توانیم آنها را درک کنیم. بنابراین، در دنیای درون هر یک از ما جهنم و همچنین بهشت وجود دارند.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

توانایی بهره‌مندی از شادی مستلزم این نیست که رنج‌هایمان را به صفر برسانیم. درواقع، مهارت شاد بودن، مهارت درست رنج‌کشیدن نیز هست. هنگامی که یاد بگیریم چگونه رنج‌هایمان را بپذیریم، در آغوش بکشیم و درک کنیم، بسیار کمتر رنج می‌کشیم. علاوه بر این، قادر خواهیم بود پیش‌تر برویم و رنج‌هایمان را برای خودمان و دیگران به درک، لذت و شفقت تبدیل کنیم. یکی از دشوارترین کارها برای ما پذیرفتن این واقعیت است: هیچ قلمرویی نیست که در آن تنها شادی باشد و هیچ رنجی نباشد. البته پذیرفتن این واقعیت به این معنا نیست که ما باید ناامید شویم. می‌توان رنج‌ها را دگرگون ساخت. به‌محض اینکه دهانمان را باز می‌کنیم تا از «رنج» سخن بگوییم، می‌دانیم که نقطهٔ مقابل رنج نیز همان‌جاست. هرجا که رنج باشد، شادی هم حضور دارد.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

هنگامی که نگاه شما از سرزنش و انتقاد خالی شود، هنگامی‌ که بتوانید با دیده شفقت به دیگران بنگرید، آنگاه همه‌چیز را به طریقی دیگر می‌بینید و گفتار و کردار شما متفاوت می‌شود، به‌گونه‌ای که مخاطبان حس می‌کند که شما او را آن‌گونه که واقعاً هست، می‌بینید و درک می‌کنید. و همین عمل درد و رنج او را به‌میزان قابل‌توجهی تسکین می‌دهد.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

همه می‌دانند که برای روییدن نیلوفر به گِل‌ولای نیاز است. اگرچه آن گِل‌ولای بدبوست، اما رایحهٔ نیلوفر بسیار دلنشین است. اگر آن گل‌ولای نباشد، نیلوفر شکوفا نمی‌شود. شما نمی‌توانید روی سنگ مرمر نیلوفر پرورش دهید. این گُل بدون گِل‌ولای نمی‌تواند شکوفا شود. البته ممکن است در گل‌ولای زندگی فرو رفته باشید و به‌آسانی می‌توان فهمید که گاه زندگی را گل‌ولای فرامی‌گیرد. در این شرایط، دشوارترین کار این است که تسلیم ناامیدی نشویم. زیرا هنگامی که ناامیدی شما را به زانو درمی‌آورد، به هرجا که بنگرید تنها رنج را می‌بینید و احساس می‌کنید که در بدترین شرایط هستید. اما باید به یاد بیاوریم که رنج نوعی گل‌ولای است که برای خلق لذت و شادی به آن نیاز داریم. بدون رنج، شادکامی معنا ندارد. پس نباید با پیش‌داوری اشتباه و تحقیر با آن روبه‌رو شویم.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

افراد بسیاری هستند که رنج‌هایی عظیم دارند و از طرفی هم نمی‌دانند که چگونه آنها را مدیریت کنند. برای بسیاری از افراد این مسئله در سنین جوانی رخ می‌دهد. با این تفاسیر چرا مدارس شیوهٔ مدیریت رنج‌ها را به جوانان یاد نمی‌دهند؟ اگر دانش‌آموزی بسیار غمگین باشد نمی‌تواند تمرکز کند و چیزی بیاموزد. رنج‌های مدیریت‌نشدۀ هر یک از ما بر دیگران هم تأثیر می‌گذارد. پس هرچه بیشتر هنر درست رنج‌کشیدن را یاد بگیریم، رنج‌های کمتری در جهان وجود خواهند داشت.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان

آیا با بدن خود در جنگ هستید؟ آیا بدن خود را نادیده می‌گیرید و شکنجه‌اش می‌کنید؟ آیا بدن خود را به‌درستی می‌شناسید؟ آیا همچون یک دوست آشنا با آن احساس راحتی می‌کنید؟ رنج‌ها می‌توانند جسمی یا ذهنی باشند، یا هر دو. اما تمامی رنج‌ها در جایی از بدن ما خود را آشکار می‌سازند و ایجاد تنش و استرس می‌کنند. همواره به ما گفته‌اند که تنش را از بدن خود دور کنید و بسیاری از ما در این راه تلاش بسیار هم کرده‌ایم! ما می‌خواهیم تنش را از خود دور کنیم اما نمی‌توانیم. تلاش‌های ما در راه کاستن از تنش‌ها کارساز نخواهند بود مگر آنکه ابتدا وجود آنها را بپذیریم.
📚نیلوفر و مرداب 👤تیچ نات هان