559
订阅者
-224 小时
-187 天
-6730 天
帖子存档
559
لعنت به اخرین دیدار هایی که نمیدونی
اخرین باره..
که اگه میدونستم
بیشتر بغلت میکردم.
بیشتر بوست میکردم
بیشتر لمست میکردم،نازت میکردم
بیشتر نگاه میکردم تو چشمایی که قراره دیگه نگام نکنه..
559
باید بگم من طرفدار پایان هایی بدم پایان های که دعوا میکنیم و هرچی فقط صحبت میکنیم صحبت میکنیم و میگیم که همه چیز تموم شده ولی پایان های خوب اون پایان هایی که هرکسی در دلش میدونه همه چیز از دست رفته و تموم شده مثل پایان مسافرت شهریور هردو نفر میدونن باید خداحافظی کنند این پایان ها منو اذیت میکنه…این پایان ها یعنی پذیرش اینکه جایی در زندگی میبینی مثل من ایستادی و هیچ چیز به اونجوری که در ذهنت زندگی کردی شباهتی نداره..اینجاست که تو میپذییری باشه نشد ولی میخوام بدونم آیا ما تمام تلاشمون رو کرده بودیم یا سرسری ازش گذشتیم از اون گذرهایی که ۲۰ سال بعد زندگی دقیقا مارو در همون نقطه قرار میده تا یادمون بیاره واقعا ما چه قدر برای عشق فداکاری می کنیم….
559
خیلی بده که به یه نقطه ای برسی که دیگه راه برگشتی نیست مجبوری با خاطراته تویه ذهنت تا اخره عمرت زندگی کنی.
559
یه بار یکی تو ناشناس گفت من فکر میکنم آتنا از آرین عاشق تره.
اون روز گفتم نه اون علاقش از من بیشتره الان که دارم مرور میکنم گذشته رو میبینم تموم مدت خودموگول زدم.
