حفظ خاطرات چنل انتقال پیدا کرده
前往频道在 Telegram
189
订阅者
无数据24 小时
-317 天
-4230 天
帖子存档
درسته که نمیدونم اون نقطه کی میاد، ولی خداروشکر حداقل نمیزنم تو دهن خودم که بگم نه تو هیچی نباید حس کنی، اره آقا من دلم تنگ میشه، اره من بخاطر این دختر گریه ام کردم که چی؟ اره من حتی رفتم مامانمو بغل کردم مو به مو بش همه چیزو گفتم، گفتم مامان برام خیلی متفاوت بود، خب واقعاً که چی؟ من اینارو نگم کی قراره بگه؟ کی قراره خالی شم؟ چه ایرادی داره اگه فریاد بزنم که اذیت شدم، که من بعنوان یه مرد شکستم.
من ادای اونایی در نمیارم فحش ناموس به طرف میدن یا ادای اونایی عبور کردن و رفتن برا بعدی، اره من دارم اذیت میشم من دلم تنگ میشه، من خاطرات رو مرور میکنم، من فکر میکنم بش، من میطلبمش مگه ایرادش چیه؟ خب با خودم صادقم، قرار نیست چیزی ازم کم کنه، توی یه نقطه از زندگیم بلاخره این تموم میشه.
من بهترین خودمو گذاشتم وسط، ولی منم دل دارم:)
این همه زجر کشیدم، فکر نمیکردم اینطوری شه، انگار همش زجره و زجر، اما درست میشه من میتونم من میگذرم از این دوران
اینکه بلاکی ولی به پروفشو چک میکنی...اسم این حرکتو چی بزارم؟
قطعا احماقت
البته من نمیتونم به یه گوشم هیچی بزنم بگا میره، یبار اینقدر عفونت کرد که سوراخ گوشم چاک خورد
