𝖿𝗈𝗋𝖾𝗌𝗍 𝗅𝗂𝖻𝗋𝖺𝗋𝗒𖥧
前往频道在 Telegram
⋆。゚。⋆。 ゚☾ ゚。⋆ ⋆。゚ 𓆏 𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓍊𓋼𓍊𖤣𖥧𓋼𓍊𓋼𖥧𖡼 -t.me/HidenChat_Bot?start=7307864767 -https://t.me/+q9smM2ro_2cwMDU0
显示更多457
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
-رنگ مورد علاقهات چیه؟
+ میتونی حدس بزنی؟
به درمان زخمی رسید که هیچ دستی در بوجود آوردنش نداشت، با اشتیاق گفت:
- آبی؟
هیچوقت بهش فکر نکرده بود؛ نه به اقیانوس فکر میکرد و نه توجهی به طبیعت بالای سرش داشت.
هیچوقت به خودش زحمت نداده بود به جوابِ این سوال فکر کنه؛ شاید حتی جوابش با کلمهای که از دهان اون بیرون دمیده میشد هم همخونی نداشت، اما ستارهی براقِ قرنیه هاش، هیجانش هنگام بیان رنگ،لباسی که به تن داشت، دست های لرزون مشتاقش، باعث شد رنگ مورد علاقهاش ' آبی' باشه.
شاید هم رنگ مورد علاقهاش 'اون' بود اما در دسته بندی انتخاباتش قرار نمیگرفت و همین کلافهاش میکرد. دوست داشت بگه که رنگ مورد علاقهاش لب های رنگ و رو رفته فرد مقابلشه، پوست رنگ پریدشه که انگار به تازگی از توهمی پا به فرار گذاشته، قرنیه های قهوهای تیره ایه که در برخورد نور آفتاب، هلال تیره تری رو به حول محور زیباییش میکشه.
اما با چشم هایی که غرق در معصومیت مقابلش بود، تنها لب زد
+ درسته. آبیه.
Repost from 𝙃𝙮𝙥𝙤𝙥𝙝𝙧𝙚𝙣𝙞𝙖;
Forward this so I'll tell you "How you'll be shown on the camera?" Based on your vibe.
(It can be a celebrity, an object or even one of the nature's creatures)Limit: 2230
عتیقه میخرم.با عتیقه موسیقی و رویا و ستاره میسازم.با عتیقه شعر میسازم.با عتیقه ها به ‘خانه’میرسم.
مطمئنم لیام کل اجرات رو با لبخند همیشگیش نگاه کرد،مطمئنم خیلی بهت افتخار میکنه زین،خیلی زیاد.
اینجا بمون و نذار سیگار بکشم.
جلوم رو بگیر و هرلحظه بهم یادآوری کن که نباید پروانه های آبی بمیرن.بهم بگو باید ادامه بدیم.
حالا تو اینجایی. اینجایی با زخمی که اگر تیمارش نکنم؛ حتی نداشتنت رو هم از من میگیره. اینجایی با چشمهایی که درعین گستاخی، فریاد پیشمونیشون، گوشهای روحم رو کَر کرده. اینجایی و قلبم هنوز هم نمیتونه از تپیدن برای تو، دست بکشه.
دمنوشی که درست کردم مزه خدا میده.بله نمیدونم خدا چه مزه ای هست،ولی قطعا اگه طعم داشت میشد این دمنوش های من.
+من یه جادوگرم.
-تو یه جادوگری.
-من شکارچی هارو میکشم.
+ولی این شکارچی دوستت داره.
-دوستم داری؟
+آره.
-پس از زندگیم برو بیرون.نذار که یادم باشه دوستم داشتی.
ادیتای لویی رو که ته گالریم میبینم با خودم فکر میکنم اگه بعد لیام لویی رو هم نداشتیم چی؟واقعا میتونستیم ادامه بدیم؟واقعا میشد نفس کشید؟
