ch
Feedback
تـنـبیـه سکـ🔞ـسی

تـنـبیـه سکـ🔞ـسی

关闭频道

خماری چشماش وقتی زیرت داره ناله میکنه🔞🍓 -پارت گذاری شنبه تا پنجشنبه. •نویسنده:مـهـدخـت

显示更多

📈 Telegram 频道 تـنـبیـه سکـ🔞ـسی 的分析概览

频道 تـنـبیـه سکـ🔞ـسی 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 000 名订阅者,在 色情 类别中位列第 16 579,并在 伊朗 地区排名第 15 985

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 000 名订阅者。

根据 18 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 1 267,过去 24 小时变化为 -33,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 6.09%。内容发布后 24 小时内通常能获得 3.62% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 281 次浏览,首日通常累积 761 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 1
  • 主题关注点: 内容集中在 سوراخ, ک.صم, ناله, ک.ص, چنگ 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
خماری چشماش وقتی زیرت داره ناله میکنه🔞🍓 -پارت گذاری شنبه تا پنجشنبه. •نویسنده:مـهـدخـت

凭借高频更新(最新数据采集于 19 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 色情 类别中的关键影响点。

21 000
订阅者
-3324 小时
-4857
+1 26730
帖子存档
بهــ🍑ــشت باکــ🔞ــره #پارت2 _اووم بابا جونم آهه جلوی پسرت جرم بده اووف آهههه پدرشوهر جذاب و حش‍*‍ریم با این حرفم #ک*یرش شق کرد و حمله کرد سمت #ک*صم و کل #ک*صمو توی دهنش کشید و با ملچ ملوچ برام میخورد که آه و ناله هام بلند شد _اوووم عروس چه #ک*ص طلایی هستی اووف کوفت پسرم بشه آهه اووم یجوری بکنمت که فقط با #ک*یر پدرشوهرت ارضا بشی اووم اووفف دلم میخواست شوهر بیغیرتم موقع گاییده شدنم زیر پدر هاتش ببینه و جـ.ق بزنه💦🔞 _آههه باباجون بسه #ک*ص لیسی اووم منو بکن اووم آهه با این حرفم دست از خوردن برداشت و بلند شد و شهوتی #ک*یرشو روی #ک*صم کوبید و یهو...... https://t.me/+_OH4zM8fb4VkMTg0 https://t.me/+_OH4zM8fb4VkMTg0 پدرشوهر شهوتی🔞🔞#سکــ.س‌ممــنوعه💦🔞

پدرشوهر هات💦🔞🌶 حش‍*‍ری به ک.یر کلفت پدرشوهر جذابم نگاه کردم و با دامن کوتاه و پستون های خامه‌ای و گنده ام وارد اتاق خوابش شدم _اووف باباجونم میخوام ک.ص باکره امو تو جر بدی اووم💦🔞 با دیدنم ک.یرش شق کرد و با شهوت غرید _بدو بیا بشین روی ک.یرم عروس سکـ.سیم اوووف روی تخت رفتم که دامن کوتاهم بالاتر رفت و ک.ص تپل و صورتیم بیرون افتاد یهو کو.ن تپل و برزیلیمو با دستاش بلند کرد و روی ک.یرش نشوندم که ناله ام بلند شد _باید سوراخ کو.نتو بلیسم تا بتونی ک.یرمو تحمل کنی عرووس آهه اینقد حشری شده بودم که کو.نمو با دست باز کردم و ک.یرشو تا نصف توی سوراخ کو.نم فرو کردم که یهو وحشی شد و شروع کرد به تلمبه زدن تو سوراخ کو.نم و مالوندن ک.صم که....... https://t.me/+_OH4zM8fb4VkMTg0 https://t.me/+_OH4zM8fb4VkMTg0

#پارت۳ _اردوان #کـ*ـیرت داره توی #کـ*ـصم بزرگ تر میشه آههه... شهوتی نوک #پستون هامو مکید و #کـ*ـصمو مالوند که ناله هام بلند شد. _ #کـ*ـص صورتیت حش‍*‍ریم کرد کوچولو آههه 🔞💦🍑 محکم تر خودمو روی #کـ*ـیرش بالا پایین کردم که صدای شلپ شلوپ برخورد #کـ*ـیر و‌ ت*خماش تا ته #کـ*ـصم توی اتاق پیچید یهو با دیدن زن اردوان لخت با یه #کـ*ـص تپل و‌ #پستون های گنده شهوتی نگاهش کردم که یهو امد روی تخت و سریع روی دهن اردوان نشست و شروع کرد لب بازی کردن باهام و با ملچ ملوچ اردوان #کـ*ـصشو میخورد و هردوتامون آه و ناله هامون بلند شده بود و..... https://t.me/+clVbk89H_uY0MTQ0 https://t.me/+clVbk89H_uY0MTQ0 روی دهن و #کـ*ـیرکلفت شوهرشون سواری میکنن و...🔞🍆💦👆🏼

مرزِ ممنــ🔞ــوعه _آهههه اووف اردوان آههه محکم ترر اومم آههه..🔞💦🙊 با شهوت به اردوان و زن سکسی و‌ #پستون گنده اش نگاه کردم که چجوری #ک*ص تپلش روی #ک*یر گنده مرد خشنی که منو تصاحب کرده بود سواری میکرد... _آههه اووف چه #ک*صی داری عروسک آههه محکم ترر سواری کن روی #ک*یرم اووف... حش‍*‍ری روی دهن اردوان نشستم که خشن تر توی #ک*ص زنش کوبید و یهو چو*چولمو گاز گرفت و با ملچ ملوچ #ک*صمو شروع کرد به خوردن که در اتاقش باز شد و.... https://t.me/+clVbk89H_uY0MTQ0 https://t.me/+clVbk89H_uY0MTQ0 مرد خشن و *یرکلفت که زن *ص تپلش و‌ دختر کوچولوی حش‍*‍ری رو جر میده...🔞🤤💦👆🏼#فول‌ممنوعه🔞💦

#دخترهورنی‌یتیم🫦💦 #part5 _من ک.ص تو رو میخورم تو ک.ص منو دخترم! با ذوق لای چاک کـ.ص تپل و سفید مادرم رفتم و جوونی گفتم _چقد سفیده لامصب! از کـ*ص منی که چهارده سالمه خیلی خوشگلتره. مامان خندید و با عشوه رو به بابا گفت _ببین مهدی قدر کـ.صمو بدون! بابا درحالی که همزمان با دست راستش کـ.ص منو و با دست چپش کـ.ص مامان رو میمالید گفت _من قربون کـ.ص جفتتون بشم!🙈💦 https://t.me/+TgZ-8iMW2uk2ZjFk https://t.me/+TgZ-8iMW2uk2ZjFk مهدی و عاطفه زوج هورنی که از پرورشگاه دختر به فرزندخوندگی قبول میکنن تا هرشب با فانتزی های عجیب غریب خودشون باهاش سکس کنن💧

#دخترخوانده‌هات🙈💦 #part1 زبونش رو لای چاک کـ.صم کشید که موهاش رو توی دست گرفتم و پاهام رو بیشتر دور گردنش حلقه کردم و جیغ کشیدم _آه..آهـهه..آهـهههه بخوررر بابایی بخورر اومم زبونش رو تندتند لای کـ.صم میکشید و از اونطرف با دستش کـ.یر درازش رو میمالید سرش رو محکمتر چنگ زدم که با شدت بیشتری کـ.صم رو به دندون گرفت با لذت جیغ کشیدم _آه..لعنتی آهههه کـ.یرتو میخوام بابایی کـ.یرش رو خیس کرد و دم سوراخ کـ.صم گذاشت که با ذوق گفتم _پردمو بزن بابایی!👅👇💦 https://t.me/+TgZ-8iMW2uk2ZjFk https://t.me/+TgZ-8iMW2uk2ZjFk مردی که دختر از یتیم خونه به سرپرستی قبول میکنه تا هر روز بکنتش🍑💧

#دخترناخوانده🔞🔞 #part2 _بابا میشه تا وقتی مامان اینجا نیست کـ*صمو بخوری؟! شلوار مدرسه ام رو درآوردم و روی تخت دراز کشیدم که بابا اومد لای پاهام و دستی به کـ*ص خیس از آبم کشید و جوونی گفت _چه کـ.صی رو از یتیم خونه به فرزندخوندگی قبول کردیم.. زبونشو لای چاک خیس از آب کـ.صم کشید همزمان که کـ.صم رو میمالید پستون هامم توی دست گرفته بود _اگه میدونستم حس پدر بودن اینقد خوبه که میتونم دوتا کـ.ص بکنم زودتر از یتیم خونه دختر میاوردم!🔞😱👇 https://t.me/+TgZ-8iMW2uk2ZjFk https://t.me/+TgZ-8iMW2uk2ZjFk مهدی مردی که بچه دار نمیشه و تصمیم میگیرن دختری از یتیم خونه بیارن ولی..💦

مکانیک هات🔞 #part3 _سامع آههه نکن اومم الان یکی میببنه آهههه اووف.. ولی سامع حشری روی موتور #ک*صمو از هم باز کرده بود و تند تند انگشت کلفتشو توی ک*ص تنگ و تپلم میفرستاد🔞🍑 _اووف #ک*ص تپلی سامع آههه یه بچه دبیرستانی چطوری اینقد ک*ص آبدار داره اوففف حشری و هیجان زده آه و ناله کردم که زیر گوشم جونی گفت و تلمبه هاشو توی #ک*صم بیشتر کرد و یهو دست برد یقمو جر داد که #پستون های درشت و نوک صورتیم بیرون افتادن هینی کشیدم که دوتا انگشتای کلفتش تا ته توی ک*صم فرو رفت و با دیدن پیرمرد #ک..یرکلفت که با دیدنمون تو ماشین جق میزد......... https://t.me/+whQunAw1TC85NTJk https://t.me/+whQunAw1TC85NTJk روی موتور ترتیب *ص و کو*ن دختر دبیرستانی رو میده که....👆🏼🔞💦🤤

مکانیـ🔞ـک‌سکـ💦ـس _اومم اوف باید #ک*صتو تعمیر کنم عروسک آههه #ک*صت خراب شده نیاز به ک*یر روغنی و کلفت مکانیک داره تا سیر بشه اووف... حش‍*‍ری به عضلات خیس و هاتش نگاه کردم و #ک*صمو از هم باز کردم که آب #ک*یر از توی #ک*صم روی کابوت ماشین ریخت که #ک*یرش با دیدن این منظره دوباره راست کرد.... _آههه اووف بدو نوک صورتی #پستون هاتو بنداز توی دهنم تا #سالارکلفتمو بکنم توی #ک*صت آهههه شهوتی نوک #پستون هامو گرفتم و مالوندم که یهو #ک*یرشو تا ته توی #ک*صم کوبید و محکم شروع کرد به تلمبه زدن و یهو...... https://t.me/+whQunAw1TC85NTJk https://t.me/+whQunAw1TC85NTJk مکانیک هات با #کـ*یر کلفتش دوبار #کـ*ص صورتی دختره رو تعمیر میکنه و...🔞🙈💦🫦

ـ آههه #ک*صمو بلیسید پسرا اومم زبون های داغتونو رو #چو*چولم تکون بدید ـ جووون عجب ک*ص صورتی و خوشمزه ای کو.ن تپلتو بلرزون سـ*کسی شهوتی ناله ای کردم که دهن داغشون از ک*ص خیسم کنار رفت و انگشتای هر دوتاشون ک*صمو مالید و شروع به انگشت کردن ک*صم کردن که از لذت جیغ کشیدم و نوک صورتی ممه هامو تو دهن داغشون گذاشتم که محکم مک زدنش ـ آههه تندتر ک*یر کلفتای من اوففف انقدر گشادم کنید که ک*یر کلفت و دراز هر دوتاتون تو سوراخ ک*صم جا بشه آههه آب از سوراخم بیرون پاشید که ک*یر های دراز و شقشون تو ک.صم فرو رفت و جیغی از درد زدم که عموی ناتنیم با ک*یر لختش سر رسید و همزمان با تلنبه های وحشیانه ی پسراش ک*یرشو از پشت تو سوراخم فرو کرد و...... ـ هرزه ی حشری ک*یر پسرام سیرت نمیکنه میخوام سوراخ تنگ ک*ونتم خودم پر کنم https://t.me/+_XJk7_91AjgyNDRk https://t.me/+_XJk7_91AjgyNDRk ک.ص دادنم به دوقلو های ک.یر کلفت🔞💦

دیـــت‌ســـــه‌نفـــره🔞😈💦 #پارت‌سیـزدهم دوتا کیـ*ر تو کـ*ص و کونم بود و از دهن داشتم برای عمو ساک میزنم _آههه دهنشم مثل کـ*صش داغه بابا؟💦 عموم محکم تر موهامو گرفت و تو دهنم تلمبه زد _داغ و تنگه اههه یکی از پسرعموهام که داشت تو کون تنگم تلمبه میزد با ناله‌ی عمیقی گفت _اوووف مطمئنم هیچ جاش مثل کونش تنگ نیس، داره کیـ*رمو له میکنه تو خودش..😈🍆🔞 عموم خودشو از دهنم بیرون کشید و روبه پسراش گفت _حالا جاهامونو عوض کنیم می‌خوام کص برادر زادمو بکنم😈🔞💦 https://t.me/+_XJk7_91AjgyNDRk https://t.me/+_XJk7_91AjgyNDRk دختره با عموش و دوتا از پسرعموهاش سکـ*س گروپی میکنه😱😈🔞💦

کـ*ص پنـبه‌ای👅🔞 #part13 _ #کـ*ص خیس و تپلت مثل پنبه نرمه نعنا! کلوچه کوچولوم باز با #کـ*یر دشمن عوضی بابام داشت پر میشید و با التماس خودمو منقبض کردم که #کـ*یرشو محکم تر کوبید! _دوست دارم هر شب این #کـ*ص پر از خو.نو بکنم! کـ*صم به خاطر #تلمبه های وحشیانش عین یه دختر #باکره خون پس میداد و با چنگ زدن لحاف مظلوم نگاش کردم _سوراخت حتی از پنبه های نرم مغازمم تمیز تره! پاهامو بیشتر باز کرد و محکم دستشو کوبید به کـ*صم! _تو که تا اینجاش اومدی و #کـ*صتو با #کـ*یرم پر کردی....چطوره حالا نرمی کـ*صتو با پنبه واقعی امتحان کنم؟! ترسیده نگاش کردم که کلی پنبه از مشمبا بیرون کشید و نذاشت تکون بخورم! _اگه نزاری تو #کـ*صت اینارو فرو کنم از کو*ن میکنمت! بیچاره و پر از درد سرمو تکون دادم که یه مشت دیگه پنبه تو #کـ*صم کرد و با انگشت....🔞🔞 https://t.me/+oO53WcaQ4-44ODVk https://t.me/+oO53WcaQ4-44ODVk کـ*ص تنگ دختره رو با پنبه پر میکنه😱🔞💦

اسپویل از وی ای پیمون ؛ چه اتفاقی افتاده که پسر جذابمونو به این روز انداخته؟!🐈 توی وی ای پی فصل اول به پایان رسیده و فصل دوم
اسپویل از وی ای پیمون ؛ چه اتفاقی افتاده که پسر جذابمونو به این روز انداخته؟!🐈 توی وی ای پی فصل اول به پایان رسیده و فصل دوممون به پارت ۲۰ رسیده. برای خرید با قیمت تنها 69 ت به ایدی زیر پیام بدید💙: @Advip_novel اسم رمان حتما قید بشه🦈

_ آهههه آییی تند تر، بگا تپلم زیرت داره حال میکنه! تلمبه هاش تو بهشت خیسم هر لحظه تند تر میشد و انگشتاش رو چو.چو.لم بود _ مال یه پیر مرد چه لذتی داشت برات جنده؟ ک.یر من بیشتر بهت حال میده یا اون پیری؟! به نوک سینه هام چنگ زدم و با آهو ناله گفتم: _ توووو ...خیلی کلفتی دارم جر میخورم با حرفم شدت ضربه هاش بیشتر شد و ... https://t.me/+oO53WcaQ4-44ODVk https://t.me/+oO53WcaQ4-44ODVk پسره دختره رو به خاطر رابطه با یه پیرمرد میگاد😈💦🔞

#سکس‌با‌برادرناتنیم 🙊💦🔞 _نمیترسی مامانم بفهمه پسر شوهرش داره دختر کوچولوشو میکنه؟ نفس داغشو لای ک.صم خالی کرد _وقتی مامانت داشت زیر بابام می‌خوابید باید فکر اینم میکرد کوچولو لیسی به شیار ک.صم زد که انگشتام چنگ ملحفه کردم _شاهان میترسم...لعنتی بس کن بی توجه زبونشو لوله کرد و داخل سوراخ سرخ باک.رم فرو کرد _نبات کوچولو وقتی زیر تنم میلرزی بدجوری ک.یرمو ش.ق میکنی با شهو.ت دستشو روی اندامم کشید _مالک تنت منم...مالک تنی که خودم لمسش کردم با فرو کردن ک.یر بزرگش داخل سوراخم... https://t.me/+pDvkX5r-7uk4MGJk https://t.me/+pDvkX5r-7uk4MGJk فکر میکردم فقط یک حس شهو.ته که بهش دارم اما وقتی که با هر لمسش تنم سست شد فهمیدم که...

#دکترحشری💦 #part1 #کـ*صم رو چنگ زد که با شهوت بهش زل زدم و پچ زدم _دکتر تو جلسه ایم بدون توجه به حرفام یکی از انگشتاشو توی #کـ*صم کرد و به حرفاش ادامه داد _خب امروز همه پرسنل رو اینجا جمع کردیم که بهتون بگم کارتون عالی بود.. حرفاش رو نمیشنیدم و فقط انگشتای بزرگش که توی #کـ*صم کرده بود رو حس میکردم و از لذت به روپوش پرستاریم چنگ انداخته بودم انگار از حشریت من لذت میبرد که انگشت دومشم توی #کـ*صم کرد دیگه نتونستم طاقت بیارم و آه و ناله ام توی اتاق پیچید _اههه اهییی آقای دکتر اههیی همینجا منو بکن کـ*ـیر کلفت من! https://t.me/+UG9SsjuoGJZhYzRk https://t.me/+UG9SsjuoGJZhYzRk دکتری که جلوی پرسنلش #کـ*ص پرستاره میذاره💦

#داستان_لزبین سلام دوستان من هانیه‌‌ام۱۸سالمه میخوام خاطره‌ی سکس با دختر عمه رو تعریف کنم واستون من یک دختر عمه دارم به اسم مهسا ک 10 سال از خودم بزرگتره و توخانواده خوشگلترینه واقعاااا،اندامش خیلی سکسیه وممه‌‌های بزرگی داره منو مهسا خیلی باهم رفیق بودیم و شوخی میکردیم یه جورایی جعبه سیاه همدیگه بودیم ی شب خونه عمم دعوت بودیم برای شام،موقع خدافظی دختر عمم گفت تو شب بمون میخوای بری خونه چیکار،عمم هم گفت راس میگه فردا ک جمعه‌س شب بمون،خلاصه بابام اجازه داد گفت اشکال نداره بمون… منو مهسا رفتیم تو اتاق کنار هم دراز کشیدیم حرف میزدیم و غیبت می کردیم،بعدش مهسا لباس عوض کرد من چون لباس راحتی نداشتم با لباس بیرون دراز کشیدم که دخترعمم گفت در اتاقو قفل میکنم لباساتو در بیار منم گفتم اوکیه پس یک شلوارک بهم داد یک تیشرت آخر شب بود من گرمم شده بود تیشرتو در آوردم با بیکینی خوابیدم یهو دختر عمم گفت جووون میخوای بدی… گفتم به کی حتما به تو خخخ گفت والا بدمم نمیاد ماشالله تو انقدر سفیدی که ادم هوس میکنه ،من خندیدم چیزی نگفتم دیهگ کم‌کم داشت چشام میرفت خوابم برد،من یهو از خواب بیدار شدم دیدم مهسا داره پورن لزبین رو میبینه،هول شد سریع قطع کرد منم گفتم اوووووو داشتی چی نگاه میکردی گفت هیچی بابا بگیر بخواب. خلاصه یکم اذیتش کردم و خوابیدم… تو خواب حس کردم یکی داره خودشو بهم میمالونه،راستش منم از لز بدم نمیومد چون با دوستم خیلی راجب اینا حرف زدیم و لب گرفتیم از هم. خلاصه مهسا کم‌کم دستش داشت میرفت سمت ممه‌هام منم داشتم حال میکردم هی تکون میخوردم فهمید بیدارم،با صدای شهوتی و آروم گفت هانیه بیداری منم سر تکون دادم برگشتم سمتش سریع اومد روم شروع کرد خوردن لبام… وااای خیلی دوس داشتم خوب میخورد،ممه‌هامو لیس میزد و گاز میگرفت انقدر وحشی شده بود ک تحمل نکرد سریع رفت سمت کصم شلوارک و شورتمو باهم در اورد پاهامو داد بالا با دستمال مرطوب ک..صمو و کونمو تمیز کرد شروع کرد خوردن ک..صم منم تو اسمونا بودم و ناله های ریزی میکردم کم‌کم رفت سمت سوراخ کونم انگشتشو میکرد توش و ک..صمو میخورد. هی میگفت چه کوسی داری کوچولو خودم پردتو میزنم منم هورنی بودم گفتم..... ادامه این داستان واقعی لزبین و سکسی رو توی کانال زیر بخونید👇🔞💦🏳‍🌈 https://t.me/+4diicAz8YQljY2Yy https://t.me/+4diicAz8YQljY2Yy https://t.me/+4diicAz8YQljY2Yy

داستان سکسی تصویری پدر شوهر حشری🍑 پدر شوهر حشری که کلوچه عروسشو جر میده و حاملش میکنه🤤 مشاهده داستان🔥💦 https://t.me/+4diicAz8YQljY2Yy

#پرستار‌کص‌صورتی🔞💦 #Part_7 نوک سینه هامو مالیدم و روی پاهای خلافکار معروف شهر نشستم لبامو با عشوه روی لبای مردونه و قلوه‌ایش قرار دادم و لب زدم: -زود باش اینجا همه منو میشناسن ، ک.صم خیلی داغه ک.یر میخوام.. چنگی به باسنم زد و همونجا شلوار پرستاری تنگمو پایین کشید. -جووون ، پرستار جنده‌ی من.. نمیترسی این کلفتی جرت بده؟! با عشوه خندیدم و گفتم: -بکن توم نترس ، من عادت دارم! با این حرفم محکم منو روی ک.یرش نشوند و..😱🔞 https://t.me/+FbCPNqlF1-xhNDJk https://t.me/+FbCPNqlF1-xhNDJk ک.ص پرستار بیمارستانو تو بیمارستان جر میده💦❌

تریسام با جنـ*ده تپلی🔞💦 #part10 _آخخـخخخ البرز انگشتت #ک...صمو پاره کرد! داشتم به دوست پسر سن بالام وسط جاده #ک.ون میدادم و پسر عموش با دیدنمون ک...یر بزرگشو میمالید _اوووف....گنده بودن #ک...یر تو خانواده شنا ارثیه؟! البرز محکم دستشو کوبوند به #کو.نم و بی توجهه به بوق ماشینا محکم تر #ک...یرشو توم جا کرد _آههههـهه... #کو.نم پاره شد لعنتی...میخوام از #ک...ص منو بکنین! البرز حرصی چسبوندتم به صندوق ماشین که پسرعموش با کشیدن #کا.ندوم رو #ک...یرش نزدیکم شد و البرزو کنار زد! _ک..صش مال خودمه...تو دهنشو #جر بده! البرز موهامو گرفت و #ک...یرشو نزدیک دهنم اورد که با لذت شروع کردم به ساک زدن #ک..یر بزرگش و همزمان پسرعموش ک...یرشو کرد تو ک..صم _جووون....چه ک...ص #تنگ و داغی داری! با لذت داشتم بهش #ک...ص میدادم و صدای #شالاپ شلوپش تو تاریکی جاده پیچیده بود که با نگه داشتن یهویی یه ماشین کنار جاده و پیاده شدن سه تا مرد قلچماغ با #خشتکای سیخ.....🔞🔞 https://t.me/+NGkt_Ju1nKJhYjU8 https://t.me/+NGkt_Ju1nKJhYjU8