2 151
订阅者
-124 小时
+737 天
+6430 天
帖子存档
سلیمان میناسیان؛ فیلمبردار سینمای ایران
سلیمان میناسیان (۱۳۱۰، رشت)، فیلمبردار ایرانی ارمنیتبار، از چهرههای مهم سینمای مستند ایران بود. او در همکاری با ابراهیم گلستان، فیلمبرداری آثاری چون «تپههای مارلیک»، «گنجینههای گوهر»، «موج، مرجان، خارا» و «خرابآباد» را برعهده داشت. «خانه سیاه است» ساختهٔ فروغ فرخزاد و «لبئوس به نام تادئوس» ساختهٔ آربی اوانسیان نیز در شمار آثار مهم کارنامهٔ او قرار دارند.
میناسیان در سینمای داستانی نیز فعالیت داشت و فیلمبرداری «خشت و آینه» ابراهیم گلستان از تجربههای مهم حرفهای او بود. او به همراه برادرش هراند میناسیان، صدابردار سینما، استودیوی چاپلینفیلم را تأسیس کرد و در ساخت فیلمهای «طلوع» و «فریاد» مشارکت داشت. «طلوع» برای فیلمبرداری جایزهٔ نخستین جشنوارهٔ سپاس را برای او به ارمغان آورد.
او در کنار سینما به نقاشی نیز میپرداخت و پرترههایی از چهرههای فرهنگی و هنری میکشید. پس از انقلاب به لندن رفت و در ۹۵سالگی در این شهر درگذشت.
نام سلیمان میناسیان با بخشی از مهمترین تجربههای سینمای مستند و مدرن ایران پیوند خورده است.
یادش گرامی.
🔸 چگونه به سینمای مستند بیندیشیم؟
شرکتکنندگان: ژان روش، فردریک وایزمن و یوهان فان در کوکن
محل برگزاری: لافمیس، فرانسه
سال برگزاری: ۱۹۸۷
مدت زمان: ۸۳ دقیقه
🔹 میزگردی تاریخی با حضور سه چهرهٔ برجستهٔ سینمای مستند که در آن، تجربهها و دیدگاههای متفاوت دربارهٔ فیلمبرداری از واقعیت، نقش فیلمساز و رابطهٔ او با سوژه به بحث گذاشته میشود. این نشست پس از نمایش فیلم «بلایند» (Blind) ساختهٔ فردریک وایزمن برگزار شد.
🔹 محورهای اصلی بحث:
▪️ سینمای مشاهدهگر در برابر دوربین مشارکتجو
▪️ واقعیت، مداخله و مسئولیت اخلاقی فیلمساز
▪️ تدوین و کشف معنای فیلم
▪️ رابطهٔ فیلمساز با سوژه و مسئلهٔ بازخورد
▪️ موسیقی در سینمای مستند
▪️ آیندهٔ سینمای مستند و امکانهای تولید و نمایش
◽️ این گفتوگو فرصتی کمنظیر برای شنیدن سه رویکرد متفاوت به یکی از پرسشهای بنیادین سینماست: چگونه میتوان واقعیت را فیلمبرداری کرد و در عین حال، از نقش خود در شکلگیری تصویر غافل نماند؟
◽️ ترجمهٔ گروه داکریویو
Documentary Review
Repost from N/a
🎬 اومبرتو اکو در «پشت درهای بسته» (۲۰۱۲)
پرترهای از یکی از مهمترین نویسندگان و متفکران قرن بیستم.
مستندی از تری وِن دامیش که در آن اومبرتو اکو در خانهاش، میان کتابها و یادگارهای شخصی، از زندگی، آثار و جهان فکری خود میگوید. گفتوگو از خاطرات کودکی در ایتالیای فاشیستی تا رماننویسی، نشانهشناسی و علاقهاش به کتابهای قدیمی را در بر میگیرد.
کودکی و حافظه: اکو از تجربههایش در دوران فاشیسم و جنگ میگوید؛ خاطراتی که در شکلگیری نگاه او به قدرت، ایدئولوژی و مقاومت نقش داشتند.
رماننویسی و نشانهشناسی: او از شکلگیری ایدهٔ نام گل سرخ، علاقهاش به داستانهای جنایی و رابطهٔ نویسنده با خواننده صحبت میکند. همچنین از تجربههایش در موسیقی تجربی و دوستی با موسیقیدانانی چون لوتچیانو بریو و کتی بربریان میگوید.
کتاب، دروغ و توطئه: اکو در میان کتابهای کمیابش از علاقه به جهانهای خیالی و زبانهای ابداعشده حرف میزند و با اشاره به گورستان پراگ، قدرت دروغ و جعل در تاریخ را بررسی میکند.
ترجمه و زیرنویس: BookReviewNotes
فیلم چهارم
«یادداشتهای تصویری ساراباند»
این مستند ۴۴ دقیقهای که در سال ۲۰۰۳ ساخته شد، گزارشی تصویری از روند تولید آخرین فیلم اینگمار برگمان، «ساراباند»، است. توبیورن اِرنوِل، دستیار کارگردان، طی سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ دوربین خود را به پشت صحنه برده و لحظههایی از کار روزمرهٔ برگمان و گروه فیلمسازیاش را ثبت کرده است.
در این تصاویر، از جلسات تولید و تست لباس و گریم گرفته تا تمرین با بازیگران، آمادهسازی صحنهها و گفتوگوهای میان عوامل فیلم را میبینیم. دوربین در کنار ثبت روند ساخت فیلم، لحظههای غیررسمیتری را نیز ضبط میکند؛ از شوخیها و خاطرات برگمان گرفته تا صحبتهای او دربارهٔ سینما، تئاتر و تجربههای کاریاش. به این ترتیب، فیلم فرصتی فراهم میکند تا برگمان را نه فقط بهعنوان کارگردانی صاحبنام، بلکه در جریان کار و در تعامل با بازیگران و همکارانش بشناسیم.
«یادداشتهای تصویری ساراباند» در سال ۲۰۰۸ در قالب دیویدیِ همراه کتاب The Ingmar Bergman Archives از انتشارات تاشن نیز منتشر شد.
ترجمه و زیرنویس عماد سالک
با یادِ هوشنگ کاووسی
DocumentaryReview
فیلم سوم
«فیلمهای هشتمیلیمتری اینگمار برگمان»
این مستند کوتاه که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد، مجموعهای از تصاویر کمتر دیدهشده از پشت صحنۀ سه فیلم اینگمار برگمان را گرد هم میآورد: «خاکاره و پولک/غروب دلقکها»، «مهر هفتم» و «همچون در یک آینه». این تصاویر را برگمان یا همکارانش ثبت کردهاند و فیلم با توضیحات ماری نیررود، روزنامهنگار سوئدی، همراه است.
در این تصاویر صامت، برگمان را در موقعیتهایی غیررسمی میبینیم؛ در کنار بازیگران و اعضای گروه، هنگام کار و در فاصلههای میان فیلمبرداری. هریت آندرسون، بیبی آندرسون، گونار بیورنستراند و مکس فون سیدو از جمله چهرههایی هستند که در این نماهای آرشیوی دیده میشوند.
«فیلمهای هشتمیلیمتری اینگمار برگمان» بهجای ارائهٔ گزارشی رسمی از ساخت فیلمها، لحظههایی از کار روزمره و فضای پشت صحنه را ثبت کرده است؛ تصاویری که وجهی کمتر رسمی از برگمان و رابطۀ او با بازیگران و گروه فیلمسازیاش نشان میدهند. این مستند در مجموعهٔ دیویدیِ همراه کتاب The Ingmar Bergman Archives از انتشارات تاشن نیز منتشر شده است.
ترجمه و زیرنویس عماد سالک
با یادِ هوشنگ کاووسی
DocumentaryReview
Repost from N/a
🎬 آن کارسون؛ زندگی منصفانه نیست
گفتوگویی با آن کارسون دربارهٔ نوشتن، حافظه، ترجمه، تنهایی و مواجهه با مرگ.
کارسون از دشواری نوشتن دربارهٔ تجربههای شخصی میگوید و توضیح میدهد چرا توجه به جزئیات کوچک، آدمها را از قالبهای ذهنی ما بیرون میآورد. از داییِ پدرش، مردی منزوی در جنگلهای کانادا، و از مادرش در روزهای پایانی زندگیاش حرف میزند؛ مادری که حتی در بیمارستان نگران ابروهایش بود.
او در بخشی تکاندهنده از پارکینسون و از دست رفتن لذت دستنویسی میگوید؛ تجربهای که به جستار Gloves On شکل داده است. سپس به سافو، سکوت و جاهای خالی در ترجمه میرسد: چرا نباید همیشه بخشهای ازدسترفتهٔ یک متن را بازسازی کرد؟ و مرز میان ترجمه، جنون و شعر کجاست؟
گفتوگویی سرشار از خاطره، طنز و تأمل دربارهٔ ادبیات و ناعادلانهبودن زندگی.
گفتوگو با آن کارسون
ترجمه و زیرنویس: BookReviewNotes
فیلم دوم
«پشت صحنۀ سونات پاییزی»
این مستند، اینگمار برگمان را هنگام ساخت «سونات پاییزی» در سال ۱۹۷۷ نشان میدهد. فیلمی که با همکاری اینگرید برگمان و لیو اولمان ساخته شد. این فیلم بخشی از مجموعهٔ مستندی گستردهتر دربارهٔ روند تولید «سونات پاییزی» است که برگمان و آرنه کارلسون آن را ساختهاند.
دوربین، بهجای روایت و توضیح رسمی، برگمان را در جریان کار دنبال میکند: از تمرین با بازیگران و شکل دادن به میزانسن و بازی، تا تنظیم نور، دوربین و جزئیات صحنه.
اینگرید برگمان، لیو اولمان، لنا نایمان، هالوار بیورک، ارلاند یوسفسون و اِسْوِن (نیکویست)، فیلمبردار همیشگی برگمان، از جمله چهرههای حاضر در این فیلماند.
«پشت صحنۀ سونات پاییزی» بیش از آنکه صرفاً یک گزارش از ساخت یک فیلم باشد، تصویری نزدیک و زنده از شیوهٔ کار برگمان است؛ فیلمی دربارهٔ لحظهای که ایده، بازیگر، دوربین و نور، قدمبهقدم به یک فیلم تبدیل میشوند.
ترجمه و زیرنویس عماد سالک
با یادِ هوشنگ کاووسی
DocumentaryReview
Code: 191
فیلم اول
«یک تصویرساز؛ اینگمار برگمان در حال کار»
این مستند، برگمان را هنگام تولید تلویزیونی نمایش «تصویرسازان» نوشتهٔ پیاو انکویست در دراماتن، تئاتر سلطنتی سوئد، نشان میدهد. فیلم در ۱۹۹۹ فیلمبرداری و در ۲۰۰۰ ساخته شده است.
بنت وانسلیوس، عکاس و فیلمساز سوئدی و عکاس باسابقهٔ دراماتن، سازندهٔ فیلم است. او سالها با برگمان همکاری داشت و از کار او در تئاتر تصاویر ارزشمندی از او ثبت کرد.
فیلم بهجای یک گفتوگوی رسمی، برگمان را در حین کار نشان میدهد: از میزانسن و هدایت بازیگران تا تنظیم نور و دوربین و شوخی با گروه. او از ویکتور شوستروم، سلما لاگرلوف و گرتا گاربو میگوید و دربارهٔ بازیگری، فیلمبرداری و تاریخ سینمای سوئد صحبت میکند.
در فیلم، پیاو انکویست، لنا هولستروم، آنیتا بیورک، الین کلینگه، کارلماگنوس دلّو و هنری «نیپان» نیبری نیز حضور دارند؛ نیبری، آپاراتچی و دوست قدیمی برگمان، در نسخهٔ تلویزیونی نمایش نیز بازی کرده است.
«یک تصویرساز» مستندی صمیمی از برگمان در محیطی است که به آن تعلق داشت: هنگام کار با بازیگران و روی صحنه.
ترجمه و زیرنویس: عماد سالک
با یادِ هوشنگ کاووسی
DocumentaryReview
Code: 190
کتاب «کارگردانی برگمان» (Regi Bergman)، اثر پل دانکن و بنت وانسلیوس، در سال ۲۰۰۸ توسط نشر مکس استروم منتشر شد. کتابی مصور با بیش از هزار عکس از زندگی و آثار اینگمار برگمان که یک دیویدی ویژه نیز همراه آن عرضه شد.
این دیویدی شامل چهار فیلم است:
«فیلمهای شخصی اینگمار برگمان» ــ ۱۸ دقیقه؛ فیلمهایی شخصی و خانوادگی از برگمان که جنبهای خصوصیتر از زندگی او را نشان میدهند.
«از پشت صحنهٔ سونات پاییزی» ــ ۲۰ دقیقه؛ ساختهٔ آرنه کارلسون در سال ۱۹۷۸، دربارهٔ روند تولید فیلم و کار برگمان با بازیگران و عوامل.
«یک تصویرساز؛ از فیلمبرداری تصویرسازان» ــ ۳۲ دقیقه؛ ساختهٔ بنت وانسلیوس در سال ۲۰۰۰، هنگام تولید تلویزیونی نمایش «تصویرسازان» در ۱۹۹۹؛ برگمان در این فیلم در حال هدایت بازیگران و کار با میزانسن، نور و دوربین دیده میشود.
«دفترچهٔ ویدئویی ساراباند» ــ ۴۴ دقیقه؛ ساختهٔ توبیورن ارنوال در سال ۲۰۰۳، که روند تولید «ساراباند»، آخرین فیلم برگمان، را ثبت میکند.
این چهار فیلم در مجموع ۱۱۴ دقیقه هستند و دورههای مختلف کارنامهٔ برگمان را، از تصاویر شخصی تا آخرین فیلمش، در بر میگیرند.
DocumentaryReview
مردم شیلی او را نگهبان حافظۀ ملی میدانند؛ مستندسازی که تاریخ سرکوبشده را زنده نگه داشت، کرامت دوران وحدت مردمی را حفظ کرد و نگذاشت درد دیکتاتوری به فراموشی سپرده شود.
میراث پاتریشیو گوسمان برای همیشه در قلب شیلی و تاریخ سینما خواهد ماند.
بدرود.
QEPD Maestro Guzmán 🖤
🔸 رقص: باله اپرای پاریس
کارگردان: فردریک وایزمن
محصول: فرانسه و آمریکا
سال تولید: ۲۰۰۹
مدت زمان: ۱۵۹ دقیقه
🔹 دوربین فردریک وایزمن به پشتصحنۀ یکی از معتبرترین نهادهای هنری جهان، یعنی بالۀ اپرای پاریس میرود تا زندگی روزمره، تمرینات طاقتفرسا و سازوکار درونی این مجموعه را به تصویر بکشد.
«رقص» صرفاً مستندی دربارهٔ زیبایی هنر باله نیست؛ پرترهایست دقیق از یک نهاد زنده و پیچیده. فیلم با نگاهی مشاهدهگرانه، بدون هیچگونه قضاوت، مصاحبه یا گفتار متن (نریشن)، تلاش، نظم، و فداکاریهای فیزیکی و روحی رقصندگان و همچنین چالشهای مدیریتی را برای خلق یک اثر هنری باشکوه نشان میدهد.
◽️ فردریک وایزمن از بزرگترین استادان سینمای مستند و از پیشگامان سبک «سینمای مشاهدهگر» (Direct Cinema) به شمار میرود و بسیاری «رقص» را یکی از شاهکارهای او در نمایش کالبدشکافانۀ نهادهای انسانی و از نمونههای درخشان مستندسازی هنری میدانند.
◽️ترجمۀ گروه داکریویو
ترجمه و زیرنویس برای نخستینبار
Documentary Review
کالبدشکافیِ زیبایی و رنج
۱. «تعریف بژار از یک رقصنده این بود: نیمی راهبه، نیمی بوکسور. او باید قدرت فیزیکی یک ورزشکار و در عین حال انضباط و فداکاری یک زاهد را داشته باشد.» از دیالوگهای فیلم
۲. «وایزمن نشان میدهد که برای خلق چند دقیقه شکوهِ روی صحنه، به چه ارتشی از مربیان، خیاطان، مدیران و خدمتکاران نیاز است.» برگرفته از نقدهای فیلم
۳. «این فیلم فقط دربارهٔ هنر باله نیست؛ پرترهای است از یک نهادِ زنده که همچون یک ماشین عظیم و دقیق برای تولید کمال کار میکند.» منتقدان
این مستند ما را به خلوتِ یکی از معتبرترین و کهنترین نهادهای هنری جهان میبرد. تلاشهای طاقتفرسا در استودیوهای تمرین و فداکاریهای فیزیکی و روحیِ رقصندگانی که میکوشند مرزهای تواناییِ بدن انسان را جابهجا کنند. پرترهای از هنر شگفتانگیزِ باله است که با نگاهِ مشاهدهگر، صبورانه و بدون قضاوتِ فردریک وایزمن به تصویر کشیده شده، بلکه تصویرگرِ تقابل و درهمتنیدگیِ هنر خالص با چالشهای مدیریتی، بوروکراسی اداری و سازوکارِ پنهانی است که در راهروهای تاریک و کارگاههای دوخت لباس جریان دارد تا در نهایت، رویایی بینقص و باشکوه روی صحنه خلق شود.
🎥 José and Pilar (2010)
ژوزه ساراماگو هرگز ابایی نداشت که عقایدِ تند سیاسی و مواضعِ ضدجنگِ خود را در هر تریبونی فریاد بزند یا با طنزی گزنده، سیاستمداران را به بادِ انتقاد بگیرد؛ نویسندهای که حتی از روی تخت بیمارستان و در اوج ضعف، خواستارِ عذرخواهی بوش و بلر از قربانیان جنگ بود و هیچ هراسی از ابراز نظرات جنجالیاش نداشت.
این مستند تصویری صمیمی، بیپرده و تکاندهنده از زندگی مشترکِ بیستسالهٔ یک نابغهٔ ادبی و زنی است که نهتنها همسر، بلکه ستونِ اصلیِ زندگی او بود. فیلمی که نشان میدهد چگونه نویسندهای که به مرگ نزدیک شده بود، با ارادهای شگفتانگیز (و حتی با فرار از خانه برای فتح یک قله در دوران نقاهت!) به عشق همسرش به زندگی برمیگردد تا آخرین شاهکارهایش را خلق کند.
💎 اختصاصی | برای نخستین بار
ترجمهٔ مهرزاد رهسپار
برای اسدالله امرایی
ارائه شده در:
Documentary Review
📌 #ژوزه_و_پیلار #مستند_پرتره #ادبیات_جهان #ساراماگو
عاشقانهای در سایهٔ نوبل و مرگ
۱. «اگر تمامِ عاشقانِ زیبایی، تمامِ کسانی که صداقت و عدالت را دوست دارند، قدرتشان را متحد کنند... دنیا آیندهای خواهد داشت.» – ژوزه ساراماگو
۲. «تقدیم به پیلار، که اجازه نداد بمیرم!» – از تقدیمنامۀ کتاب «سفر فیل»
۳. «پیلار زندگی ساراماگو را عوض کرد. اگر پیلار نبود، شخص دیگری استخدام میشد تا این کار را بکند، اما پیلار او را زنده نگه داشت.» – برگرفته از فیلم
۴. «این فیلم فقط دربارهٔ یک نویسنده نیست؛ دربارهٔ زنی است که پا به پای او با جهان جنگید و او را سر پا نگه داشت.» – منتقدان
این مستند ما را به خلوتِ ژوزه ساراماگو، برندهٔ پرتغالیِ جایزۀ نوبل ادبیات و همسرش پیلار دِل ریو میبرد. فیلمی که روایتی است از روزهای سختِ بیماری ساراماگو در جزیرهٔ لانزاروته و تقلای او برای زنده ماندن و به پایان رساندنِ رمان «سفر فیل». این اثر نهتنها پرترهای از یک غول ادبی است که در هشتاد و چند سالگی با همان صراحتِ همیشگی، جهان و سیاستمداران را نقد میکند، بلکه تصویرگرِ عشقی عمیق و همبستگیِ بینظیرِ زنی است که بنیاد ساراماگو و زندگیِ او را با قدرت و اقتدار مدیریت میکند.
📌 #ژوزه_ساراماگو
🔸 گود زباله (Boca de Lixo)
کارگردان: ادواردو کوتینیو (Eduardo Coutinho)
محصول: برزیل
سال تولید: ۱۹۹۳
مدت زمان: ۴۹ دقیقه
🔹 در محل دفن زبالهای در حومۀ ریودوژانیرو، ادواردو کوتینیو با مردان و زنانی گفتوگو میکند که زندگیشان از دل زبالههای شهر میگذرد.
«گود زباله» صرفاً روایتی از فقر نیست؛ مستندیست دربارهٔ دیدهشدن، کرامت انسانی و رابطۀ پیچیدۀ میان دوربین و سوژه.
فیلم با نگاهی صادقانه و بدون قضاوت، انسانهایی را به تصویر میکشد که اغلب در حاشیه قرار دارند و جامعه آنها را نادیده میگیرد، اما صاحب صدا، حافظه و روایت شخصی خود هستند.
◽ ادواردو کوتینیو از مهمترین مستندسازان سینمای برزیل به شمار میرود و بسیاری گود زباله را یکی از آثار کلیدی دوران میانی کارنامۀ او و از نمونههای درخشان مستندسازی گفتوگومحور در سینمای مستند میدانند.
◽ترجمۀ الهه آذری جوقان
ترجمه و زیرنویس برای نخستینبار
Documentary Review
Boca de lixo | گود زباله
Eduardo Coutinho | ادواردو کوتینیو
(1993)
🔸جدیدترین اثر ورنر هرتسوگ؛ سفری به آیندهٔ حقیقت.
▪️مجموعه مقالات و کتابهای «داکیومنتری ریویو»/
* شمارهٔ ۵/ خرداد ۱۴۰۵
🔸 «آیندهٔ حقیقت»
نوشتۀ ورنر هرتسوگ
ترجمهٔ «مصطفی اورازانی»
▪️«حقیقت هیچ آیندهای ندارد؛ گذشتهای هم ندارد.
با این حال، ما از جستجوی آن دست نخواهیم کشید، نباید دست بکشیم،
و نمیتوانیم دست بکشیم.»
#WernerHerzog
#documentary
#Thefutureoftruth
#مقالات
#مقالات_داکیومنتری_ریویو
Documentary Review
ترجمه برای نخستین بار
🎥 El Crítico (2022)
کارلوس بویرو ابایی نداشت که خروجِ بیحوصلهاش از اکران آخرین فیلم عباس کیارستمی را با افتخار در روزنامه جار بزند؛ رفتاری جنجالی که خشم مخاطبان را برانگیخت و به انتشار نامۀ اعتراضیِ تندی علیه او در روزنامه الپاییس منجر شد.
این مستند پرترهای است از مردی که ۳۵ سال با قلم کوبندهاش جشنوارههای کن، ونیز و برلین را لرزاند؛ کسی که هنوز موبایل هوشمند ندارد، اما یک جملهاش سرنوشت گیشۀ یک فیلم را تغییر میداد.
💎 اختصاصی | برای اولین بار
ترجمۀ مهرزاد رهسپار
برای خسرو دهقان
ارائه شده در:
Documentary Review
📌 #مستند #عباس_کیارستمی #نقد_سینما #اسپانیا #ژورنالیسم
آخرین موهیکانِ نقد
۱. «میخواهم در اشتیاقم برای سینمای خوب با من همراه شوند، و در خشمم نسبت به فیلم بد.»
– کارلوس بویرو
۲. «بویرو به آخرین موهیکان تبدیل شده؛ از نسلی که بیتعارف و محکم آنچه فکر میکند را میگوید. نسل به نسل او را میخوانند، چون اصالتی در کلامش هست که جای دیگری نمیتوان یافت.»
– برگرفته از فیلم
۳. «کاری کرد که امروز دیگر محال است—یک منتقد با انبوه هوادارانش. او فقط منتقد نیست؛ یک ستارۀ راک است.»
– برگرفته از فیلم
۴. «بزرگترین اثر بویرو، شخصیتِ خودِ بویرو است.»
– منتقدان
این مستند ما را از پس شانههای کارلوس بویرو—منتقدِ سرکش، جنجالی و نافذ سینمای اسپانیا—به درون جشنوارههای ونیز، برلین، کن و سنسباستیان میبرد. فیلم، پرترۀ مردی است که یک جملهاش میتوانست سرنوشتِ یک فیلم را تغییر دهد؛ مردی که در عصرِ دیجیتال، هنوز تلفن هوشمند ندارد و اینترنت نمیداند، اما با همان صدا و همان قلمِ بیپروا، جهانی را تکان میدهد. این مستند به همان اندازه که دربارۀ سینما است، دربارۀ تنهایی، دوستی و پایانِ یک دوره است.
📌 #کارلوس_بویرو #مستند #نقدسینما #سینمای_اسپانیا
فردریک وایزمن، یکی از بزرگترین مستندسازان تاریخ سینما، در ۹۶ سالگی درگذشت. خالق «تیتیکات فولیز»، «دبیرستان»، «بیمارستان» و «شهرداری»؛ ناظری بیرحمانه صادق به نهادهای آمریکایی. سینما مدیون اوست.
