ch
Feedback
دفتر شعر🏴🏴

دفتر شعر🏴🏴

前往频道在 Telegram

نشسته ام در ایوان تنهاییم سر در گریبانم، مگر چای قند پهلوی نگاهت، آرامم کند.... اینستاگرام https://www.instagram.com/dafttar_sher ارتباط با ادمین کانال:👇 @Ramiin_mh

显示更多
1 369
订阅者
-224 小时
-27
+530
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+37
在0个频道中
六月 '26
+61
在2个频道中
Get PRO
五月 '26
+15
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+42
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+11
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+37
在3个频道中
Get PRO
十一月 '25
+53
在4个频道中
Get PRO
十月 '25
+1 328
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+141
在10个频道中
Get PRO
八月 '25
+117
在2个频道中
Get PRO
七月 '25
+92
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+95
在7个频道中
Get PRO
五月 '25
+147
在6个频道中
Get PRO
四月 '25
+139
在10个频道中
Get PRO
三月 '25
+110
在2个频道中
Get PRO
二月 '25
+134
在7个频道中
Get PRO
一月 '25
+193
在12个频道中
Get PRO
十二月 '24
+193
在8个频道中
Get PRO
十一月 '24
+164
在9个频道中
Get PRO
十月 '24
+148
在4个频道中
Get PRO
九月 '24
+64
在1个频道中
Get PRO
八月 '240
在0个频道中
Get PRO
七月 '24
+126
在1个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
13 七月+2
12 七月+1
11 七月+2
10 七月+6
09 七月+3
08 七月+1
07 七月0
06 七月+2
05 七月+4
04 七月+2
03 七月+6
02 七月+6
01 七月+2
频道帖子
✨️ بغض انواع ساده‌ای دارد جعبه‌ی بغض مادرت مثلاً اولین بوسه‌ی فراموشی آخرین شعر دفترت مثلاً بغض آداب ویژه‌ای دارد بغض بعد از سلام توی جمع بغض وقتی نمی‌شود خندید به صداهای در سرت مثلاً زودهنگام قرص‌های پدر پهنه‌ی شانه‌های لرزانش بوی رنگی که ماند در خانه لای موهای خواهرت مثلاً عده‌ای بغض‌های سی‌ساله راه افتاده پای لب‌هایت پاکتی بغض زیر هجده سال توی جیب برادرت مثلاً بغض وقتی ندیده‌ای اما دیده را لا اله الا الله... تار موی زنانه‌ای شاید روی رفتار همسرت مثلاً بغض یک مشت حرف‌های درشت ته یک کوچه‌ی بلاتکلیف اولین بار «دوستت دارم» توی تکلیف دخترت مثلاً «برو و دست از سرم بردار» بغض بعد از نگفتن و رفتن برود تا تو را نرنجاند برود دست از سرت مثلاً...! بغض‌هایی همیشه می‌مانند شکل وقتی که تلخ می‌بخشی مثل ظرفی که شسته‌ای اما چربی‌اش روی باورت مثلاً... #راضیه_عربی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

2
✨️ پیش از صدای خروسان باور کردم که پلک‌های تو کتاب صبح را گشود. از آفتابی که نیامده بود از اشک که باید دوباره ریخت دهانت برای
✨️ پیش از صدای خروسان باور کردم که پلک‌های تو کتاب صبح را گشود. از آفتابی که نیامده بود از اشک که باید دوباره ریخت دهانت برای من خنده‌های گرمتر داشت. و خروسان پیش از صدای خود دوباره به خواب شدند از این‌که پذیرفتند روزها دیگر با ماست و این‌که تا روز مرگ بخشوده شده‌ند تا پایانی که ما نیز با آن خواهیم بود. باور کردم سوگند به خواب‌های جوان باور کردم بی‌گناهی‌ی پلک‌های تو را بی‌گناهی‌ی برگ‌ها را که در نور سپید شدند سوگند به هرچه سپیدی‌ست تنها سرو خیانت کرد که پذیرفته‌ی همه‌ی فصل‌ها بود. #بیژن_الهی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
107
3
✨️ ناز کمتر کن، که من اهل تمنّا نیستم زنده با عشقم، اسیر سود و سودا نیستم عاشق دیوانه‌ای بودم که بر دریا زدم رهرو گمگشته‌ای هستم که بینا نیستم اشک گرم و خلوت سرد مرا نادیده‌ای تا بدانی این‌قدَر‌ها هم شکیبا نیستم بس‌که مشغولی به عیش و نوشِ هستی غافلی از چو من بیدل، که هستم در جهان، یا نیستم دوست می‌داری زبان‌بازانِ باطل‌گوی را در برت لب بسته از آنم، کز آنها نیستم دل‌به‌دست‌آور شوی با مهربانی‌های خویش لیکن آن‌روزی، که من دیگر به‌دنیا نیستم پای‌بند آزِ خویشم، مهلتی ای شمع عشق من برای سوختن اکنون، مهیّا نیستم هیچ‌کس جای مرا دیگر نمی‌داند کجاست آن‌قدَر در عشق او غرقم، که پیدا نیستم. #معینی_کرمانشاهی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
76
4
✨️ شمس میگه : اندوه تمام نمی‌شود؛ تو آن‌قدر وسیع می‌شوی که اندوه در تو گم می‌شود. وسیع شو #منهای‌شعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Daftta
✨️ شمس میگه : اندوه تمام نمی‌شود؛ تو آن‌قدر وسیع می‌شوی که اندوه در تو گم می‌شود. وسیع شو #منهای‌شعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
121
5
✨️ دوباره قصه‌ی غم شد ، دوباره رنجیدن دوباره پر شده ام از هجوم نالیدن فروختم دل و دین را به قصد چشمانت در این معامله شد کار من ضرر دیدن همیشه حسرت آغوش خلوتم هستی شبیه فصل رسیدن ، شبیه باریدن به احترام نگاهت دوباره برخیزم برای شوق شکفتن به قصد روئیدن درون برکه‌ی جانم تو ماه زیبایی خوشا تلالو مهرت به وقت تابیدن... #علی‌_خوش‌_قامت ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
148
6
✨️ صدایت کردم و زبان از لبه‌ی تقویم سُر خورد. حرف‌ها پیش از آن‌که به دهان برسند، شکوفه می کنند تا بهار نام دیگر تو باشد ای سپ
✨️ صدایت کردم و زبان از لبه‌ی تقویم سُر خورد. حرف‌ها پیش از آن‌که به دهان برسند، شکوفه می کنند تا بهار نام دیگر تو باشد ای سپیدیِ میانِ دو تاریخ پلک بسته بر تاریکی شب آن پس که ساعت‌ها بی‌عقربه به دورِ خویش می چرخند باران از آستینِ آینه فرو خواهد ریخت و من ردِّ خویش را بر آبِ نانوشته گم خواهم کرد تو آفتابی بر رگِ سنگ آن گاه که خون وضو گرفته در فصلی دیگر هیچ سالنامه‌ای نیامده بود. اکنون هر بار نامت را از لب برمی‌دارم، تقویم بر خویش تا می‌شود، و جهان از حاشیه‌ی خویش می‌افتد. #مرضیه_عربلو ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
106
7
✨️ نیست آرام در آن دل که هوس بسیارست شررآمیز بود شعله چو خس بسیارست دلِ بی‌وسوسه از گوشه‌نشینان مطلب که هوس در دل مرغان قفس بسیارست هر قدم اری و هر خار زبان ماری است آفت دامن صحرای هوس بسیارست بر تهیدستی ما خنده زدن بی‌دردی است به کنار آمدن از بحر ز خس بسیارست باعث رنجش ما یک سخن سرد بس است دل چون آینه را نیم نفس بسیارست ناقه و محمل و لیلی همه بی آرامند اثر شعلهٔ آواز جرس بسیارست از تماشای گهر نعل در آتش دارد ورنه در سینه غوّاص نفس بسیارست بر جگرسوختگانی که درین انجمنند سینهٔ گرم مرا حق نفس بسیارست از بدان فیض محال است به نیکان نرسد حق بیداری دزدان به عسس بسیارست در پی قافله ز افسانه غفلت صائب نتوان خفت که آواز جرس بسیارست #صائب_تبریزی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
121
8
✨️ جوری که به چشم من دیده میشی یا به قول سیمین دانشور : دیوانه نیستم فقط، یک جور خاص که کسی بلد نیست، عاشقت هستم... #منهای‌شع
✨️ جوری که به چشم من دیده میشی یا به قول سیمین دانشور : دیوانه نیستم فقط، یک جور خاص که کسی بلد نیست، عاشقت هستم... #منهای‌شعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
168
9
✨️ گیسوی شب را با خیالت شانه کردم با خاطراتت ماه را دیوانه کردم گل کرد تصویر تو در آیینۀ من ایوان قلبم را پر از پروانه کردم یلدا کنار هر که بودی نوش جانش من هم انار بی‌کسی را دانه کردم هی فال حافظ فال حافظ فال حافظ هربار در یک بیت از آن خانه کردم عشقی که برپا کرده بودی در دلم را با هر تقلایی که شد ویرانه کردم مانند گنجشکی که مانده زیر باران در زیر بال هر کلاغی لانه کردم کوتاه بود از دامن زلف تو دستم گیسوی شب را با خیالت شانه کردم #زینب_نجفی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
160
10
✨️ تو چه کردی که دلم قفل به کاشانه توست همه شب منتظر آن رخ مستانه توست که‌شفایت شده بیمارِدلِ غمزده‌ام بِرَهان مرغ رهی را که
✨️ تو چه کردی که دلم قفل به کاشانه توست همه شب منتظر آن رخ مستانه توست که‌شفایت شده بیمارِدلِ غمزده‌ام بِرَهان مرغ رهی را که درِ خانه توست مِیِ پیمانه ما لب به لب اندازه شده رخ وابسته‌ی من شاهدو دیوانه توست توبگو تا چه کنم عاشق رویم باشی که همه کالبدم راهیِ میخانه توست پَرِپروانه‌ی ما آمده تا شمع روخت تو بسوزان که غمت آتش جانانه توست به خدا طالب عشقم نه دلدار دگر گل‌و گلشن همه لبخند ِ بهارانه‌ توست #رهی_معیری ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
141
11
✨️ در ازل، با تو مرا، شرط و قراری بودست با سر زلف تو نیزم، سر و کاری بودست پیش از آن دم، که دمد، خط شب از عارض روی از سر زلف و رخت، لیل و نهاری بودست بی کناری و میانی و لبی، پیوسته در میان من و تو، بوس و کناری بودست در جهانی که نه گل بود و نه باغ و نه بهار از گل روی توام، باغ بهاری بودست زین همه نقش مخالف، که برانگیخته‌اند شد یقینم که غرض، عرض نگاری بودست بی گل روی تو در چشم من از باغ وجود هر چه آید، همه خاشاکی و خاری بودست بر من این عمر، که در غفلت و وحشت بگذشت به دو چشم تو که خوابی و خماری بودست ای دل، از ما ببریدی و نشستی در خاک مگر از رهگذر مات، غباری بودست تن به غربت، بنهادی و نیامد، سلمان هیچ یادت که مرا یار و دیاری بودست #سلمان_ساوجی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
142
12
✨️ هر شب دلم بهانه ی تو ، هیچ! بڪَذریم ، امشب دلم دوباره تو را ، هیچ! شب بخیر...!! #صادق_تهرانی ◇🎼 ▬═🎸✌️🏻 به کانال ما بپیوندید 👉@dafttar_sher
158
13
✨️ نمی‌دانم چرا دست از سر‌ِ من برنمی‌داری؟ چرا اینگونه‌ای در خوابِ من تا صبح بیداری! به محض اینکه پلکم رفته‌رفته می‌شود سنگین برایم شعر می‌خوانی برایم چای می‌آری بهم می‌ریزم از چیزی که رنگی دارد از رفتن نباید آخر هر جمله‌ی خود نقطه بگذاری! چنان لبریزم از گفتن که بر پیراهنم حتی تو را فریاد کرده جوهرِ خودکارم انگاری پریشانیِ گیسویت مرا آرام‌تر کرده چه هنجاری برایم ساختی با نابهنجاری برایم نیمه‌شب تک بیتِ صائب می‌فرستد باز رگِ خوابِ من افتاده به دستِ مردم‌آزاری #سید_حمیدرضا_برقعی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
164
14
✨️ ببین چه گرم و بدون غرور مردانه به جای تو بغلم کرده آشپزخانه زنی که لحظه‌ی پا پس کشیدنت را دید کشید از همه دست و گذاشت بر چ
✨️ ببین چه گرم و بدون غرور مردانه به جای تو بغلم کرده آشپزخانه زنی که لحظه‌ی پا پس کشیدنت را دید کشید از همه دست و گذاشت بر چانه نگاهِ خیره به سلول‌های کابینت اسیر کرده مرا پشت میز صبحانه حواسِ پرتِ مرا جمع می‌کند حتی عبور مورچه‌ای با دهانِ بی‌دانه دوباره موی کمم از حصارِ کش دررفت دوباره بخت سیاهم نشست بر شانه به قدرِ بالِ من آیینه قد کشید و ندید که بازگشته به آیینِ پیله، پروانه! ندید مرگِ من از روزی اتفاق افتاد که "حرف با لب" و مو قهر کرد با شانه تو رفتی و بغلم خالی از تو ماند اما امیدوار تنت مانده تخت دیوانه... #سحر_هادیان ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
193
15
✨️ تو اگر صاحب‌ نوشی‌ و اگر ضارب‌ نیش ‌دیگران‌ راست‌، که‌ من‌ بی‌خبرم‌ از تو زخویش‌ به‌ چه‌ عضو تو زنم‌ بوسه‌؟ نداند چه‌ کند بر سر سفرۀ سلطان‌ چو نشیند درویش ‌از تو در شکوه‌ و غافل‌ که‌ نشاید در عشق‌ طفل‌ نادانم‌ و آگه‌ نه‌ ز نادانی‌ خویش ‌زلف‌ بر دوش‌ و سخن‌ بر لب‌ و غافل‌ که‌مراست ‌مُشک بر سینۀ مجروح‌ و نمک‌ بر دل‌ ریش‌ همه‌ درخورد وصال‌ تو و ما از همه‌ کم‌ همه‌ حیران‌ جمال‌ تو و ما از همه‌ بیش‌ می‌زنی‌ تیغ‌ و ندانی‌ که‌ چه‌‌سان‌ می‌گذریم ‌گرگ‌ در گلّه‌ ندارد خبر از حالت‌ میش‌ آخر این‌ قوم‌ چه‌ خواهند ز جان‌های‌ فگار؟ آخر این‌ جمع‌ چه‌ جویند ز دل‌های‌ پریش‌؟ به‌ رهی‌ می‌روم‌ امّا به‌ هزاران‌ امّید قدمی‌ می‌نهم‌ اما به‌ هزاران‌ تشویش‌ تا چه‌ با دُردکشان‌ می‌رود از آتش‌ می ‌صوفیان‌ را چو به‌ افلاک‌ بَرَد دود حشیش‌ رفت‌ مجمر به‌ در شاه‌، بگو گردون‌ را هرچه‌ کردی‌ به‌ من‌، آید پس‌ از اینَت‌ در پیش‌. #مجمر_زواره‌ای ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
190
16
✨️ فکر کردم آینه کاریِ اما... انعکاس نور در مزارع برنجِ #منهای‌شعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨️ فکر کردم آینه کاریِ اما... انعکاس نور در مزارع برنجِ #منهای‌شعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
869
17
✨️ همیشه دوستت دارم شبیه عطر شب‌بوها شبیه شال ابریشم به روی بافه‌ی موها شبیه بوی گندمزار بعد از نم‌نم باران به آغوشم قدم بگذار مثل بچه آهوها شمال سبز شعر تو، شروع هرچه زیبایی‌ست به زیباییِ جنگل‌زار و مثل برکه‌ی قوها بیا با گرده‌ی گلها و شیرین کن جهانم را لبالب کن دل و جان مرا از شهد کندوها تو را من دوست می‌دارم، غزلهایم فدای تو تو را که با خبر از نوبهاری چون پرستوها شدم سرشار آرامش، شبی که ماه کامل بود تو بودی و من و شعری میان باغ لیموها #نرگس_جم‌رتبه ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
1 271
18
✨️ کاش می‌دانستی که پرندگانِ عشق هرگز دوبار پر نمی‌گشایند. عشقِ من! عشق مسافری‌ست که تنها یک‌بار به سراغ‌مان می‌آید و یک‌باره
✨️ کاش می‌دانستی که پرندگانِ عشق هرگز دوبار پر نمی‌گشایند. عشقِ من! عشق مسافری‌ست که تنها یک‌بار به سراغ‌مان می‌آید و یک‌باره می‌رود... ‌ #نزار_قبانی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
230
19
✨️ گفتگوی مردم عالم سراسر نشتر است بستر آسایش ما، پردۀ گوشِ کر است صورت مردم کشد از سایۀ دیوار و در، شمع مجلس در کف شب، خامهٔ صورتگر است نیست در دیوان ما معنیِ کم از حرف و لفظ قطره‌های آب این دریا شمارِ گوهر است ناتوانان فارغند از انقلاب روزگار، خانهٔ صیّاد عشرتگاه صید لاغر است زیر پهلو عاشقان را خار یا مخمل یکی‌ست تکیه بر هر چیز، آتش می‌کند خاکستر است چون نسیمی می‌وزد، بنیادش از‌جا می‌کَنَد رنگ بر رخسار عاشق، گَردِ روی اخگر است بادِ صبح آسوده سازد اضطراب شمع را بحرِ عشق‌است این، سبکروحی درینجا لنگر است بس‌که می‌گردند حیرانِ تماشایش وحید، هر نگه در دیدهٔ عاشق جواب دیگر است. #وحید_قزوینی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
234
20
✨️ یه وقتایی بچه‌ها تو عالم بچگی‌شون احوال یه آدمایی رو می‌پرسن و سراغ‌شون رو می‌گیرن که نمی‌دونی بهشون چی جواب بدی… #منهای‌ش
✨️ یه وقتایی بچه‌ها تو عالم بچگی‌شون احوال یه آدمایی رو می‌پرسن و سراغ‌شون رو می‌گیرن که نمی‌دونی بهشون چی جواب بدی… #منهای‌شعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
861