ִֶָ ࣪˖ ݁ 𝑺𝒄𝒆𝒏𝒆𝒓𝒚 ໒꒱ ࣪˖
前往频道在 Telegram
⌗ 𝙁𝙡𝙤𝙬𝙚𝙧𝙨 𝙁𝙖𝙧𝙢 𝙍𝙖𝙞𝙡𝙬𝙖𝙮₊ ♪ 🪷🌟🎧 𓆩𝙏𝙖𝙡𝙠 𝙩𝙤 𝙑𝙞𝙤𝙡𝙚𝙩𓆪 http://t.me/HidenChat_Bot?start=5412680050 For study: https://link.yeolpumta.com/P3R5cGU9Z3JvdXBJbnZpdGUmaWQ9NjgzMTU5MA==
显示更多3 418
订阅者
-624 小时
+17 天
+8830 天
帖子存档
ִ ۫ ּ 💙⭑عشق من به رنگ آبی بیانتهاست، همانند...
آسمانی که هیچوقت به زمین نمیرسد، ولی همیشه بالای سرمان هست، بیآنکه خسته شود از بودن.
دریایی که هرچه از آن میگیری، باز هم پر است؛ انگار نه موجی رفت، نه قطرهای کم شد.
همان افقی که هرچقدر به سمتش بدوی، باز هم دور میماند، ولی چشم از آن برنمیداری، چون خودِ دوریاش قشنگ است.
سکوتی که هر روز بلندتر میشود، ولی هیچوقت گوشهایت را اذیت نمیکند فقط میماند و میماند، مثل ضربانِ آرامِ دلی که قرار نیست تندتر بزند، ولی هیچوقت نمیایستد.
رنگی که در قاب هیچ نقاشی نمیگنجد، اما در نگاه هر کسی که دوستش داری، یک گوشهاش را میبینی و همان یک گوشه، برای یک عمر کافی است.
در میانهی شلوغیِ مستِ مهمانی، جایی که هر نفسی در کنار یار میرقصد، هر لبخندی به کام دوستی غزل میخواند، و هر گوشهای آغوشی برای معشوق گشوده است، من ایستادهام. تنها، کنار میز. لباسی بلند و مخملی به رنگ نیمهشب پوشیدهام، یقهای نیمهباز که چون رازی، قسمتی از سینۀ بیقرارم را فاش میکند. موهای بلندم بیپروا بر شانهها و پشتم جاریاند. لیوان شراب در دستانم آرام گرفته، اما لب به شراب نمیزنم. نگاهم از این دیوانگیهای شیرینِ جمع عبور کرده، گوشم به آواز مستیها کر است. ذهنم، انگار پرندهای که از قفس گریخته، در جای دیگریست؛ شاید کنار درخت چناری که یادمان رفته، یا در سکوت کوچهای که ماه تنها برق میزد. در این مهمانیِ بیخبر از من، من بیخبر از خودم، تنها شراب خیال را مینوشم.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5412680050
بلوبری ها بازی خوب چی پیشنهاد میدین؟
Repost from a girl with her books
~☆ پناهگاه
بعضی وقتها آدم اونقدر از جنگیدن خسته میشه که فقط میخواد یک مکان امن پیدا کنه. جایی دور از آدمهایی که هر بار یک تیکه از اعتمادشو با خودشون میبرن. جاییکه بخاطر گریه کردن بهت اَنگ ضعیف بودن نزنن و بخاطر اشکهات قضاوت نشی. جاییکه بتونی خودِ واقعیت باشی؛ بدون ترس، بدون نقاب و بدون اجبار. این پناهگاه میتونه یک آدم باشه؛ همون کسی که کنارش هر بار تکههای شکستهی روحت رو بغل میکنی، کنار هم میذاری و دوباره از اول خودتو میسازی.
𖤐 کیممیآ
Repost from Selfmade
وقتی برای خودت ارزش قائل میشی و عشق به خودتو تو نقطه اول قرار میدی استاندارتات بالا میره و ادمای بی کیفیت سمتت نمیان
Repost from ⋆·˚ᴸⁱᵗᵗˡᵉ ˢᵗʳᵃʷᵇᵉʳʳʸ🍓ೀ
حداقل در هنر 🌱"
میتوان یک اثر، یک جا، یک خط روی شیشهی زندگی گذاشت و به بعدیها گفت: «من اینجا بودم! من اینجوری فکر میکردم!»شاید سالها بعد کسی نداند ما چه صدایی داشتیم، چه دغدغههایی داشتیم یا روزهایمان چگونه گذشته است؛ اما ردِ انگشتهایمان روی چیزی که خلق کردهایم باقی میماند. در رنگی که انتخاب کردهایم، در خطی که کشیدهایم، در کلمهای که نوشتهایم.شاید هنر تنها راهی باشد که آدم میتواند از مرز زمان عبور کند؛ راهی برای اینکه بخشی از نگاهش، احساسش و جهانبینیاش را به آینده بسپارد. انگار هر اثر، نامهای است برای کسی که هنوز نرسیده؛ نامهای که فقط میگوید: «من زندگی کردم، دیدم، فکر کردم و این ردِ من است.»
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
