943
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
943
سلام از دست یه مشت آدم شیطان صفت آرامش ندارم و احساس خطر میکنم. حتی در حد خطر جانی. به امام حسین قسم دعا کنید و قسم بدین که خدا من رو از شر شیاطین انس و جن حفظ کنه
943
به عنوان کسی که عربی کار کرده و تا حدودی عربی می دونه عرض کنم
در بهترین کلاس دنیا هم حضور داشته باشی
عربی رو باید خودت کار کنی
استاد حدود بیست درصد ماجراست
943
رسیدیم جلو در
تعجب کردم در بسته بود.
همیشه در این ایام درشون باز بود
من در زدم هیشکی جواب نداد
باهاش تماس گرفتم جواب ندادن.
رفتم در خونه کناری که خونه داداشش بود رو زدم
بازم کسی جواب نداد.
شما تصور کنید
هوا گرم+ رفقای همراهم رو با کلی امید که اره بریم الان تو یه جای خنک استراحت کنیم کشوندم اومدم اینجا. یه حالت استرس طور داشتم.
یهو از پشت در یه نفر با صدای نازک و آروم به عربی گفت کیه!؟
منم اونجا هنگ کردم
چون هیچ وقت با چنین صحنهای تو عراق مواجه نشده بودم.
یهو به فارسی گفتم منم!
حتی نگفتم هم مجیدیان!
چون مارو میشناختن.
بنده خدا اونور در فکر کنم اینطوری بود:
🫥🫥🫥🫤🫤🫤😐😐🫤
خلاصه بعد چند دقیقه در باز شد و علی پسر کوچکهشون که پزششششکی میخونه با چشم های پف کرده مارو دعوت کرد داخل.
943
فکرش رو کن
ساعت ۲ ظهر رسیدم نجف
دمای هوا ۴۹
خونه رفیق مون
من لوکیشنش رو گم کرده بودم تو گوشیم
هیچی دیگه به ماشین دربست گرفتیم از پل کوفه تا مقصد همینطوری چشمی میرفتیم
بالاخره پیدا کردم.
اونجا هم انقدر خونهها رو دارن میکوبن میسازن
محله و خونهها هر سال با سال قبل فرق میکنه
943
اونجا من اینطوری بودم که
مرد حسابی تو خودت این همه زائر ایرانی میاد خونهات و میره
تو چرا بلد نیستی؟!
943
این رفیق نجفی ما
برگشته جلو بچههایی که باهاشون رفتیم خونهشون میگه:
این میثم رو میبینید چهار ساله میاد خونه ما عربی بلد نیست.
