ch
Feedback
گروه هنری آسو🌞✨

گروه هنری آسو🌞✨

前往频道在 Telegram

مثل خورشید بتاب به آرزوهات🥹❤️ چنل رضایت و هنراتون✨ https://t.me/artaso3232 ناشناس ما: t.me/HidenChat_Bot?start=6067872754 @aso_95writ ارتباط بیا سبز بشیم جوونه بزنیم از درون قلم🌱✨

显示更多
302
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
می گویند قو عاشقی ست وفادار بی عشق می میرد… نکند در خلقت من خداوند قلب عاشق قو را در قلبم قرار داده؟ بی عشق میمیرم اما تاب گفتنش را ندارم که چقدر عاشقم:) نمونه عاشقانه نویسی✨ اگه میخواین برای کسی که دوسش دارید بنویسید پیشنهاد میکنم شرکت کنید هزینشم از همه کلاسا کمتره :) ۶۰ هزارتومن

گردنبند قلبی‌ش انگار از بهشت اومده 🥹🫧🍭

https://t.me/artaso3232 اینجا باشین تا هنرهای دوستهاتونو ببینید:)🍂✨💌

خط تحریری شد ۴ نفر

ظرفیت کلاس نویسندگی شد ۶ نفر

#کارگاه_رمان_نویسی 🫐💙— روش اصولی نوشتن داستان. 📔🚌|× پله هشتم: انتخاب قالب و الگوی روایی 🪴🌞•• قالب روایی: هر داستان را در قالب‌های مختلف می‌توان روایت کرد؛ مثلا در قالب نامه‌نگاری میان شخصیت‌ها، در قالب بازجویی متهم و بازپرس، مشاوره روانشناس و مراجع و... 🪴🌞•• الگوی روایی: الگوی روایی ترتیب حوادث است. داستان‌نویسان نوآموز، غالبا به طور پیش‌فرض، حوادث داستان را متوالی، از ابتدا تا انتها روایت می‌کنند. ⛅️🌿|× اما می‌‎توان داستان را از میانه آغاز کرد و به فراخور نیاز، اطلاعات گذشته را از طریق فلش بک (یادآوری گذشته) ارائه کرد یا می‌توان داستان را از نقطه حساس آغاز کرد و مقدمات آن را به پیش‌داستان فرستاد. 🚨🚑|× یادآوری: در پله پنجم آموختیم که پیش‌داستان، سوابق و حوادث مهم زندگی شخصیت‌ها، پیش از شروع داستان است؛ مثل: ازدواج قبلی، سابقه زندانی شدن، ورشکستگی، مردودی در امتحانات، بیماری. 🪂✨|× به طور کل، هر داستان را در قالب‌ها و با الگوهای مختلف می‌توان روایت کرد. 🌙🧚🏻‍♀|× برخی از قالب‌ها و الگوهای روایی، غافلگیری ایجاد می‌کنند، برخی تعلیق دارند و... . بستگی به این دارد که داستان‌نویس چه هدفی را دنبال می‌کند. - برای مثال، می‌توان حوادث «سرقت از بانک» را متوالی و از ابتدا تا انتها روایت کرد: سه دزد مسلح به بانک حمله می‌کنند. چند نفر را گروگان می‌گیرند. در نهایت حین فرار، دو نفر از آنها کشته می‌شوند. یکی هم به چنگ پلیس می‌افتد. در حالت حرفه‌ای، مثلا می‌توان همین ماجرا را از دستگیری یکی از دزدان و بازجویی او شروع کرد. در حالت دیگر، می‌توان ماجرا را از زاویه دید خبرنگاری دنبال کرد که برای گزارش جدید خود، پی سوژه‌ای دندان‌گیر است. در حالت دیگر، می‌توان یکی از گروگان‌ها را با دزد سوم روبرو کرد؛ همان دزد که دستگیر شده بود. حالا پس از گذشت چهل سال، جنابِ دزد برای استخدام در شرکت جنابِ گروگان داوطلب شده است. 💚🥑|× مشهور است که تمام داستان‌ها گفته شده‌اند؛ اما استفاده از قالب‌ها و الگوهای روایی، موجی از خلاقیت را به داستان سرازیر می‌کند. 💌🌝|× بنابراین، در عوض خلق داستان جدید، بهتر است بیشتر دنبال روایتی جدید از داستان‌ها باشید. 👤 نردبان داستان، نوشته سعید تارم. 🍂📻||

دنبال اکسسوری های خاص و ترند میگردی؟🐚 اکسسوری سفارشی میخوای؟💫 بدلیجات مناسب با سلیقه ت پیدا نمیکنی؟🤔 یه سر به شاپ کوچیک من
+1
دنبال اکسسوری های خاص و ترند میگردی؟🐚 اکسسوری سفارشی میخوای؟💫 بدلیجات مناسب با سلیقه ت پیدا نمیکنی؟🤔 یه سر به شاپ کوچیک من بزن🩵🫠 https://t.me/espoirshopppp https://t.me/espoirshopppp https://t.me/espoirshopppp

من امشب بی تاب ترینم:) خواهرم عمل داره دعا کنید خوب بشه:)

بچه هااا بچه هاااا ظرفیت کلاس نویسندگی چهارشنبه این هفته بسته میشه یعنی اگر میخواید شرکت کنید تا چهارشنبه وقت دارید😍🤪 ویراستاری یک نفر دیگه ظرفیت داره😉 بازی با کلمات ۷ نفر ظرفیت داره کلاس خط تحریری هم ۵ نفر ظرفیت باز میکنم کلاس عاشقانه نویسی ۴ نفر ظرفیت داره فقط 🩵

◽️▫️آیا من واقعاً نویسنده‌ام؟ بی‌اعتمادی به خود ممکن است مانند یک دوست عمل کند زیرا نشانه‌ای از امید و آرزوست، انعکاس عشق است، عشق به کاری که رؤیای انجام دادنش را در سر می‌پروانیم و میل، میل به انجام دادن آن. اگر زمانی از خود(یا دوستانتان) بپرسید«آیا من واقعاً نویسنده‌ام؟» یا «آیا من واقعاً هنرمندم؟» احتمال اینکه باشید بسیار است. هنرمند تقلبی کاملاً از خودش مطمئن است در حالی که هنرمند واقعی به حد مرگ می‌ترسد. ▫️کتاب: نبرد هنرمند، استیون پرسفیلد، ترجمهٔ نوشین دیانتی، نشر پیکان

آدینه تون بخیر و ارام 😇

#شعر_طوری🌈 گرچه آزار به موری نپسندم صائب هر که را می‌نگرم در پی آزار من است #صائب_تبریزی 🍂

امروز قراره بعد مدتها اینجا رو فعال کنم یه مدت کسالت داشتم نبودم کمتر بودم:)❤️
امروز قراره بعد مدتها اینجا رو فعال کنم یه مدت کسالت داشتم نبودم کمتر بودم:)❤️

📌ترس از نوشتن 🔖ترس از نوشتن هم یکی دیگر از ترس‌هایی است که در کشور ما مدام بر آن دامن زده می‌شود، ‌به‌جای برطرف‌ کردنش و همه ما هم در این دامن‌زدن نقش داریم. نه فقط به دلایل مختلف جلو بچه‌ها و جوان‌هایمان را می‌گیریم، که حتی به‌عنوان منتقد و نویسنده هم مدام طوری وانمود می‌کنیم که انگار نوشتن یک موهبت است، ‌یا توانایی بخصوصی که فقط عده بسیار معدودی از آن برخوردارند. 🔖بله، شاید این کار هم مثل خیلی کارهای دیگر از عهده همه‌کس برنیاید، اما موهبتی هم نیست که فقط عده معدودی داشته باشندش. آدم‌های زیادی دیده‌ام که میل به نوشتن داشته‌اند، اما ترسیده‌اند از این کار و متاسفانه یک دلیل مهمش عکس‌العمل دوستان و نزدیکان بوده است. همه‌مان انگار دیده‌ایم که جامعه‌مان به‌طور کلی و دوستان نزدیکمان به‌خصوص، از این جهت چقدر بی‌رحمند. منتظرند کسی چیزی بنویسد (یا اصولا کاری خارج از قاعده بکند) تا او را سرکوب کنند. درحالی‌ که دیده‌ایم که کسانی چیزهای خوبی (داستان، ‌خاطره، یا حتی اگر شده یادداشت) نوشته‌اند، اما جرات نشان‌دادنش به دیگران را پیدا نکرده‌اند یا ماجراهای زیادی را شاهد بوده‌اند و خاطرات جذابی برای تعریف‌کردن دارند، اما هیچ‌وقت جسارت آن را نداشته‌اند که اینها را بنویسند و منتشر کنند، یا دست‌کم به کسی نشان دهند. بدتر اینکه اغلب جرات نمی‌کنند همان خاطرات و ماجراهای جذاب را، دست‌کم به‌عنوان خاطره، روی کاغذ بیاورند، تا احیانا اگر ارزش انتشار داشت، کسانی واسطه چاپشان شوند. چرا؟ چون ما، همه ما، دیگری را ترسانده‌ایم، از هر کار تعریف‌نشده و خارج از انتظاری، ترسانده‌ایم هم‌دیگر را، با سختگیری‌هایمان و با انتظار کارهای عالی و بی‌نقص‌داشتن. هر کاری هم که می‌خوانیم، ‌از هرکس و در هر شرایطی هم، می‌گوییم: ‌این چی بود؟ و بعد می‌گوییم که نه، این کجا و انتظارات‌ ما از نوشتن کجا. 🔖اینها را علاوه کنیم به تمام منع‌های خانواده‌ها که بچه‌هایشان را دور می‌کنند از نوشتن و کارهای مثل آن و ببینیم که این ترس‌ها از همان وقت‌ها شروع می‌شوند و در ما رشد می‌کنند و ما هم آن را به دیگران انتقال می‌دهیم تا وضعیتمان همین بشود که بسیاری از وقایع کشور نانوشته و بسیاری از تجربیات آدم‌ها فقط در حد شفاهی باقی بمانند، انگار که ما هنوز همان جامعه شفاهی چند دهه قبلیم و نوشتن هم فقط کار آدم‌های برگزیده. نه‌انگار که جامعه‌ای وجود دارد که قدرت انتخاب دارد و لازم نیست ما پیشاپیش آن را از انتخاب و خواندن آنچه که ممکن است برایش قابل‌توجه باشد، ‌محروم کنیم و طبعا لازم هم نیست منتظر تایید مثلا منتقدهایی باشیم که هیچ‌وقت و هیچ‌چیز را تایید نمی‌کنند، مگر برای نمایش اینکه آنها هم الگوهایی برای ارایه دارند. 🔖جامعه ترس‌خورده ما خیلی کارها باید بکند تا از ترس‌هایش رها شود، یکی‌اش هم همین نترسیدن از نوشتن است در کسانی که ماجرا و حرف جذابی برای روایت دارند. ✍حسین سناپور

✅ با نوشتن، مطالب را به مغز خود بچسبانید! 🔸در فرآیند خواندن و نوشتن، تعداد زیادی از حواس افراد دخالت دارند و هنگام نوشتن با دست، مغز ما بازخوردی از ماهیچه‌ها و نوک انگشتانمان دریافت می‌کند... 🔸مطالعه جدید محققان نشان می‌دهد نوشتن مطالب منجر به یادگیری بهتر آن‌ها می‌شود. 🔸به گزارش تلگراف، محققان دریافته‌اند دانش‌آموزان یا دانشجویانی که مطالب را با دستان خود می‌نویسند، یادگیری بهتری نسبت به افرادی که آن‌ها را تایپ می‌کنند، دارند. 🔸فرآیند قراردادن خودکار بر روی کاغذ و خواندن از روی یک کتاب چاپی منجر به حک شدن دانش در مغز می‌شود، اثری که تایپ کردن همان مطالب با صفحه‌کلید رایانه و خواندن از روی نمایشگر آن را ندارد.  🔸در فرآیند خواندن و نوشتن، تعداد زیادی از حواس افراد دخالت دارند و هنگام نوشتن با دست، مغز ما بازخوردی از ماهیچه‌ها و نوک انگشتانمان دریافت می‌کند. 🔸این نوع بازخوردها قوی‌تر از بازخوردهایی است که مغز هنگام تایپ‌کردن روی صفحه کلید دریافت می‌کند و مکانیزم یادگیری را قوی‌تر می‌کند. 🔸این پژوهش که نتایج آن در نشریه " Advances in Haptics " منتشرشده است، همچنین بیان‌گر آن است که نوشتن نیاز به فعالیت و تلاش فکری و زمان بیشتری دارد و در نتیجه در به یادسپاری خاطره‌ها و مطالب کمک زیادی می‌کند.  🔸پوفسور آن مانگن از دانشگاه استاوانگر نروژدر این‌باره می‌گوید: ما در این پژوهش نشان داده‌ایم چگونه قسمت‌های مختلف مغز به‌وسیله خواندن و نوشتن تحریک و برانگیخته می‌شوند. 🔸وی می‌افزاید: از آن‌جایی که نوشتن با دست به زمان بیشتری نسبت به تایپ‌کردن روی صفحه کلید نیاز دارد، بخش تمپورال مغز که در یادگیری زبان نقش دارد نیز فرآیند یادیگری را تحت تاثیر قرار می‌دهد. 🔸این مطالعه بر روی 2 گروه از افراد بزرگسال صورت گرفت که طی آن از افراد شرکت‌کننده خواسته شد یاد بگیرند با الفبایی ناشناخته که حداکثر از 20 حرف تشکیل شده است، بنویسند. 🔸روند یادگیری در بین اعضا یک گروه بوسیله نوشتن و در گروه دیگر از طریق تایپ کردن صورت می‌گرفت. 🔸طی 2 مرحله و پس از سه و شش هفته از آغاز آزمایش، شرکت‌کنندگان از نظر بازیابی و سرعت تشخیص حروف مورد بررسی قرار گرفتند. افرادی که به کمک نوشتن حروف را آموخته بودند، در تمامی آزمون‌ها بهترین نتایج را کسب کردند. 🔸علاوه‌بر این، اسکن‌های مغزی حاکی از فعال‌شدن قسمت‌های خاصی از مغز در این افراد بود، در حالی‌که در گروه دوم در اغلب موارد این نواحی اصلا فعال نشده بودند و در برخی موارد هم مقدار بسیار کمی فعالیت دیده می‌شد. 💚 از سایت فردا

خداااایاااا من دیگه دارم نمیتونم🥹🫠 حاضرم همه پولامو بدم یه ست سکسیشوبخرم🫦 از بس جذابه کانالش👀🔥 فقط تو بیا یه نگاه بهش بک
خداااایاااا من دیگه دارم نمیتونم🥹🫠 حاضرم همه پولامو بدم یه ست سکسیشوبخرم🫦 از بس جذابه کانالش👀🔥 فقط تو بیا یه نگاه بهش بکن🧜‍♀🫧 خوشت نیومد لفت بده🫶🏻😮‍💨 @behpooshz2023

توضیح خلاصه ای از کلاسامون: کارگاه ها: نویسندگی و نقد: همیشگیه، میتونید متن بذارید و نقد بشه با متون قدیمی اشنا بشید پشتیبانی همیشگی داره و تیکه کتاب براتون گذاشته بشه کارگاه نقد شعر هم به همین صورته اما برای اشعار شاعران و زندگینامه اشون هم توصیف میشن پشتیبانی تا پایان ترم کلاس و دوماه بعد از آن کارگاه پادکست و گویندگی: تکه اموزش گویندگی بررسی ویس ها ضبط پادکست سازی پشتیبانی همیشگیه کلاس نویسندگی و شعر: به وسیله انیمیشن و فیلمای قدیمی توضیح میدیم🌟 ازمون پایان ترم میگیریم لایو رفع اشکال داریم گروه نقد داریم بررسی زندگی و سبک شعر اشعار قدیمی بررسی سبک نوشته ها و ژانرهای مختلف با نمونه کلاس عاشقانه نویسی: نحوه نوشتن با ژانر کلاسیک عاشقانه ۱۰ جلسه🍓 بعد از اون هرروز پشتیبانی داریم👀 کلاس بازی با کلمات: اموزش جمله سازی کلمه های قدیمی و جدید ۱۵ جلسه هرروزه یکماهه پشتیبانی تا پایان ۱۴۰۲ فایده اش اطلاعات عمومی و دایره لغاته 🤝

آسانی و دشواریِ نوشتن، در بلندمدت ربطی به کیفیت آنچه تولید می‌شود ندارد. یک روز «بد» نویسندگی می‌تواند نوشتهٔ خوبی تولید کند. یک روز «خوب» نویسندگی می تواند چیزی تولید کند که احساسی کنیم‌ باید بارها بازنویسی بشود تا نمرهٔ قبولی بگیرد. نکته اینجاست که برای هر چه که می‌نویسیم ارزش قائل باشیم، یاد بگیریم که خلق‌وخوی آنی‌مان باعث قضاوت‌های شتاب‌زده نشود. بسیاری از اوقات، صفحات پاره شده صرفاً بازتاب خلق‌وخوی آن لحظهٔ ما هستند نه بازتاب ارزش آن نوشته‌ها. کامپیوتر، با آن دکمهٔ «حذف» مرگبارش باید به عنوان دشمن قطعی و حی‌وحاضر نگریسته شود. بیشتر اوقات، تکه نوشتهٔ کوچکی که وسوسه شده‌ایم دورش بیندازیم را می‌توان در پروندهٔ «دور ریختنی‌ها» نگه داشت و بعداً دید که اتفاقاً چقدر به درد می‌خورد. کتاب: حق نوشتن، جولیا کامرون