گروه هنری آسو🌞✨
前往频道在 Telegram
مثل خورشید بتاب به آرزوهات🥹❤️ چنل رضایت و هنراتون✨ https://t.me/artaso3232 ناشناس ما: t.me/HidenChat_Bot?start=6067872754 @aso_95writ ارتباط بیا سبز بشیم جوونه بزنیم از درون قلم🌱✨
显示更多302
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
🟪 مسیر درست نوشتن از واقعی نوشتن میگذرد.
▪️یکی از بهترین کارهایی که برای یادگیری نوشتن می توانیم انجام دهیم، نوشتن از واقعیت است. باور داشته باشید که دنیای واقعی هنوز هم قصههای زیادی برای گفتن دارد. هر خانوادهای، هر کوچهای، هر محلهای، هر کلاسی و هر خیابانی هنوز پر از داستانهای گفتهنشده است. داستانهایی که نویسندهای برای آنها وجود ندارد. نوشتن از واقعیت را شروع کنیم. این ترس را داشته باشیم که نوشتن از واقعیت میتواند غیرواقعی به نظر برسد، اما بعداً میتوان آن را درست کرد.
▪️سید فیلد در ابتدای کتاب راهنمای فیلمنامهنویس می گوید: «نسخه اولیه یک داستان یا فیلمنامه، فقط پنج درصد از کار است. نود و پنج درصد باقیمانده، فقط و فقط بازنویسی است.»
بیرحم باشید. نوشتن کار سختی است. گاهی حتی لازم است از زیباترین قسمتهای یک نوشته بگذرید. اما برای واقعی جلوه کردن، نیاز است این بیرحمی را روی نوشتهمان داشته باشیم که همه آن زیبا نیست!
✍ مصطفی مردانی
#نوشتن
احساس مفید بودن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاهین کلانتری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وبینار تمام میشود. برای استراحت روانهی کتابفروشی میشویم. توی راه با خودم میگویم بگذار کار مفیدی بکنم، حرفی به میان بیاورم تا با آن ایدهی یادداشت امشب را بپرورم. از ماهان میپرسم «با انجام چه کاری احساس مفید بودن میکنی؟» در پاسخ درنگ میکند.
از راهکار خودم میگویم:
ارائهی شیوهیی برای انجام بهتر کارها، هر کاری، از جمله:
چطور روز خود را بهتر شروع کنیم؟
چطور ساختار بهتری به مقالههایمان بدهیم؟
چطور دندانهای سالمتری داشته باشیم؟
چطور معلم انشا بهتری باشیم؟
چطور قورمهسبزی خوشمزهتری بپزیم؟
بعد از طرح موضوع، گام نخست، نوشتن مقالهیی در این باب است. حتا میتواند کل کار همین باشد. یعنی اول تحقیق کنی، تجربه کنی، و بعد مقاله بنویسی و بگویی که چطوری فلان کار را میتوان بهتر انجام داد. این قبیل نوشتهها بخش بزرگی از کتابهای جهان را هم تشکیل میدهند (و هم نمونهی فاخر دارند هم نمونهی زرد و کمارزش).
باری، این نوع مقالهنویسی میتواند با کارآفرینی هم پیوند بیابد. یعنی اول یک مسئله را میگذاری وسط، برای یافتن راهحلش میکوشی و راجع به آن مقاله مینویسی و بعد کسبوکاری میسازی و راهحل را به عنوان خدمت یا کالا میفروشی.
اینطوری احساس مفید بودن میکنی، چون نوشتن برایت میشود شبیه کار مخترعهایی که نمونهی آنها را در کارتونهای کودکی میدیدیم: فردی پریشان و خندان در اتاقی نیمهتاریک در میان انبوهی از اشیای عجیبوغریب در پی شکافتن سقف فلک و در انداختن طرحی نو.
ماهان هم جواب میدهد:
یک) سادهکردن کاری دشوار
برای مثال، آموزش درسی دشوار به شیوهیی ساده.
دو) خنداندن
بهرهمندی از شوخطبعی به شیوهیی صحیح برای دگرگون کردن حال اطرافیان.
📌پاسخ شما چیست؟ چه زمانی احساس مفیدبودن میکنید؟
🔸اگر میخواهید نویسنده شوید، باید دو کار را حتماً انجام دهید: زیاد بخوانید و زیاد بنویسید. تا جایی که من میدانم، جز این دو، راه دیگری وجود ندارد و از میانبر هم خبری نیست.
🔸من خیلی کند میخوانم، ولی معمولاً سالی هفتاد یا هشتاد کتاب را مطالعه میکنم که بیشترش هم داستان است. کتاب خواندنم بابت بررسی کار همکارانم نیست، میخوانم چون از این کار لذت میبرم.
🔸داستانها را بابت بررسی هنر داستاننویسی نمیخوانم، میخوانم چون به داستان علاقه دارم. اما یک فرآیند یادگیری هم وجود دارد. هر کتابی که به دست میگیرید، یک یا چند درس به شما خواهد داد و اتفاقاً کتابهای بد بیشتر از کتابهای خوب به شما یاد میدهند.
🔸بیشتر نویسندگان لحظهای را به خاطر میآورند که کتابی را زمین گذاشته و با خود فکر کردهاند: «من بهتر از این میتوانم بنویسم. همین الانش هم بهتر هستم!»
🔸آدم با خواندن نوشتههای بد خیلی زود میفهمد که چه کارهایی را نباید انجام داد.
*
🔸مطالعه مرکز خلاقیت هر نویسندهای است. من هرجا که میروم یک کتاب هم همراه دارم و فرصتهای زیادی برای سرک کشیدن توی کتاب پیدا میکنم. کلک کار این است که به خودتان یاد بدهید کمکم و زیادزیاد مطالعه کنید.
*
🔸وقتی انسان از اشتهای سیریناپذیرش نسبت به تلویزیون خلاصی پیدا میکند، تازه میفهمد چقدر از مطالعه لذت میبرد. نظر من این است که خاموش کردن این جعبهی حراف نه تنها کیفیت نویسندگی، بلکه کیفیت زندگیتان را هم بهبود میبخشد.
***
🔸اهمیت اصلی مطالعه این است که فرآیند نوشتن را برایتان آشنا و راحت میسازد؛ آدم باید با مدارکش آماده و مرتب به سرزمین نویسندهها وارد شود. خواندن دائم شما را به جایی میرساند (یا طرز تفکری به شما میبخشد) که با آن میتوانید مشتاقانه و بدون تلاش عمدی بنویسید.
◽️كتاب: از نوشتن، استيون كينگ، شیرین سادات صفوی، نشر میلکان
کراپ و دامنی که از @lady خریدم دل همه رو برده:))))🫠🪄✨
تنوع هودی و شلوارش اینقدر بالاس
که هنوز نتونستم انتخاب کنممم...💣🫡
🖤اینجامیتونیبرایهمیشهاستایلتوشیک کنی ☕️🫶🏻
_🌚𝑳𝒂𝒅𝒚 𝑺𝒉𝒐𝒑__︿︿_____
🌺نویسندگان در کنار مشاهدات دقیق زیاد میخوانند و زیاد میشوند. آنها در ذهنشان سعی میکنند دیدهها، شنیدهها و خواندههایشان را به هم مرتبط کنند و بفهمند انسانها چرا رفتارهای متفاوتی را به عنوان یک فرد خاص یا به عنوان طبقهای از اجتماع بروز میدهند.
نویسندههای توانا نسبت به دوره و زمانۀ خودشان نوعی بصیرت ژرف و عمیق دارند. یک نویسندۀ خوب متفکری خوب است. دست یافتن به یک بصیرت نیازمند ممارست و تمرین طولانی و پیوسته است. نویسندگانی که چنین توانایی دارند همواره در مورد مفاهیم زندگی بشر از خود سؤال کردهاند و سعی کردهاند آنها را بهتر درک کنند.
🍀کتاب: یک، دو، سه نویسندگی، آتوسا افشین نوید، نشر افراز
🐳انسان شهرش را عوض میکند،
کشورش را عوض میکند ولی کابوسها را نه.
فرقی هم نمیکند سوار کدام قطار شده باشی و در کدام یک از ایستگاههای جهان پیاده شده باشی؛
این تنها جامهدانیست که وقتی باز میکنی، همیشه لبالب است از همان کابوس.
🐳مثل شال نیممتری هلنا.
هی میل میزنی، دانه میاندازی، یکی بالا، یکی پایین و بعد میبینی همیشه مشغول بافتن همان شالی...!
🐳کتاب: وردی که برّهها میخوانند، رضا قاسمی
#معرفی_کتاب📚
کتاب چگونه دیگران را روانکاوی کنیم، راهنمایی کاربردی است و سعی می مند به شما کمک کند تا از این به بعد به راحتی گول نخورید و فراتر از حرف های طرف مقابل آنچه در ذهنشان می گذرد و سعی در پنهان کردن آنرا دارند به راحتی متوجه شوید. این کتاب در این مسیر تکنیک های زبان بدن، نشانه های کلامی ،علائم مربوط به صورت و شخصیات شناسی را با هم ترکیب می کند تا به شما کمک کند اهداف پنهان دیگران را بخوانید حقیقت را از تظاهر تشخیص دهید و از این به بعد عمیقتر و هوشمندانه تر رفتار کنید. در متاب مثال ها و نمونه هایی عملی است که به شما کمک می کند به آرامی همزمان با خواندن کتاب این مهارت را کسب کنید.آیا تاکنون خواسته اید که بدانید آیا طرف مقابل تان دروغ می گوید؟ آیا تا کنون احساس کرده اید دیگران به راحتی شما را فریب می دهد؟ این کتاب گزینه ی خوبی برای شماست و این مهارت سودمند و هیجان انگیز را در اختیار شما قرار می دهد.
#چگونه_دیگران_را_روانکاوی_کنیم
#جاشوا_مور
🍂📻|
اینجا دنیای دست سازه های منِ🪄🦋
⊱⋅ ———— ⋅ 𔘓 ⋅ ———— ⋅⊰
بافتنی~دیوارکوب با طرح دلخواه~ اکسسوری
مناسب کادو^^
ᝰׂ ִֶָ⿻⤷
🪄 مشکل نوشتههایی که تمام نمیشوند
گهگاهی، احساس نوشتن زیر پوستمان شروع به قلقلک میکند و دوست داریم، حتی اگر شده چند خط هم بنویسیم. این نوشتن روزها و روزها ادامه پیدا میکند، در حالی که فکر میکنیم هیچ وقت تمام نمیشود! چرا تمام نمیشود؟
نوشتن از روی احساس، باعث ایجاد این مشکل میشود. یعنی وقتی از یک مسئله روانی در رنج هستیم و به جای تمرکز روی آن، سعی می کنیم با نوشتن خودمان را خالی کنیم، این پروسه به ظاهر بیپایان شروع میشود.
وقتی که از لحاظ روانی روی یک موضوع تسلط نداریم، نوشتن سوار میشود و تا زمانی که روانمان قدرت نگیرد، نوشتنش نیز تمام نمیشود!
✍مصطفی مردانی
#نوشتن_زیباست
⚡️انسان اگر مجبور بود جایی مثل نوک صخره یا لبه یک پرتگاه که فقط جایی به اندازه ایستادن داشته باشد و دور و اطرافش فقط دره، اقیانوس، ظلمت و تنهایی ابدی و توفانهای تمام نشدنی داشته باشد، حتی اگر مجبور بود هزار سال تا ابدیت آنجا زندگی کند، ترجیح میداد که زندگی کند تا اینکه همان دم بمیرد. آه زندگی.. زندگی. زندگی کردن هرجور شده تحت هر شرایطی خدای من! این چه حقیقتی است! چه قدر آدمیزاد پست است! ولی آنکس که انسان را پست بداند خودش پستتر است.
برگرفته از کتاب👇
☄جنایت و مکافات
نویسنده: فئودور داستایوفسکی
مترجم: اصغر رستگار
انتشارات نگاه
#جان_کلام
🎈به نظر من وظیفهٔ همهٔ رماننویسها، نقاشها، تمام موسیقیدانها و همهٔ افرادی که برای به حرکت در آوردن هنر تلاش میکنند، یکی است و آن: به دنبال چیزی باشند که به درستی حس میکنند، بدون اینکه به سبکها توجه کنند. بدون اینکه به تئوری توجه کنند: چسبیدن به آنچه حس میکنند قابل اعتماد است.
چیزی که مجبورشان میکند فرمی بیابند، فرمی که مال خودشان باشد، که در نتیجه، فرمی زنده خواهد بود نه فرمی آکادمیک و محدود.
📕ناتالی ساروت
📕کتاب: گفتگو با یازده نویسندهٔ زن، ترجمهٔ مهرشید متولی، نشر نیلوفر
نکات داستاننویسی و نویسندگی
🎯 از واقعیت اطرافتان بنویسید
شاید نوشتۀ شما به کسی یاری دهد و راهحلی باشد. مجبور نیستید بدانید چگونه؛ اما اگر حقیقت را بنویسید کارتان مانند فانوس دریایی میتواند راهنما باشد. فانوس دریایی در گوشه و کنار یک جزیره به دنبال قایقی محتاج نمیگردد بلکه سر برافراشته میچرخد.
- آن لاموت
