گروه هنری آسو🌞✨
前往频道在 Telegram
مثل خورشید بتاب به آرزوهات🥹❤️ چنل رضایت و هنراتون✨ https://t.me/artaso3232 ناشناس ما: t.me/HidenChat_Bot?start=6067872754 @aso_95writ ارتباط بیا سبز بشیم جوونه بزنیم از درون قلم🌱✨
显示更多302
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
“آرایه قلب یا عکس”
اگه رشتتون انسانی بوده حتما میدونین
نمیدونم چرا انقدر سخت به ما یادش دادن. توی شعر هر وقت جای دو تا کلمه عوض و تکرار شد. این آرایه رو داره. جناب حکیم نظامی هم استاد این آرایهست.
میگفت گرفته حلقه در بر
کامروز منم چو حلقه بر در!
لوازم تحریر و ارایشی بهداشتی فانتزی با قیمت مناسب
🍓پاککن میوه ای معطر
🍓انواع دفترچه های کیوت
🍓 خودکار استخوانی
🍓 لیپ گلاس و آبرسان فانتزی
جان و جهان! دوش کجا بودهای
نی غلطم، در دل ما بودهای
دوش ز هجر تو جفا دیدهام
ای که تو سلطان وفا بودهای
آه که من دوش چه سان بودهام!
آه که تو دوش که را بودهای!
رشک برم کاش قبا بودمی
چون که در آغوش قبا بودهای
زَهره ندارم که بگویم تو را
«بی من بیچاره چرا بودهای؟!»
آینهای رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بودهای...
- مولانا
شاید بخوام برای کلاس پادکستمون یه لایو بذارم با موضوعیت متن و پادکست😉🍓
#هنرجو
#کارگاه
تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی
دو جهان به هم برآید چو جمال خود نمایی
- مولانا
عضو گیری که تموم بشه و همه تا یه تعداد مشخصی بیان شب براتون قوانین گروه رو میزارم🥰💙
🔸در بیستودوسالگیام مدتی از وقتم را دندان میکشیدم و مدتی را مینوشتم. دندان میکشیدم برای اینکه خرج زندگیام را تأمین کنم، و مینوشتم برای اینکه در آینده مجبور نباشم دندان بکشم، اوایل درواقع احساس میکردم نوشتن یک کلمه دشوارتر از کشیدن یک دندان است. اما به خاطر هدفم، خودم را مجبور به نوشتن میکردم.
🥀جوان بودم و هنوز آسان نبود سرینم را متقاعد کنم رابطۀ صمیمانۀ پایداری با صندلی برقرار کند. در تعطیلات آخر هفته، آفتاب بود و خورشید میدرخشید، پرندگان پروازکنان چهچه میزدند، دختران شیرین میخندیدند و دوستانِ همسنوسالم خوش میگذراندند. اما من سرسختانه پشت میزم مینشستم و با تمام توان میکوشیدم کلمات سفتوسخت را روی کاغذ نرم کنم، درست مثل آهنگری که تلاش میکند با ضربات پتک آهن را بر سندان خود شکل دهد.
🌷سالها گذشته و گاهی اوقات به جوانانی برمیخورم که از من میپرسند: «چگونه میشود نویسنده شد؟» پاسخم همیشه صاف و ساده این است: «با نوشتن.» نوشتن مانند تجربه است: اگر آدم چیزها را تجربه نکند، زندگی را درک نخواهد کرد. و اگر ننویسد، نمیتواند بداند چه توانی برای نوشتن دارد.
کتاب: چین در ده کلمه، یو هوآ، ترجمۀ سعید مقدم، نشر مرکز
خیلی وقته پیویم متن میفرستین میگین نقد کن من واقعا پیوی کاریم شلوغه و خب پر از پیاما و گروه های هنرجوهامه و واقعا صبحها کار حضوری دارم و شبها انلاین اصلا فرصت نمیکنم چک کنم شرمندتون میشم دیر میشه چک کردنش و ممکنه بعضی از شما پروانه ها دلخور بشید از دست من ، به همین دلیل حالا که انقدر نوشته هاتون قشنگن و ایده هاتون ناب ، تصمیم دارم یه پادگان نویسندگی رایگان بزنم🫠🤍
لینکش رو میذارم هرکس دوست داره جوین بشه ظرفیتش تا ۱۰۰ نفر هست 💫
🔸اگر قصد دارید رمانی شخصیتمحور خلق کنید، شاید بهترین کار این باشد که قبل از رمان نویسی، برای مدتی نوشتنِ حدیثِ نفس را تجربه کنید.
⭐چرا که شخصیتهای رمان نیاز به عمق دارند و اگر شما خود و زندگیتان را نزیسته باشید، نمیتوانید به آنها عمقی بدهید که ساختگی و مصنوعی به نظر نرسند.
موقع شخصیت پردازی، سعی کنید بفهمید کاراکتر داستان چه آرزوهایی دارد؟ یا برای پر کردن چه خلأهایی در زندگی فلان کار را میکند و اینجور چیزها.
🦋ممکن است بخش اعظم این جزئیات را هرگز مستقیماً به مخاطب نگویید؛ اما برای اینکه شما کاراکتر را بشناسید دانستن پاسخ این سوالات ریز و درشت، ضروری است.
✍فاطمه ابراهیمی
🪽اگر میخواهید نویسنده شوید، باید دو کار را حتماً انجام دهید: زیاد بخوانید و زیاد بنویسید. تا جایی که من میدانم، جز این دو، راه دیگری وجود ندارد و از میانبر هم خبری نیست.
🪽من خیلی کند میخوانم، ولی معمولاً سالی هفتاد یا هشتاد کتاب را مطالعه میکنم که بیشترش هم داستان است. کتاب خواندنم بابت بررسی کار همکارانم نیست، میخوانم چون از این کار لذت میبرم.
🪽داستانها را بابت بررسی هنر داستاننویسی نمیخوانم، میخوانم چون به داستان علاقه دارم. اما یک فرآیند یادگیری هم وجود دارد. هر کتابی که به دست میگیرید، یک یا چند درس به شما خواهد داد و اتفاقاً کتابهای بد بیشتر از کتابهای خوب به شما یاد میدهند.
🪽بیشتر نویسندگان لحظهای را به خاطر میآورند که کتابی را زمین گذاشته و با خود فکر کردهاند: «من بهتر از این میتوانم بنویسم. همین الانش هم بهتر هستم!»
🪽آدم با خواندن نوشتههای بد خیلی زود میفهمد که چه کارهایی را نباید انجام داد.
🪽مطالعه مرکز خلاقیت هر نویسندهای است. من هر جا که میروم یک کتاب هم همراه دارم و فرصتهای زیادی برای سرک کشیدن توی کتاب پیدا میکنم. کلک کار این است که به خودتان یاد بدهید کمکم و زیادزیاد مطالعه کنید.
🪽وقتی انسان از اشتهای سیری ناپذیرش نسبت به تلویزیون خلاصی پیدا میکند، تازه میفهمد چقدر از مطالعه لذت میبرد. نظر من این است که خاموش کردن این جعبهی حراف نه تنها کیفیت نویسندگی، بلکه کیفیت زندگیتان را هم بهبود میبخشد.
🪽اهمیت اصلی مطالعه این است که فرآیند نوشتن را برایتان آشنا و راحت میسازد؛ آدم باید با مدارکش آماده و مرتب به سرزمین نویسنده ها وارد شود. خواندن دائم شما را به جایی میرساند(یا طرز تفکری به شما میبخشد) که با آن میتوانید مشتاقانه و بدون تلاش عمدی بنویسید.
🐝كتاب: از نوشتن، استيون كينگ
