ch
Feedback
-سَمفــونـی‌مُـردِگـان

-سَمفــونـی‌مُـردِگـان

前往频道在 Telegram
189
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-12130 天
帖子存档
اوج جدیتم تو دفتر وقتی یکیو کشتم تو مدرسه:

بعدشم که من یواشکی از غزل به زور داشتم گزارش لحظه به لحظه میگرفتم🤣

بابا شما توله سگا چیزی نمیگفتین فقط یادمه حنا داشت میخندید گفت رزا تو نباید ماهارو تنها بزاری🗿

استرس که نه داداش اعصابمو‌خورد کردی💀

انقدی‌که‌رزاامروزاسترس‌داشت‌میخوام‌برم‌دفتر‌خودم‌نداشتم💔

Repost from ­­­­­­
چشمت سیاه بود مثل روزگار من

سکته‌داشت‌راستش

سکته کردم بخدا

الهی‌😭😭😭🤣