226
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
مشکل اینجاس که من تو سنی با تو اشنا شدم که نمیتونم بفهمم الان دوست دارم، یا فقط دلم برای لحضه هایی که باتو داشتم تنگ شده، یا واقعا دلم برات تنگ شده، یا وابستت شدم یا اینکه عاشقم..
این که نمیتونم بفهمم واقعا دوست دارم یا دارم زیادی بزرگش میکنم عذابمو بیشتر میکنه:)
اینکه چیزی رو بخاطر اینکه ازش میترسیم باور نداشته باشیم، یکی از ترسناک ترین کار هاست.
مشکل دقیقا همینجاس، وقتی پیششونی تو غماشون، حال بدیاشون، یا خوشحالیاشون، اینقدر ازت تشکر میکنن و قربون صدقت میرن و قلبای کصشعر میفرستن که ذوق میکنی فکر میکنی اگه توهم یروزی ناراحت بشی اونا پیشتن ،
ولی عزیز من، اون قلبا فقط واسه اینه که اونا هنوز حالشون خوب نشده و بهت نیاز دارن؛
