ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

-𝚖𝚘𝚗 𝚊𝚋𝚛𝚒⁩⁩

-𝚖𝚘𝚗 𝚊𝚋𝚛𝚒⁩⁩

前往频道在 Telegram

We fell in love in fall.🖤 05:01

显示更多
1 728
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
او مثل بقیه نیست، دوست داشتنش تکراری نمیشود :)

برید از زیبایی های این کاپل لذت ببرین:)

Repost from N/a
من واقعا بین اینکه دلم میخواد بغلت کنم یا با ماشین از روت ردشم موندم

Repost from N/a
photo content
+1

Repost from N/a
𝄪☼🩶ও 🥑 ☆ ◟✦
+4
𝄪☼🩶ও 🥑 ☆ ◟✦

عشق اول اونی نیست که زودتر از همه اومده، اونیه که از وقتی اومده دیگه هیچی جاش رو تو قلبت نگرفته؛ به عبارتی عشق اول چندان مهم نیست،مهم اونیه که آخر از همه میاد و جوری حال دلتُ خوب میکنه که میفهمی اون چیزایی که قبلا بهش میگفتی عشق فقط یه سوتفاهم بوده. عشقِ همیشگیِ من🤍

عشق چیزی نیست که از بین بره؛ حتی اگه کائنات برات نخواد. 🌼 #lena #ایدن_نوشت
عشق چیزی نیست که از بین بره؛ حتی اگه کائنات برات نخواد. 🌼 #lena #ایدن_نوشت

Repost from -
𓍢ִ໋͙֒💌₊˚*ੈ،🕯️༘⋆
+1
𓍢ִ໋͙֒💌₊˚*ੈ،🕯️༘⋆

Repost from -
+1

پشت هم شعر نوشتم كه بخوانی، خواندی؟ بغض کردم که ببینی و بمانی، ماندی؟ به خدا شعرترين شعرِ منی، می‌فهمی؟ هوس انگيزترين حسِ منی
پشت هم شعر نوشتم كه بخوانی، خواندی؟ بغض کردم که ببینی و بمانی، ماندی؟ به خدا شعرترين شعرِ منی، می‌فهمی؟ هوس انگيزترين حسِ منی، می‌فهمی؟ - پویا جمشیدی 🙂💔

کوچه
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت. من همه، محو تماشای نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید، تو به من گفتی: از این عشق حذر کن! لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن، آب، آیینi عشق گذران است، تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است، باش فردا، که دلت با دگران است! تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن! با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم! سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد، چون کبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم، باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم! اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت اشک در چشم تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید! یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم. نگسستم، نرمیدم. رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم، نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم! -فریدون مشیری

Repost from моя жизнь
ببوسش...اگه میخای منو بکشی انقد طولش نده،همینکه لبات رو لب یکی دیگه بذاری مرگ منو میبینی‌...قول میدم بعدش دیگه منو نبینی....برو ببوسش تا باور کنم،مال من نیستی.... _دزیره

این کاپل>>

Repost from N/a
. ᐢ⑅ᐢ ꒰ ˶• ༝ •˶꒱ ./づ~ ♡ ⋆ ˚。⋆୨୧˚moah⋆ ˚。⋆୨୧˚ #pic

Repost from N/a
چند شب پیش کنار هم بودیم رفتیم نودل و مانستر خریدیم با هم دوش گرفتیم بعدنش نشستم نسکافه خوردیم رفتیم عکس گرفتیم و شام خوردیم
چند شب پیش کنار هم بودیم رفتیم نودل و مانستر خریدیم با هم دوش گرفتیم بعدنش نشستم نسکافه خوردیم رفتیم عکس گرفتیم و شام خوردیم و ظرفارو با هم شستیم وایب اون شب >>>> #pic #ourmemories

Repost from N/a
میگن زندگی شبیه یک کتابه. ولی خب از این کتابه نه جلدی نصیب ما شده، نه مقدمه ای، نه فهرستی، نه نظمی. همینقدر بی قاعده داریم بگا میریم.