ch
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

前往频道在 Telegram
5 072
订阅者
无数据24 小时
-117 天
-3330 天
帖子存档
«احساس تمیزی، پابرهنه و پوست تمیز، می‌تونم تمام شب در سکوت فیلم ببینم، پشت هم چای بهارنارنج بخورم و هی برم آشپزخونه پرتقال‌های توی کاسه رو ببینم و از این همه زیبایی سطحی سرشار شم و جون بگیرم.»

«روح روشنی دارم که طعم شادی را بهتر از عطر رنج می‌فهمد.»

«تو مثل مخمل ابری، مثل بوی علفی، مثل اون ململ مه نازکی؛ اون ململ مه.»
«تو مثل مخمل ابری، مثل بوی علفی، مثل اون ململ مه نازکی؛ اون ململ مه.»

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«شب، خونه، بارون، نسیم خنک، صدای‌خنده.»

«تا اینجای شب یک لیوان شکسته‌ام و یک دل. اولی، فدای سرم، دومی، اما، چاره‌‌ای نبود. اگر یادش نرود چه؟.»

« برف روی نارنجیِ درخت پرتقال نشست، به یاد تو افتادم و این یاد، به جانم چسبید.»

‏«تو همه‌چیز رو‌ می‌دونی. یک چیزی وسط سینه‌ات هست که همه‌چیز رو می‌فهمه و احساس می‌کنه –زیر و روی زمین.»

+5

photo content
+1

«خوش خُلق، جایی که پوستِ دنیا شفاف باشه، اقیانوسی از خُنکی، شبیه تُنگ‌های بلور پر از ماهی، تازِگی.»

«آسمان، تنهایی، کوهستان.»

«عاشق دیدن صحنه‌های عشق ورزیدنم، و مال مامان و باباها رو یه خرده بیشتر دوست دارم، خیلی به آدم آرامش‌ خاطر می‌ده. یه موجودی کنار خودت داری که تا ابد می‌تونی بهش عشق بورزی، اون هم خیلی زیاد، تمام چیزی که اون ازت می‌خواد هم همینه. فوق‌العاده‌ست.»

«برخورد نسیم به پرده‌های حریرِ سفید و بوی ملایم باران روی چمن نورَسته، آرام و زنده‌ام.»

photo content
+8

«ما راستکی‌تر و شاعرانه‌تر با زخم‌هامون هم آغوش میشیم.»

«شیدا و دیوانه و عاشق، شیفته‌ی لذّت و غرق در یک شعف، چه قو‌ل‌های شاعرانه‌ای به خودت دادی ، چه قشنگ که هنوز بلدی بین جنون و عقل برقصی، که هنوز می‌تونی اشتباه کنی و دل بشکونی و دل شکسته بشی.»

«احساس میکنم دچار مه مغزی شدم. مدام یه سری چیزهای مهم رو فراموش میکنم، یا مثلا بخاطر نمیارم که درو قفل کردم، پنجره رو بستم یا نه. ذهنم خسته‌ست. »

«Cooking is worth the mess. Maybe I'm also worth the mess. Maybe one day we'll cook and make a mess together, and laugh while cleaning it Sdrainede up.»