𝗙𝗮𝗿, 𝗙𝗮𝗿𝗮𝘄𝗮𝘆
前往频道在 Telegram
220
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
220
ماه می.
ماهی که نه متعلق به بهاره و نه جرئت میکنه خودشو پیش درآمد تابستون بدونه.
یه ماه سرگردونه، مثل کسی که نمیدونه بره یا بمونه.
هواش نه اونقدر گرمه که غر بزنی و نه اونقدر سرده که دلت بخواد پتو بکشی رو سرت و ناپدید شی.
فقط حضور داره، مثل یه مکث.
یه وقفه طولانی وسط زندگی که معلوم نیست بابت چیه.
مثل یه پنجره نیمه باز که نه نور کامل میاد تو اتاقت و نه اجازه میده اتاقت تو تاریکی فرو بره.
می بوی پایان میده.
پایانایی که قراره بیان ولی هنوز نرسیدن.
پایان روابطی که هنوز تو حرفا جارین، پایان روزایی که هیچی نگفتی ولی عمیقا احساس کردی که دیگه چیزی مثل قبل نمیشه.
و بدتر از همه پایان هایی که ازشون مطمئنی ولی وقتی به زبون میاری کسی باورشون نمیکنه.
شاید می یه مینی فصل باشه، یه مقدمه بیپایان برای چیزی که میدونی قراره خستت کنه.
می نمیجنگه، فقط تماشا میکنه.
و موندنش همونقدر دردناکه که تحملشون تموم شده و رفتن سراغ ژوئن.
پس اگه یه روز حس کردین بیدلیل بیقرار شدین، یا اگه دیدین که همه چی مثل قبل نیست بدونید که تقصیر شماها نیست.
شاید فقط ماه مِی باشه.
220
خستهای؟ چای.
ناراحتی؟ چای.
سردته؟ چای.
گرمته؟ چای.
بیحوصلهای؟ چای.
تشنهای؟ چای.
چای؟ چای.
220
Repost from 𝗂𝗇𝘀𝗈𝗆𝗇𝐢𝖺
꞉ & you'll find moonlight nights strangley empty because when you call my name through them there'll be no answer.
220
The devil couldn’t reach me so he made sure I’d never forget the people and memories I’ve lost and miss them for the rest of my life.
