دفترچهخاطرات^☁️
前往频道在 Telegram
330
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
غصه
در عین حال یه کلمس
ولی غصه چشای منو ضعیف کرد،غصه وزن منو کم کرد،غصه بغض شد گلوی منو به درد اورد
غصه تموم موهامو ریختوند
غصه...غصه منو تموم کرد!
همیشه تا عصبی میشدم از دست مامانم فکر نمیکردم الان که رو تخت بیمارستانه انقد دلم اتیش بگیره و التماس کنم برگرده بهم غر بزنه:)
بله شرایط سخته
بله حال دل مردم اصلا خوب نیست
ولی توعم جو نگیرتت برادر من درتو بزار
ماها بیشتر عذاب میکشیم
چون میبینیم دوستامونو چجوری راحت تمومشون کردن و ما هنوز بدون هیچ دلیلی داریم نفس میکشیم!
دقیقا همونجایی که کسی که ازم چار سال بزرگتر بود گفت چجوری هم درس میخونی هم کار میکنی این همه ،من خودمو اینجوری نمیتونم تحمل کنم نمیدونستم بغض کنم یا خشحال شم!
که من غم دارم اندازه ی زیباییِ تو شبام به تیرگیِ چشمای ایرانیِ تو ویرانیم و آبادیِ تو قافیه شد بیتابیم و آرامیِ تو قافیه شد هیچ جا واسم مثل ایران نمیشه..
