ch
Feedback
-آوه!

-آوه!

前往频道在 Telegram

آمده‌ام؛ تنها برای نوشیدن جرعه‌ای عشق. Bot: https://t.me/Aveh_bot Private Channel: https://t.me/+5UFWDxtmLv5iZGM8 Unknown: t.me/HidenChat_Bot?start=193346972

显示更多
189
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-1030 天

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+1
在0个频道中
六月 '260
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '250
在0个频道中
Get PRO
十一月 '250
在0个频道中
Get PRO
十月 '250
在0个频道中
Get PRO
九月 '250
在1个频道中
Get PRO
八月 '250
在1个频道中
Get PRO
七月 '250
在2个频道中
Get PRO
六月 '250
在0个频道中
Get PRO
五月 '250
在0个频道中
Get PRO
四月 '250
在1个频道中
Get PRO
三月 '250
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+23
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+14
在2个频道中
Get PRO
十一月 '24
+8
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+26
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+8
在3个频道中
Get PRO
八月 '24
+19
在4个频道中
Get PRO
七月 '24
+34
在6个频道中
Get PRO
六月 '240
在0个频道中
Get PRO
五月 '240
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+2
在2个频道中
Get PRO
三月 '24
+7
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+3
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+4
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+5
在3个频道中
Get PRO
十一月 '23
+6
在2个频道中
Get PRO
十月 '23
+15
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+56
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+210
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+329
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+216
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+133
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+414
在0个频道中
频道帖子
یک زمزمه‌ی دور، یک انعکاس میان ابعاد… شاید همه‌ی احساسات بی‌دلیلی که ناگهان از درون می‌جوشند، پژواک لحظاتی باشند که جایی دیگر، زمانی دیگر، در حال رخ دادن‌اند! -دانا

2
تمام عمر، در آیینه‌ گریستم‌ از ترس راه، به تنهایی گریختم کدوم قله، کدوم اوج، زمین زیر پاهام سوخت بهار، اون وهم سبز پوش، گم‌ شده بود! آوه . سهراب‌و‌گروه
14
3
کاش می‌شد، جایی از مرگ دست و پا زد! چنین بی‌رحمانه‌ست، چنین که میان این زیستن برای لحظه‌ای بی‌نفس شدن دست و پا زنیم. پوچ است، کریه‌ست، کریه.
31
4
«چرا بهتر است ادبیات بخوانیم؟» در ادبیات و رمان، بخشِ گمشده‌ی زندگیِ مدرنیته و این عصر را می‌توانیم مشاهده کنیم. فقدانِ بیانِ داستان در زندگیِ روزمره و مبدل شدنِ انسان به یک شِئ یا عدد، یکی از وجه‌های پنهان‌شده‌ی این دوره‌زمانه محسوب می‌شود. در جهانی که انسان‌ها به داده‌های آماری، شماره‌های پلاک، یا قطعاتی از یک ماشین بزرگ تقلیل یافته‌اند، ادبیات همچون آینه‌ای است که هویت فراموش‌شده‌ی ما را بازمی‌تاباند. ادبیات، با روایتِ داستان‌های فردی، به ما یادآوری می‌کند که هر انسان، جهانی یگانه و پیچیده است. در رمان‌ها و شعرها، با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که نه عددند، نه ابزار، بلکه موجوداتی زنده با رؤیاها، ترس‌ها و آرزوهای منحصربه‌فرد. پس ادبیات بخوانیم، نه فقط برای فرار از واقعیت، بلکه برای بازگشت به واقعیتی عمیق‌تر. برای آنکه دوباره انسان باشیم، نه عدد. برای آنکه داستان‌هایمان را زنده نگه داریم و انسانیتِ خود را درک کنیم. - درباره‌ی شی‌انگاری یا Objectification، می‌تونین بیش‌تر مطالعه کنید.
30
5
؛
37
6
و به جز مرگ که بی سایه‌ست این جهان نمادین انعکاس سرمایه‌ست “آوه،
40
7
آدمی روز به روز در حال تغییر، شگفتی و افزایش آگاهی‌ست. در طول روز هزاران اتفاق برای من و شمای‌ نوعی رخ می‌دهد، و تک تک آن ها منی ویرایش شده را می‌سازند، هر دقیقه ویرایش، هر ثانیه ویرایش و ویراستاری. آن روز ها با خود می‌اندیشیدم که می‌شود راهِ رمانی که فکر و ذکرم درگیرش بود را به اینجا باز کرد، اما نمی‌شود دوستان، حداقل تاکنون نمی‌شود. زمان چیز عجیبی‌ست، رویداد طبیعی و در عین حال بیگانه‌ای که نمی‌توانم بیش از این جمله توصیفش کنم، و باید بگویم گاهی همین زمان سریع و عجولِ ماجرا، اجازه‌ی راهیابی بسیاری چیزها را در لحظات متفاوت نمی‌دهد. و زمانی که بپرسید “چرا؟” پاسخ می‌دهد “در لحظه و ثانیه‌ی مناسبش، اکنون زمانش نیست”. پس باید در جمله‌ی پایانی این پست بنویسم، در جای مناسب، دقیقه‌ی مناسب، ساعتی که باید، اتفاق می‌افتد، اگر نشد هم، شاید تیک تاک مناسبی یافت نشده‌!
40
8
روزی که شود مستمر نوشت و نوشت و نوشت و نوشت و نوشت. روز من است!
35
9
این مدت به این پی بردم که فضای مجازی باعث توهم فراموش کردن و حدف آدمها میشه. اینجوری که آدم‌ها فکر میکنند تنها کاری که برای فراموش کردن و گذشتن از بقیه باید انجام بدن اینه‌که:عکسها و چت‌ها و شماره طرف رو حذف کنند،اگه چنل داشته باشه ازش لفت بدن و یا کلا توی هربرنامه دیگه دنبالش نکنند(که خب گاهی این اتفاق نمی‌افته.مثلا طرف پیجشو با اکانت فیک دنبال میکنه یا چنلشو چک میکنه مخفیانه و....)برای گذر از آدمها باید با خودمون صادق باشیم و خودمون سرزنش نکنیم و ببینیم اون اتفاق،اون آدم چه تاثیری روی ما گذاشته.وایسیم همون جا و اون غم و رنج و خشم رو کامل نگاه کنیم.عمقشو ببینیم و با جای خالی آدمها و نبودنشون روبه بشیم؛سخته ولی برای گذر کردن گام مهمیه.و جایی که واقعا گذر کردن از بقیه رخ میده توی ذهنه.و درنهایت اینو بگم که نباید که همیشه از رفتن و نبود آدمها ترسید و ناراحت بود،گاهی خودمون باید بقیه رو راهی کنیم حتی اگه فیزیکی نباشه و بخوام روراست باشم این جور راهی کردن واقعا مهم نیست چیزی که مهمه اینه که توی ذهنمون این کارو انجام دادیم یا نه!
32
10
آدم‌ها همدیگر را با کلمات به دست می‌آورند و با رفتار از دست می‌دهند.
28
11
آوه: روزی از روز‌ها، مهربانو؛ چادر گلگلی به سر، دلم را با خود برد، در همان سبد قرمز رنگی که نان تازه درونش قرار داده بود، گذاشت و برای اهل خانه برد.
40
12
گاه آوه برایم می‌گوید، از جنگ، درد، اشک، فرزندانی که سرنوشت ره تقدیر را برایشان هموار نساخت. از عشق، همسرش، زلف پریشانش، رخسارش‌. گاه می‌گوید، می‌گوید، می‌گوید و نا‌گهان در اوج؛ به خموشی روی می‌برد، تاریک، بی‌صدا.
42
13
فروغ فرخزاد،+1
فروغ فرخزاد،
87
14
به قول محسن چاووشی: بگو به اون لجن خورا که آبمون عوض شده!
62
15
Private Channel
17
16
درد آن است که در خاک زیست کنی، ببینی، ببینی، ببینی و کلامی از خود نداشته باشی!
72
17
-
1
18
درد را می‌توان از تک تک لغات این خبر لمس کرد! به امید پیگیری این پرونده. به امید کمی سبک شدن بار قلب و جان این پدر. پ.ن: هر ر+7
درد را می‌توان از تک تک لغات این خبر لمس کرد! به امید پیگیری این پرونده. به امید کمی سبک شدن بار قلب و جان این پدر. پ.ن: هر روز که می‌گذرد منِ نوعی، بیشتر حس میکنم می‌خواهم بمیرم، نمی‌دانم ما مردم چگونه و با کدامین توان و پا، به مسیر سنگلاخ و سرخ روبه‌رویمان ادامه می‌دهیم. کاش میشد حداقل با هر قدم جاده‌ی جلو چشمانمان رنگین تر نشود.
9
19
برای کسی که همیشه در لحظات سخت، شما آخرین انتخابش هستید و آخرین حامی شماست (شاید حتی آخرین هم نباشد!)، هرگز صد خودتون رو نذارید.
70
20
می‌دانید، عقیده من این است ک دو فرد که وارد رابطه می‌شوند، قرار است خوب و بد یکدیگر را بپذیرند، خوب و بد های همدیگر را دوست بدارند، قرار نیست دیگری را تغییر داده بلکه برایش دوست داشتنی شود! رابطه‌ باید مملوء از صداقت، خواستن، رشد و پذیرفتن باشه. پذیرفتن همدیگر، و روزی گر دانستید نمی‌توانید، نمی‌توانید بپذیرید، بدانید آن فرد، فرد شما نیست. شما نیز برای او نیستید. به قول شخصی «روزی که ببینم داریم زندگی همدیگه رو بهم میریزیم، داریم سعی میکنیم همدیگه رو تغییر بدیم، میرم.» اویی که سعی در تغییر دادنش دارید، سعی دارید به همان چیزی که سفارش داده‌اید تبدیل شود، روزی از شمایی کنترل‌گر بودید، خواستار تغییر بودید، متنفر می‌شود. می‌دانید که می‌شود. همدیگر را بپذیرید، اگر توانستید شما از آن یکدیگرید، اگر نه، همدیگر را بازی‌ نداده و تمامش کنید!
74