آخرینستارهخاموششده.
前往频道在 Telegram
401
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
Repost from N/a
بعد اون اتفاق یه سوال هزار بار توی ذهنم تکرار شد یعنی خدا دیگه دوسمم نداره ؟ یعنی من اینقد بدم که توی بدترین روزامم رها شدم ؟
اینطوری بودم که بلاخره.
بلاخره سناریویی که تصورش میکردم دوسال به واقعیت پیوست،از اینکه بدون آسیب زدن به ماشین یا خودم تونستم این حرکتو بزنم برام شاهکار بود.
حس بعد اینکه بعد دوسال ماشین اینطوری دور خودش چرخید و هم هیجان زده بودم و هم ترسیده و خوشحال عجیب بود.
ولی بعد اینکه ماشین وایساد نفس عمیقی که کشیدم کل زندگیو بهم برگردوند.
باورم نمیشه بعد این همه کلاج بازی کردن و دوسال سناریو اینو تو ذهنم نوشتن بلاخره امروز انجامش دادم.
اومدم دور بزنم و برای اولین بار ی جوری دور زدم که پشت بندش ماشین دوبار دور خودش چرخید.
وقتی عکسو ویدئو های سابقمو میبینم فقط به این فکر میکنم که کاش برگردم عقب
منو نمیتونی خودتو نجات بده.
نمیتونست این همه دروغو چشم هاتبگه.
همش تپش داره میترسه انگار دله.
این پسر میخواست فقط سرتو بگا بره...
اصلا الان،هرکاری میخوای کن.
خستم الان،بام کردی چیکار تو؟
رفتم الان،تونستی پیدام کن!
قاتل شدی حسم انگار مرد...
