222
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
ندونسته دلمو به غریبه سپردم
اون غریبه رو ساده شمردم
گول چشم سیاهشو خوردم
رفت ازین شهر که دلم رو به خون بکشونه
که جونم روبه لب برسونه
جای دیگه آتیش بسوزونه.
احتمالا وقتی دردا حمله میکنن بهت من خیلی دور از توئم زیر دردای خودم
احتمالا وقتی از درد میوفتی رو زانوت من خیلی دور از توئم روی زانوی خودم
فقط یادت نره تو واینسادی یه نفره یکی داره شبیه خودت از این کوه و دره میگذره
منو یادت نره.
