222
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
مادرای بچه ها با صلوات میفرستنشون که یه موقع من هلشون ندم پرت شن پایین یا چاقو نکنم تو شکم گندشون
دردایی که متحمل میشم مثل قطرات بارون میمونن گاهی اوقات اونقدری و نرم و ملایم هستن که غمشون برام آرامشه و گاهی اوقات مثل هوای امروز سرد و تند و محکم عین یه شلاق، بهم برخورد میکنن و منو از پا در میارن حالا نمیدونم این باران نرم و لذت از غمش منو زنده نگه داشته یا باران تند و محکمی که رعد و برقش به کل وجودم برخورد میکنه و باعث میشه بمیرم.
