جنگلِ سکوت
前往频道在 Telegram
@Rock_m_bot گفتی:《به روزگاران مهری نشسته》گفتم:《بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران》
显示更多159
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-1030 天
帖子存档
159
تنها سوالی که باقی میماند این است
چه کسی قرار است دلش برای من نیز تنگ شود هنگامی که خورشید زندگی ام غروب میکند
159
با لمس مسقیم تابش نور خورشید بر روی پوستش به خوابی ابدی رفت که هرگز از آن بیدار نخواهد شد جز با بوسه عشق حقیقی اش
159
آنگاه که آسمان و دریا در امتداد زمین به هم خواهند رسید و آنگاه که کوه ها ماننده پنبه شده و خواهند ریخت زمانی که هیچ انسانی انسان دیگر را نخواهد شناخت من در کنار تو خواهم بود تا ببیند هرآنکه مارا از یکدیگر منع کرد و این گناه نیست بلکه شله کوچکی است از عشق میان ما
