885
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-2330 天
帖子存档
885
𔘓
امروز به پایان میرسد از فردا برایم چیزی نگو من نمیگویم فردا روز دیگریست فقط میگویم؛ تو روز دیگری هستی تو فردایی همان که باید به خاطرش زنده بمانم
جبرانخلیلجبران885
حرفهای کوچکی در زندگی هست ،
که حسرتهای بزرگی بر دلت میگذارند !
جملات سادهای در زندگی هست، که آرزوی دوباره شنیدنشان، که حسرتِ یکبار دیگر تکرار شدنشان، اشکت را در میآورد !
دلت میخواهد بشنویشان، از زبانِ همان کس که میخواهی، بشنویشان ...
اما آنکس نیست که دوباره برایت بگوید :
"صبح بخیر عزیزم" ...
بگوید : "کجایی ؟ چرا دیر کردی ؟" ...
بگوید : "بخور، غذایت سرد شد ! " ...
یا اینکه بگوید : "این رنگی بهم میآید ؟! " ...
#بابک_زمانی
885
مجنون را گفتند: «از لیلی خوبترانند؛ بر تو بیاوریم؟»
او گفت: «آخر من لیلی را به صورت دوست نمیدارم، لیلی صورت نیست. لیلی به دست من همچون جامیست؛ من از آن شراب مینوشم. من عاشق شرابم و شما را نظر بر قدح است. از شراب آگاه نیستید...»
