885
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-2330 天
帖子存档
885
جاهد ظريف اوغلو چقدر زبان عشق بعضیهامون رو خوب بلد بوده که گفته:
«وقتی كه همه مرا به كوبيدن درهايى كه مىبستم مىشناختند،
من براى آرام بسته شدن در خانهى تو
دستم را لاى در گذاشتم...»
885
دانستن اینکه
کسی شما را دوست دارد؛
اما نمیتواند شما را به درستی دوست داشته باشد یک موقعیت خطرناک است.
885
فکر میکردم تو خانهام هستی، که از تمام جنگها و زخمها به تو برگردم
اما تو خودت جنگ بودی،
بزرگترین و بیرحمترین جنگِ من.
885
در یک لحظه احساس کردم تمام هراس من از تنهایی است. از تنها مردن نمیترسیدم، از این که تنها زنده بمانم میترسیدم.
| عباس معروفی
885
یه جا نوشته بود؛
آدمِ اشتباه تو رو در حالیکه.. در آرامشی پیدا میکنه و تیکه تیکه رهات میکنه،
اما آدم درست تیکه تیکه پیدات میکنه و دوباره تو رو کامل میکنه و به آرامش میرسونه.
885
به همین سادگی آدم اسیر می شود
و هیچ کاری هم نمی شود کرد.
نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید،
همین جوری دو نگاه در هم گره میخورد
و آدم دیگر نمی تواند
در بدن خودش زندگی کند،
میخواهد پر بکشد.
عباس معروفی
885
وقتی یکیو دوس داری وقتایی که باهاش میگذرونی بدنت شروع میکنه به ترشح دوپامین واکسی توسین و مغزت به این حس عادت میکنه، وقتی از دستش بدی بدن درد میگیری و بدنت خواهان همون مواد شیمیاییه که حالتو خوب کنن به زبونِ ساده تر تو معتاد اون و حسی که بهت داده شدی!
885
برگ ریزونای پاییز کی چشم به رات نشسته🍁
از جلو پات جمع میکنه برگهای زرد و خسته🍂
کی منتظر میمووونه،حتی شبای یلدا🍁
تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا🍂
885
░⃟
حرف دل را
به که گویم
که نکوبد به سرم
همه اول به تسلا
و به آخر زخم اند...😔💔
