ch
Feedback
تکست تلخ

تکست تلخ

前往频道在 Telegram

♡﷽♡ #چقـــدر سخــــــــــت است #همـرنگ جمـــاعت شدن... #وقتـــۓ جمـــاعت خـــودش #هـــــــزار رنــــــــگ استـــــ.. .C᭄‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🥀⍣❥᭄⚘ ⊰

显示更多
885
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-2330 天
帖子存档
photo content

یه جا خوندم که: راه آدم ها از قلب جدا می شود، آن چنان که راه آدم ها از قلب یکی می شود...

دعای امروز من برای تو... "چشیدنِ مزه رسیدن حالا به هرچی که میخوای"

چگونه فراموشت کنم وقتی یادت با دمیدن روز ذره ذره از زیر پوستم طلوع می‌کند به حیاتم روشنی می‌بخشد و شب‌ها همبستر تنهایی‌ام می‌شود #مریم_امینی

photo content

محمد عزیزی میفرماد که: تو را از دور هم دیدن مرا آرام خواهد کرد کسی جز آنکه دلتنگ است حالم را نمی فهمد....

. مرا ببوس... با گل سرخی که شبنم روی آن نشسته  با لبهائی گرم چون گرمای آفتاب اول صبح از زمین برخیزانم با عشق... همچنان که دست هایت سرزمین تنم را کشف می کنند جهانم را فتح کن و فرمانروایم باش... #غادة_السمان

. کسی هست، که در سکوت دوستت می‌دارد، در سکوت احترامت می‌کند، و میان خودش و جان‌اش تو را آرزو می‌کند، دور می‌شود، و به عشق بسنده می‌کند، به خاطر عشق! #نزار_قبانی

photo content

بعضی آدمها را نمیشود داشت فقط میشود یجور عجیبی دوستشان داشت بعضی آدمها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای او اصلا به آخرش فکر نمیکنی آنهم نه دوست داشتن واقعی نه حتی عشق یجور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست اون وقتی که حتی دیگر نیست در کنج دلت  تا ابد یجور خاص دوست داشته خواهند شد...

به وصل خود دلم را شاد گردان که خسته طاقت هجران ندارد. | عراقی

قلب خاطرات بد را کنار می‌زند و خاطرات خوش را جلوه می‌دهد و درست از تصدیق همین فریب است که می‌توانیم گذشته را تحمل کنیم.

برایت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد به شوق آرزو باشد نه تکرار غم دیروز ...

photo content

یکبار است زندگانی ! یک‌ بار همان یک‌ بار که نسیم صبح را به سینه فرو می‌دهیم ، همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می‌نشانیم ، همان یک بار که سوار بر اسب در دشت تاخت می‌کنیم ، یک‌ بار ... یکبار و نه بیشتر زندگانی یک‌بار است ، در هر فصل ... #محمود‌_دولت‌‌_آبادی

اگرامروزراخوب زندگی کنی، همه دیروزهایت به خاطره ای خوش وفرداهایت به امیدتبدیل خواهدشد .

روشنی را بچشیم صبح ‌ها وقتی خورشید در می‌آید متولّد بشویم در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم هیجان‌ها را پرواز دهیم… سلام صبحتون بخیر و شادی

photo content

میخواهم امشب به تمامِ شعرهایم چوبِ حراج بزنم .. تو که نمیخوانی شاید ارزانی ، وسوسه‌ات کرد خریدار شدی ..! ‌‌‌‌‌مینویسم برای تو که مهربانیت تیترِ اول نوشته هایم و بهانه ای است برای شعرهایم .. خواستنت دردیست ناعلاج که با هیچ نوشته ای درمان نمیشود .. فقط آرام میگیرم وقتی یادت ، نامت ، حضورت بر کاغذ دل نگاشته می شود ...