Arad Entezar
前往频道在 Telegram
▪️یوتوبِ شخصی: https://youtube.com/@AradEntezar ▪️ یوتوبِ پادکست: https://youtube.com/@MidnightTehran ▪️اینستاگرام: https://instagram.com/Avrvd
显示更多📈 Telegram 频道 Arad Entezar 的分析概览
频道 Arad Entezar (@avrvd) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 16 738 名订阅者,在 音乐 类别中位列第 4 524,并在 伊朗 地区排名第 20 482 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 16 738 名订阅者。
根据 06 十一月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -140,过去 24 小时变化为 -14,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 14.13%。内容发布后 24 小时内通常能获得 7.45% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 365 次浏览,首日通常累积 1 246 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 میدنایت, vless://7644031d-df84-48ee-9e7e-7d058736305b, ابرو, وقت, آیندمون 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“▪️یوتوبِ شخصی:
https://youtube.com/@AradEntezar
▪️ یوتوبِ پادکست:
https://youtube.com/@MidnightTehran
▪️اینستاگرام:
https://instagram.com/Avrvd”
凭借高频更新(最新数据采集于 07 十一月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 音乐 类别中的关键影响点。
16 738
订阅者
-1424 小时
-287 天
-14030 天
帖子存档
16 737
میدنایت | فصل ۳ قسمت ۴
از طریق این لینک تماشا کنید👇🏻
https://youtu.be/3h5r11ahlf8
خلاصه:
در این قسمت از پادکست میدنایت، با مهسا همراه میشیم که ادعا میکنه از دوران کودکی با اتفاقات عجیب و تجربههای ماورایی روبهرو بوده؛ تجربههایی که به گفتهی خودش، پس از مرگ عمویش و در هفتسالگی آغاز شدن. او از خوابهای عجیبی میگه که در اونها عموی فوتشدهاش ادعا میکرد هنوز زنده است و همچنین از نوری آبیرنگ که در همون دوران مشاهده کرده بود. اما یکی از عجیبترین اتفاقات زمانی رخ میده که آینهی قدیمی عمویش رو نگه میداره. هر شب، دقیقاً ساعت یک بامداد، صدای ضربههای مشخصی از سطح آینه شنیده میشده؛ اتفاقی که خانواده سعی داشتن با گرمای رادیاتور توضیحش بدن.
16 737
میدنایت، تا کمتر از یک ساعت دیگه❤️
برای کسایی که تو کانال vip هستن لینکش ارسال شد.
16 737
صبحت بخیر
واقعا نمیدونم دیشب چی بهت گذشته اما مطمئنم تو میتونی مقاومت کنی و این صبح برات شروع یه زندگی جدید باشه.
16 737
میدنایت | فصل ۳ قسمت ۳
از طریق این لینک تماشا کنید👇🏻
https://youtu.be/n9V6Bkbkmn8
خلاصه:
در قسمت سه از فصل سوم از پادکست میدنایت، آراد انتظار میزبان شاداب و آدریاناست؛ دو مهمانی که از تجربههای عجیب خودشون در ارتباط با دنیای ماوراءالطبیعه و موجوداتی صحبت میکنن که معتقدن از کودکی در اطرافشون حضور داشتن. آدریانا از موجودی به نام «همزاد» میگه؛ روحی که به باور او از ابتدای زندگی همراهش بوده و از طریق صداهای فیزیکی باهاش ارتباط برقرار میکنه. او حتی معتقده این موجود در فالهای تاروتش هم تأثیر میذاره. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشه… شاداب و آدریانا از تجربههای خودشون در عرفان حلقه و اتفاقات جسمی عجیبی که در جریان مراحل موسوم به پاکسازی تجربه کردن، صحبت میکنن. یکی از ترسناکترین بخشهای این گفتوگو، روایت یک جشن تولده؛ شبی که به گفتهی مهمانها، اتفاقاتی غیرقابلتوضیح رخ داده و موجودی تاریک و بلندبالا در مقابل چند نفر ظاهر شده. آنها از دوستی صحبت میکنن که به نظر میرسیده تحت تأثیر یک نیروی ناشناخته قرار گرفته و حتی توسط نیرویی نامرئی جابهجا شده.
16 737
میدنایت | فصل ۳ قسمت ۲
از طریق این لینک تماشا کنید👇🏻
https://youtu.be/n9V6Bkbkmn8
خلاصه:
در قسمت سه از فصل سوم از پادکست میدنایت، آراد انتظار میزبان شاداب و آدریاناست؛ دو مهمانی که از تجربههای عجیب خودشون در ارتباط با دنیای ماوراءالطبیعه و موجوداتی صحبت میکنن که معتقدن از کودکی در اطرافشون حضور داشتن. آدریانا از موجودی به نام «همزاد» میگه؛ روحی که به باور او از ابتدای زندگی همراهش بوده و از طریق صداهای فیزیکی باهاش ارتباط برقرار میکنه. او حتی معتقده این موجود در فالهای تاروتش هم تأثیر میذاره. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشه… شاداب و آدریانا از تجربههای خودشون در عرفان حلقه و اتفاقات جسمی عجیبی که در جریان مراحل موسوم به پاکسازی تجربه کردن، صحبت میکنن. یکی از ترسناکترین بخشهای این گفتوگو، روایت یک جشن تولده؛ شبی که به گفتهی مهمانها، اتفاقاتی غیرقابلتوضیح رخ داده و موجودی تاریک و بلندبالا در مقابل چند نفر ظاهر شده. آنها از دوستی صحبت میکنن که به نظر میرسیده تحت تأثیر یک نیروی ناشناخته قرار گرفته و حتی توسط نیرویی نامرئی جابهجا شده.
16 737
الان ۵ ماهه که نیستی؛
و هیچ ایدهای ندارم که چرا رهام نمیکنی،
گرچه میدونم چیزی که رهام نمیکنه تصوریه از چیزی که میشد بشه و نیست.
تصمیم گرفتم دیگه حرف هام رو مستقیم به خودت نزنم، از واکنش های سطحیت خوشم نمیاد،
اینجا فقط من حق دارم به پیام های بلند و عمیق با یه «عه» جواب بدم، و دو شیر تو یک اقلیم نمیگنجن!
پس اینجا بهت میگم، به این امید که شاید بخونی.
امشب شب خوبی بود، شاید یکی از بهترین شب هایی که بعد از مهاجرت تجربه کردم، دوری از آدمای سمی، گشتن با یکی از بچه هایی که طرز فکرش با من یکیه و رفرنس هام رو متوجه میشه، شاورمای پورک + دوتا ساندویچ تنوری هات داگ، همه و همه، باید باعث میشد شب خوبی باشه.
تا این که نبود،
یه خودم اومدم و دیدم بارمَن داره بهم دست میده تا مطمئن بشه حالم خوبه، اونم در صورتی که کاملا اون لحظه سوبر بودم.
با یه لبخند و به دست محکم بهش فهموندم که اوکیام و قرار نیست رو دستگاه آبجوش تگری بزنم و رفت، رفت و من رو دوباره با این فکر که چرا بین این همه انسان، من فقط به تو فکر میکنم تنها گذاشت.
حقیقتش رو بخوای، از دید خودم داشتن احساسات کودکانست،
از طرفی، حس نمیکنم اون میزان بی احساس بودن که همیشه تجربش میکنم سالم باشه،
دیگران معمولا من رو تو روابطم آدم تاکسیکی میشناسن، آدمی که وقف کارشه، و اولویت آخرش رابطهایه که توشه.
این که چرا یهو، وسط این همه آدم، برای تو، این اتفاق برای من افتاده، نمیدونم اسمش چیه، و یا شاید میدونم و از گفتم اسمش بدم میاد،
و شاید الان کلهم گرم تر از اونه که صلاحیت نوشتن این حرف ها رو داشته باشم،
ولی میدونم بین اون همه دختری که امشب و شب های گذشته دیدم، همچنان منتظرم تو پیام بدی.
از این که تو خیال و امید زندگی کنم متنفرم،
از این که تو از اول این ماجرا فرد منطقی تری بودی هم متنفرم.
و کاملا آگاهم بر نشدنی بودن همه چیز،
و حتی میدونم احتمالا برای تایپ کردن این حجم از حرف قراره حسابی غر بزنی چون عمه و عمو و علی و اکبر و اصغر کانالمو میخونن و حاشیه پیش میاد ولی باور کن صد نفر هم فردا قراره به من غر بزنن ولی باز با این حال برام مهم نیست.
صادقانه، جز تو چیزی برام مهم نیست.
حتی دیگه نمیدونم تو توی ذهنمی، یا یه تصور از چیزی که هستی، ولی هرچی هست، تنها روزنهی امید منه. با این که میدونم در واقعیت هیچوقت نمیتونیم با هم باشیم.
اینجا دم دمای صبحه، پس باید کم کم بخوابم، از الان شبت بخیر، خوب بخوابی.
16 737
چون خیلی پرسیدید میگم.
فعلا واسه کانال vip دیگه جوین نمیگیرم تا یک ماه دیگه
اونم فقط از بین بچه هایی که تو کامنتای یوتوب و اینستا فعالن و حامیان.
هر روز ناشناس ندید
فعال باشید، خودم حواسم هست.
فدا.
16 737
میدنایت | فصل ۳ قسمت ۲
از طریق این لینک تماشا کنید👇🏻
https://youtu.be/Js1Rs7wj1zo
خلاصه:
در دومین قسمت از فصل سوم پادکست میدنایت، آراد انتظار میزبان مبیناست؛ دختری که از کودکی با مشکلات شدید جسمی، تجربههای تلخ و اتفاقاتی روبهرو بوده که خودش اونها رو به دنیای ماوراءالطبیعه نسبت میده. مبینا از روزهای سخت ابتدای زندگیش و جراحی حیاتی در دوران نوزادی میگه؛ اما یکی از تأثیرگذارترین اتفاقات زندگی او در چهار سالگی رخ میده، زمانی که با جسد یک انسان در رودخانه روبهرو میشه. اتفاقی که به گفتهی او، نقطهی شروع احساس خفگی دائمی و تغییر صدایش بوده. اما این تنها آغاز ماجراست… مبینا ادعا میکنه موجوداتی ناشناخته، از جمله موجودی با ظاهری سیاه و چشمانی قرمز، رو میبینه و احساس میکنه تحت تعقیب اونهاست. او همچنین از موجودی میگه که معتقده در روابط عاطفیاش دخالت میکنه و مانع شکلگیری رابطههای موفق میشه.
16 737
نمیدونم کدوم مادرقحبهی احمقی داره سعی میکنه بیاد تو پیجم
ولی کودن، سوشال مدیای من شبیه تار عنکبوته
تو یه جیمیل از من داری
برای رسیدن به پیج اصلی باید از هزارتو رد شی، تهشم به جایی نمیرسی.
کصخل من قبل از این که زبون فارسیو یاد بگیرم تو اینترنت بودم :))
16 737
براى عشق عجله نكنيد، قول ميدم يه روز يكى مياد همه ى اين آدمای نصفه نيمه رو ميشوره میبره!
شبت بخیر عزیزم.
(چون هیچکس نباید بدون ِ شب بخیر بخوابه)
16 737
میدنایت | فصل ۳ قسمت ۱
از طریق این لینک تماشا کنید👇🏻
https://youtu.be/yN5K1XlrrhI
خلاصه:
در اولین اپیزود از فصل سوم پادکست میدنایت، میزبان مهدی هستیم؛ کسی که از کودکی با مجموعهای از اتفاقات عجیب و ترسناک روبهرو شده. از تجربهی احضار روح در خانهی قدیمی مادربزرگش در مشهد گرفته تا صداهای مرموز، اتفاقات غیرقابلتوضیح در یک داروخانهی شبانه و ماجراهای عجیب مردی که به «آقای سید» معروفه. مهدی از طلسمهایی میگه که ادعا میشه در قبرستان پیدا شدن، نوشتههای مرموزی که داخل لباس عروس پنهان شده بودن و اتفاقاتی که باعث شدن نگاهش به زندگی، آدمها و حتی واقعیت تغییر کنه. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشه… چرا مهدی معتقده بعضی از این اتفاقات هنوز روی زندگی و روابطش تأثیر گذاشتن؟ آیا تمام این تجربهها رو میشه با منطق و روانشناسی توضیح داد؟ و چرا ساعت ۳ صبح در بسیاری از روایتهای ماورایی جایگاه ویژهای داره؟
