مَن
前往频道在 Telegram
185
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-2230 天
帖子存档
185
Repost from زوربای صورتی🎀
بلد نیستم فقط بصورت خالی یه حسی داشته باشم. همیشه باید کنار حس اصلیم عصبانی هم باشم
185
*مکالمه داخل بیمارستان
مطب خالی مریضا به صف؛
ببخشید میدونید دکتر و منشی کجان؟
یه آقای مسنی بدحال شدن تو اتاق دکتر بردنش اورژانس.
دکتر بعد یه ربع و منشی بعد حدودا ۲۵ دقیقه برمیگردن،خانوم چادری در بدو ورودش میبینتشون که روسری سرشون نیست
_خانومم بپوشون اون موهارو!
روسری رو سر میکنن.
بعد از دادن چندتا نوبت بلند میشه و با دکتر با ناز عشوه شروع میکنه به حرف زدن(دل و قلوه دادن کمیک و مضحک)
_وای آقای دکتر خوب شد بودین اون آقا جونشون و مدیون شماست
دکتر:کاری نکردم خانوم*** انجام وظیفه بود
_خنده ناشیانه_نه نفرمایید نبودید نمیدونستیم چیکار کنیم آقا بودن نمیتونستم بهشون دست بزنم...
بعد از این مکالمه مریضای توی صف و میزاره به امون خدا و میره.
منشی کجاس؟
+رفته شام بخوره=))))))
185
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
بهش میگن هنر ترکیب. آدمها کنار همدیگه طعم و عطرشون تغییر میکنه.
