مَن
前往频道在 Telegram
185
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-2230 天
帖子存档
185
متاسفانه نمیشه ازش اسم برد
برام جالبههه تو روم اینقد مهربووون نایس قشنگ گوگولی
بعد چنلش واضح و به طور مستقیم در حال تیکه پروندنِ
185
ای برادران و خواهران چنل نویس من
خواهشا تو چنلتون برا من قیافه نگیرید
ناراحتید بگید لفت بدم دیگه چه کاریه
فنتون نیستم که قربونتون برم
دوشواری نداریم نمیدونم چرا اینقد نسبت به من رفتارتون 🤌🏻
185
📚بادام : وون_پیونگ_سون
👁🗨 ۲۴۴ صفحه
این داستان به طور خلاصه درباره ملاقات یک هیولا با هیولای دیگری است. یکی از هیولاها من هستم. یون جه با یک بیماری مغزی به نام آلکسی تایمیا به دنیا آمد که بروز احساساتی مانند ترس یا خشم را برای او سخت میکند. او هیچ دوستی ندارد - دو نورون بادام شکلی که در اعماق مغزش قرار گرفتهاند این کار را با او کردهاند - اما مادر و مادربزرگ فداکارش زندگی امن و رضایتبخشی را برای او فراهم میکنند.
#معرفی_کتاب
185
📚بادام : وون_پیونگ_سون
👁🗨 ۲۴۴ صفحه
این داستان به طور خلاصه درباره ملاقات یک هیولا با هیولای دیگری است. یکی از هیولاها من هستم. یون جه با یک بیماری مغزی به نام آلکسی تایمیا به دنیا آمد که بروز احساساتی مانند ترس یا خشم را برای او سخت میکند. او هیچ دوستی ندارد - دو نورون بادام شکلی که در اعماق مغزش قرار گرفتهاند این کار را با او کردهاند - اما مادر و مادربزرگ فداکارش زندگی امن و رضایتبخشی را برای او فراهم میکنند.
#معرفی_کتاب
185
Repost from مَن
"کتاب ها مرا به جاهایی می بردند که بدون آن ها هرگز نمی توانستم بروم و اعترافات افرادی را که هرگز ملاقات نکرده ام و زندگی هایی را که هرگز شاهد آنها نبوده ام به اشتراک میگذاشتند. احساساتی که هرگز نمیتوانستم لمس کنم و اتفاقاتی که نمیتوانستم تجربه کنم همه در کتاب ها پیدا می شد.آن ها در ذات خود با فیلم ها و سریال ها کاملا متفاوت بودند.
دنیای فیلم ها،سریال های آبکی یا کارتون ها آن قدر دقیق بود که هیچ جای خالی ای برای من باقی نمی گذاشت تا آن را پر کنم.
اما کتاب ها فرق داشتند.آن ها جاهای خالی زیادی داشتند.جاهای خالی میان کلمات و حتی خطوط.می توانستم خودم را به زور در آنجا جا دهم و بنشینم،یا راه بروم،یا با خط بد افکارم را بنویسم.
اهمیتی نداشت اگر معنی کلمات را نمی دانستم.
ورق زدن مهم ترین بخش کار بود."
-بادام
185
Repost from |with zeiinab|
من صبح از اینور اتاق تا اونور اتاق پا میشم زنگو خاموش میکنم و دوباره میخوابم
و اصلا یادم نمیاد کی اینکارو کردم
با من از تنظیم ساعت خواب حرف نزن
185
من صبح از اینور اتاق تا اونور اتاق پا میشم زنگو خاموش میکنم و دوباره میخوابم.
و اصلنم یادم نمیاد کی اینکارو کردم
با من از تنظیم ساعت خواب حرف نزنید.
