Tutifruti
前往频道在 Telegram
809
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+630 天
帖子存档
809
Repost from N/a
من،خیالی داشتم، خیال خلق سایهبانی، سایهبانی تا فرو آیی به آن.
از فریادت به آن رسی..از اشک هایت. تا تمامشان را مرهم شوم. تا ببوسمشان..
امیدی شوم تا باز به من آیی.
به من آیی هنگامه ی ترس هایت..و من برایت شعر بگویم، یا بنویسم،برای تو، از خودت بنویسم.
و تو گوش کنی. خودت را با من در آنها پیدا کنی.
ما..
در میان تمام بازنگشتن ها،
ما..
در میان همه ی نرسیدن ها.
میشنوی؟ما!
گویی ما تمام سد های جهان را دور زده ایم و این دیگر منتهی میشود به خودمان.
گویی دشت های پهناور این خاک،
آغوشش تنها برای ما باز است..
باران تنها برای ما میبارد.
جهان برای ماست! قلب جهان دیگر برای ما میتپد.
پس تو کجایی؟ خیال، خیال من؟ آه..از یاد برده بودم که «خیالی داشتم». و نتوانستم خیالم را چاره شوم..
809
به عکسا دقت نکنین انقد همش داشتم میخندیدم که مستقیما بهم گفتن دو دیقه جدی باش اینجا عکاسی مفهومیه نه کمدی
