سبز آسمونی، آبی چمنی!
前往频道在 Telegram
"بیشباهت به آنچه که میشناختی." . http://t.me/HidenChat_Bot?start=6564921101
显示更多895
订阅者
-124 小时
-77 天
-1530 天
帖子存档
بچهها جدی من حدود یه ماهه درست و حسابی نخوابیدم. فقط دو شب تونستم آروم بخوابم. بقیهی شبها تقریبا ساعت ۳ تا ۴ با یه کابوس خیلی بد بیدار میشم، بعدش دچار تپش قلب و لرزش شدید دست میشم.
اگر کسی شرایط مشابهی داشته و تونسته یه کاری براش بکنه، لطفاً بهم بگه، چون واقعاً دیگه خسته-
امروز که بهت فکر کردم، نه صدات یادم اومد، نه صورتت، نه حتی یه خاطره ازت. نمیدونم زندگی اونقد سنگین گذشت که بخشی از حافظهم رو با خودش برده، یا برای فراموش کردنت زیادی قوی بودم.
اونقدر از ذهنم دور شدی که هیچوقت حتی فراموشت نکردم، چون چیزی برای یادآوری ازت نبوده. گاهی که به ذهنم میایی نمیتونم تشخیص بدم واقعا بودی یا فقط خیالی.
جوونی ماهم اینطوری داره میگذره:
یه روح شصت سالهام توی یه کالبد بیست و پنج ساله.
این مسئله که شب میشه میرم تو خودم فقط کلیپ نگاه میکنم و تو تنهاییم واسه تنهایی بچه هامون گریه میکنم یه لول دیگه غمگین بودنه برام.
اون آقایی که ازش خریدم عطرشو میگفت توی این چند سال اولین نفری هستی دنبال این عطری خلاصه خیلی خاصه دوست داشتید امتحانش کنید.
این وطن اگر خستهتن از آن من است،
بخوان بیامان که این نیمهجان ایران من است 🌱
جلسه قبلی یه دانش آموزم کتاب نداشت و به من کتاب یکی از دوستاشو نشون داد و گفت که کتاب خودمه تا ازش نمره کم نکنم. بعدا به لطف دوستاش فهمیدم که بهم دروغ گفته، هیچ حرفی درمورد اینکه چرا دروغ گفته بهش نزدم فقط بهش نگاه کردم از اون نگاها که ینی ازت ناامید شدم!
حالا این جلسه این نامه رو برام نوشته :)))))
