درختنشین
前往频道在 Telegram
گذرگاه پیره جادوگری کلاغ بر دوش که با دایناسور شخصی خویش تردد میکرد. در پی نجات ستارگان. اینجا، برای من آیندست. @GrandmotherWillow_bot https://t.me/harfmanrobot?start=5502300261
显示更多伊朗232 375未指定类别
183
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-1230 天
帖子存档
183
اون لحظه که میخوای خودت رو تسلیم گیاههایی که قراره روی خاکت برویند، بکنی؛ اون لحظه میدونی چی برت میگردونه؟ شیرینی طعم توتهایی که آقای باقری تجربه کرد، قهوهی کامو و یه چای گرم و فکر روزهایی که آسمون زیباست و بوی طبیعتی که باد با رقص پرده میپیچونه توی اتاقت، اون پتوسی که اسمش رو گذاشتی امید، درخشش آفتاب روی برگ درختها که به شوقت میآره.
ببین منو، باور کن همیناست، نه دلیلهای بزرگ و آنچنانی فلسفی.
183
تو گفتی اتاقت حس زندگی میده، اما از منهایی که اینجا مردن خبر داشتی؟ نه، چون همیشه کاشتن گل روی گودالهای پرجنازه رد گم کنیه.
183
اشک شدم من. :))))
اون نورای آبی تو انیمیشن شجاع رو یادته؟
که راهنمایی میکردن، تو برای من همونی، منو به سمت خونه میبری یه جا که گرم و نرم و بوی چایی میده، نورمی.
گذاشتمش اینجا تا یادم نره.
183
Repost from N/a
مهلا تنها کسیه که میتونم تا ابد با لقبهای ناز صداش کنم و فکر نکنم هیچوقت دلم بیاد اذیتش کنم.
183
Repost from بهار سلام میرساند و میگوید متاسف نیست.
+در دنیای موازی من یک فنجان چای بودم و تو موسیقی!
183
پتک ثور در مخچه بنده اگر دوباره درسام رو بذارم برای دقیقه نود. از من الان به من گذشته که کاراش رو سپرد به من، خاک تو سرت ذلیل مرده. 🙏
