ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

The end

The end

关闭频道

📈 Telegram 频道 The end 的分析概览

频道 The end 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 15 504 名订阅者,在 博客 类别中位列第 2 486,并在 伊朗 地区排名第 22 030 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 15 504 名订阅者。

根据 26 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -887,过去 24 小时变化为 -56,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 11.36%。内容发布后 24 小时内通常能获得 3.82% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 767 次浏览,首日通常累积 594 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 18。
  • 主题关注点: 内容集中在 وقت, چیز, کس, اتفاق, سال 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“پیام ناشناس https://t.me/HiddeenTalkbot?start=p0q61b9p”

凭借高频更新(最新数据采集于 27 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 博客 类别中的关键影响点。

15 504
订阅者
-5624 小时
-497 天
-88730 天
帖子存档
The end
15 485
سلام بچه ها خیلیاتون پیام دادید که دوستاتون میخوان تو چنلم جوین بشن ولی چون پرایوته نمیشه https://t.me/+Fcce2QRZ2udkODNk این لینک رو ساختم که بفرستید براشون که بیان❤️

The end
15 485
این قسمت: خر حیوان نجیبی است. رفته بودیم درکه ، یه خری با کلی اب معدنی و صاحبش داشت مسیر رو طی میکرد و وقتی به مقصد رسید وایستاد. کف دستم چند تا بیسکوییت گزاشتم و گرفتم سمت خر. خر با دیدن این صحنه سریع اومد سمتم و با اون دهن بزرگش توی یک حرکت تمام بیسکوییت هارو خورد و عر عر کرد. صدای عرعرش کل درکه رو برداشته بود و صاحبش در حالی که داشت اب معدنی هارو خالی میکرد ، بهش میخندید. یهو یه خانمی با ترس اومد گفت: هیچوقت اینجوری به یه خر غذا نده ، یه موقع با دندونش انگشتات رو قطع میکنه ، خره دیگه نمیفهمه که. منم احتیاط کردم و با فاصله به خر غذا دادم. وقتی داشت بیسکوییت میخورد بهش دقت کردم، دیدم چشم هاش از آهو هم درشت تره ، ولی چرا چشم آهو معروفه؟ از اسب نجیب تره ولی چرا به خر نمیگن نجیب؟ اینهمه راه رو با صاحبش میره و میاد و با یه چیز شیرین ، راضی و خوشحاله ، ولی چرا به سگ میگن وفادار؟ اصلا چرا میگن خره نمیفهمه؟ مگه طاووس میفهمه؟ بعد فهمیدم خر چون لاشی نیس و ساده اس بهش میگن خر و در حقش جفا میکنن بعد دیدم ما هم تو دنیای خودمون همچین بلای مشابهی سر آدم های ساده میاریم و سرشون کلاه میزاریم و میگیم خر بود و نفهمید. بهشون خیانت میکنیم و میگیم خره نمیفهمه. چیزای کوچیک براشون میگیرم و میگیم خرش کردم و خوشحال شد. ولی اگه همین خرها نبودن دنیا چه شکلی میشد؟ مراقب خرهای زندگیمون باشیم.

The end
15 485
این قسمت: سیگار و واقعیت چشمم خورد به پاکت سیگاری که روی زمین افتاده بود ، روش نوشته بود ترک سیگار موجب سلامتی و افزایش عمر می شود. با خودم فکر کردم این نوشته چقدر از روی قدرت میاد انگار داره بهت پوزخند میزنه و میگه اگه میتونی دنبال من نیا. اگه آدما از روی صداقت واقعا همچین حرفی رو راجب خودشون میزدن چه اتفاقی میفتاد؟ آدمایی که مدام در حال تبلیغ و خوب جلوه دادن خودشون هستن‌ ، اگه بگن چقدر ممکنه آسیب زننده باشن آیا ارتباطات باز هم ادامه خواهد داشت؟ باید بگم آره ، چون عشق و دوستی و نسبت ها و ... همه و همه یه چیزی مثل سیگار هستن.

The end
15 485
این قسمت : گوه نخور تو تاکسی نشسته بودیم ، راننده از آینه یه نگاهی به عقب انداخت و گفت آقا ۱۰ سال پیش اینجا سر مسافر یه دعوایی راه افتاد که نگم اصلا. یکی از راننده ها به اونیکی راننده گفت این مسافر مال منه ، اونیکیم گفت گوه نخور اینم قفل فرمونو دراورد و رفت نزدیکش و یکم بحث کردن و با قفل فرمون کوبید تو سر اونیکی همه جارو خون برداشته بود باورتون میشه؟ سر یه گوه نخور یه آدم مرد. آقایی که کنار من نشسته بود گفت: ولی فکر کنم سر مسافر کشتش ها راننده هم گفت: نه بابا من اون بنده خدارو میشناختم رو پول حساس نبود ولی رو فوش حساس بود ، تهشم زد یکیو کشت. از اون موقع به بعد هر کی بهم فوش میده لبخند میزنم و رد میشم. آقایی که کنار من نشسته بود گفت : اینجوری ام مردم پررو میشن. راننده با خنده گفت: بهتر از اینه که بزنن بکشنم ، من ترجیح میدم گوه بخورم تا بمیرم.

The end
15 485
جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی

The end
15 485
این قسمت : معمولی بودن یه مستندی بود که درمورد عباس کیارستمی بود ، یه اقایی همراه گروه فیلمبرداریش به همراه عباس کیارستمی از دریا به سمت جنگل رفتن و توی جنگل یک ساعتی وقت گذروندن. تمام مدت اون اقایی که با کیارستمی مکالمه میکرد ، سعی داشت جملات قلمبه سلمبه از زبون کیارستمی بکشه بیرون و تمام مدت کیارستمی در حال عکاسی و زدن حرفای روزمره و معمولی بود. حتی یه جاهایی اون اقائه شروع کرد قلمبه سلمبه حرف زدن تا بتونه کیارستمی رو تحریک کنه که اونم همچین حرفایی بزنه ، اما ناموفق بود و کل مستند به معمولی ترین شکل ممکن تموم شد. بعد از اینکه دیدمش ، داشتم به این فکر میکردم که ماها دنبال چیزهای عجیب و غیر واقعی نیستیم ، ماها دنبال ارتباط برقرار کردن با معمولی ترین چیزها هستیم که به زندگی و واقعیت نزدیک باشن اصلا دلیل اینکه فیلم طعم گیلاس نخل طلا برد چی بود؟ این بود که اومد دست گذاشت روی موضوعی به اسم خودکشی که هر ادمی حداقل یکبار بهش فکر کرده. پس جذابیت عجیب بودن و غیر واقعی بودن نیس ، جذابیت معمولی بودن و واقعی بودنه.

The end
15 485
این قسمت: خوش شانسِ بدشانس وسطای راه بودیم ، امیر گفت اینجارو میبینی ، از اینجا متنفرم. گفتم : چرا؟ گفت پارسال همین موقع بود ، من یه رفیق داشتم خودم بهش رانندگی یاد دادم ، همین جاها با هم تمرین میکردیم ، اقا این فردای روزی که گواهینامه گرفت به همه شیرینی داد ، تو راه برگشت بود، هم مست بود و هم داشت با سرعت رانندگی میکرد که از همین درّه پرت شد پایین و درجا مرد ، چند روز بعدشم دوس دخترش خودکشی کرد و اونم مرد ، خلاصه سال تلخی رو واسه ما ساختن. گفتم: چه ادم خوش شانسی بود. گفت: چون راحت شد؟ گفتم: نه، برا این میگم که دوس دخترش اونقد دوسش داشت که بخاطرش خودکشی کرد ‌، حالا اگه ما بودیم طرف یه ماه نشده میرفت با یکی دیگه. گفت پس این که رفته ته دره اسمش چی میشه؟ یکم فکر کردم گفتم: خوش شانسِ بدشانسی بود.

The end
15 485
بله رهبر یک کشور خطرناک است ، اما خطرناک تر از اون سلاحیه که اون رو به قعر زمین میفرسته.

The end
15 485
یکی دوبار دیگه دست خدا عیان شه ، باید عکس اسپرم رو بزارن رو این صندلیه.
یکی دوبار دیگه دست خدا عیان شه ، باید عکس اسپرم رو بزارن رو این صندلیه.

The end
15 485
یکی از باگ های آدمای کتاب خون اینه که تبدیل شدن به یک رباتی که کارش نقل و قوله. جملات داستایفکسی و شوپنهاور و جورج اورول واسه خودشونه ، من وقتی دارم با تو ارتباط برقرار میکنم دوس دارم جملات و نظرات خودت رو بشنوم.

The end
15 485
Shakheyee Gol.mp32.78 MB

The end
15 485
با اقای شین رفته بودیم مجلس ختم ، وسطاش گفت خدابیامرز ادم خوبی بود. گفتم: کجاش ادم خوبی بود؟ این ک تا میتونست هر کار بدی از دستش میومد کرد. گفت: حالا مرده رفته دیگه ولش کن. گفتم: خب مرده باشه ، اینجوری ک تو میگی هر کی هر کار بدی میکنه ، خیالشم راحته وقتی مرد، همه پشتش میگن ادم خوبی بود. گفت: حالا اینجا که کسی نیس بشنوه یاد بگیره. گفتم: نه ، اینو میخوام بنویسم تو کانالم ، باید به یه جمع بندی منطقی برسیم. گفت: اهان، خدابیامرز ادم گوهی بود.

The end
15 485
آدمیزاد مثل فصل های ساله ممکنه سبزِ سبز باشه و به فاصله چند ماه هر چی داشت بریزه و افسرده بشه. ممکنه تو یه مقطعی گرماش بسوزونتت ولی چند ماه بعد جوری سرد بشه که انگار نمیشناستت. ممکنه ظهر سرحال باشه و غروب بارونی. ممکنه امروز یه نظری داشته باشه و فردا یه نظر دیگه. آدما مدام در حال تغییرن ولی ازشون یه چهره ثابت توی ذهن ما ثبت شده که همیشه انتظار داریم همونطور باشن.

The end
15 485
سلام یه سیمکارت ۹۱۲ میخوام هر کی فروشنده اس شمارشو با قیمتش برام بفرسته https://t.me/HiddeenTalkbot?start=p0q61b9p

The end
15 485
۳۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۴ مهر ۱۴۰۵

The end
15 485
امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که هنوز برای من هیچی تموم نشده.

The end
15 485
مامان حتی گاهی روزا تو هم از چشمام نمیفهمی چمه خسته شدم از وانمود کردن خسته شدم از اینکه بخوام گرم رفتار کنم و با لبخند جواب ادما رو بدم. حال من خوب نیست کسی این روزا من رو نمیفهمه من دنبال چیزهایی بودم که این روزا برای هیچکس اهمیتی نداره و هیچکی حرف من رو نمیفهمه. حتی خسته ام از اینکه بخوام راجب این روزا بنویسم.

The end
15 485
Abbas-Kiarostami-2.mp35.19 MB

The end
15 485
من آدم تک خور و تقسیم نکنی هستم هر چیزی که دوس دارم باید برای خودم باشه و اگه توان این رو داشتم که افراد و یا چیزهای مورد علاقم رو نامرئی کنم تا کسی نبینه ، این کار رو میکردم.

The end
15 485
در عرض یک هفته بارها احساساتم بالا پایین شده انگار همین چند روز پیش بود که ناامید ترین و غمگین ترین بودم و حالا انگار همه چی خوب شده. در طول زندگی هزاران بار این اتفاق برام افتاده اما هیچوقت یاد نگرفتم که همه چیز گذراست. شاید قرار نیست یاد بگیرم و این یه امر عادی باشه اما خیلی دوس دارم به دنیا اعتماد کنم که قرار نیست هیچوقت هیچ چیز رو ثابت نگه داره.