203
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
I saw her at her worse Still i desire her I learned to read her eyes And know when she would lie I watched her start to hate me Till she could no longer take me
خدافظی کردن رسمی با ادمی که برات مهمه وقتی نمیتونی بغلش کنی از بدترین و چرتترین اتفاقای دنیاستتت.
چون میدونی قرار نیست هیچوقت دیگه ببینیش ولیی موقعیت اجازه نمیده از ته دل و درست خدافظی کنی و مجبوری فقط رفتنشو ببینی.
این آهنگ تاريك و آكوستيك، داستان مردى رو روايت ميكنه كه عاشق ميشه ومعتقده كه طرف مقابل نيز همين احساس رو نسبت بهش داره، ولى در نهايت متوجه ميشه
كه خودش چنین احساسى نداره.
So, if you love me, let me go And run away before I know My heart is just too dark to care I can't destroy what isn't there Deliver me into my fate If I'm alone I cannot hate I don't deserve to have you Ooh, my smile was taken long ago If I can change I hope I never know
Repost from دربینِشیارهایِمَغزم.
نمیدونم چطور بگم، اما یه سنگ بزرگ رو روی قلبم حس میکنم. از همه چیز ناراحتم، ولی حتی خودم هم نمیفهمم چطور باید این غم رو بیرون بریزم. کلمات کافی نیستن، اشکها هم کم میارن… فقط میخوام کسی بفهمه، بدون اینکه مجبور باشم توضیح بدم.
pluviophile (n.) -
A lover of rain; someone who finds joy and peace of mind during rainy days.
واقعا دارم به فحش دادن به زبان رشتی علاقه مند میشم، غلیظ و تخریب کننده و محکم اصن بند بند وجودتو خنک میکنه!!
این تابستون لعنتی هم بلاخره تموم شد!!
وقتشه ورژن پاییزمونو رو کنیم
بیخیالتر و خوشحالتر از همیشه، به عنوان کسی که عاشق سرماست اجازه نمیدم حتی یه روزش هدر بره.
وقتشه تمام آدما و اتفاقایی که اذیتم میکردن و بزارم تو تابستون بمونن و پاییز بهونهای باشه برای رها کردن تمام چیزایی که باعث میشد از خودم و حالم متنفر باشم.
نمیتونم بگم حالم دیگه بد نیست یا بد نمیشه چون متاسفانه همهی آدما گاهی وقتا مغزی دارن که آماده اذیت کردنشونه ولی میتونم بگم که وقتشه خیلی چیزارو رها کنم و اجازه بدم آدمی که تو آیینه داره بهم نگاه میکنه و از زمین و زمان شاکیه یکم بیاد بیرون تا آروم بشه، این تابستون بهم فهموند هیچوقت منتظر عوض شدن کسی یا چیزی نباشم چون نه وظیفه منه کسیو تغییر بدم نه اونا وظیفه دارن به خاطر من تغییر کنن.
خواستنی بودن زمانی قشنگه که واقعی باشه نه به زور و اجبار!!
پاییز امسال شاید تنهاتر ولی بهتر از قبل زندگی میکنم بدون دقت به نگاه و حرف و زمان…
اگه زندگی قراره زیاد از حد باهام بازی کنه بهتره که یه بازیکن قوی باشم تا کسی که رو نیمکت نشسته و تحمل میکنه.
وقتشه به جای بقیه، خودمو دوست داشته باشم.
-برفا مینویسه
نمیتونم به کسی بفهمونم که در من چی میگذره!
من حتی نمیتونم اینو به خودم توضیح بدم..
مسخرست خیلی مسخره!!
