253
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-730 天
帖子存档
253
سوزنی و من انبار کاه. در من گم شدهای. شاید از شاهرگ نزدیک ترم باشی و من نبینمت. پشت گوشم چسبیده باشی و متوجهات نباشم. حول یک ستون میچرخیم و از رسیدن ثابتیم. عقربه های یک ساعت خراب که روی شانزده و شانزده دقیقه خوابش برده. جزئی از یکدیگریم و گردنمان قوت چرخیدن ندارد.
پیدا نمیشویم.
@error_it404
253
بالاخره تو دنیا باید یه چیزی باشه حال منو خوب کنه یا نه؟!
مثلا: دارویی، بغلی، آهنگی، مکانی، آدمی، چیزی، تویی.
@error_it404
