ch
Feedback
▪️شایدحرفی‌جا‌مانده‌باشد▪️

▪️شایدحرفی‌جا‌مانده‌باشد▪️

前往频道在 Telegram

سلام بر شما به این صفحه خوش اومدین. من فاطمه‌انتظار هستم و قراره این‌جا شعرها و دل‌نوشته‌ها، عکس‌ها و نقاشی‌خط‌هامو با شما به اشتراک بگذارم✏️📷🎨. و البته چیزهای دیگر. ممنون که این‌جا هستید. #فاطمه_انتظار fatemeentezar

显示更多
511
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天

数据加载中...

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
七月 '24
七月 '240
在0个频道中
六月 '240
在0个频道中
Get PRO
五月 '240
在0个频道中
Get PRO
四月 '240
在0个频道中
Get PRO
三月 '240
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+2
在0个频道中
Get PRO
一月 '240
在0个频道中
Get PRO
十二月 '230
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+1
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+184
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+4
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+5
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+604
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
27 七月0
26 七月0
25 七月0
24 七月0
23 七月0
22 七月0
21 七月0
20 七月0
19 七月0
18 七月0
17 七月0
频道帖子
2
محبوب من؛ جز تو تمام جهان از حوصله من خارج است محمد صالح علا
محبوب من؛ جز تو تمام جهان از حوصله من خارج است محمد صالح علا
236
3
@fatemeentezar
@fatemeentezar
267
4
@fatemeentezar
@fatemeentezar
226
5
صائب تبریزی بزرگ میگه: از شبیخون خمار صبحدم آسوده‌ایم مستی دنباله‌دار چشم خوبانیم ما روزی ما را ز خوان سیرچشمی داده‌اند بی‌نیاز از ناز نعمت‌های الوانیم ما @fatemeentezar
271
6
کاش کسی بود که چشم‌‌هایمان را می‌فهمید وقتی ناراحت می‌شدیم به سینه‌اش اشاره می‌کرد و می‌گفت اینجا وطنِ توست... نزار قبانی @fa
کاش کسی بود که چشم‌‌هایمان را می‌فهمید وقتی ناراحت می‌شدیم به سینه‌اش اشاره می‌کرد و می‌گفت اینجا وطنِ توست... نزار قبانی @fatemeentezar
296
7
شنیده‌ام زِ پنجره سراغ من گرفته‌ای...؟! هنوز مثل قاصدک میانِ کوچه پرپرم...! #حسین_منزوی
شنیده‌ام زِ پنجره سراغ من گرفته‌ای...؟! هنوز مثل قاصدک میانِ کوچه پرپرم...! #حسین_منزوی
281
8
هزار جامه‌ی پرهیز دوختيم و هنوز نظر زِ روىِ تو بردوختن ميسر نيست اوحدی مراغه‌ای
216
9
«فلاکت انسان تنها از یک چیز ناشی می‌شود: این‌که نمی‌تواند با آرامش در یک اتاق بماند. پس از چهار قرن، این سطر درخشان از کتاب تاملات پاسکال، هنوز هم ذره‌ای از حقیقت خود را از دست نداده است. در همین لحظه‌ای که این جمله را می‌خوانید، میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان، اضطرابِ سکون و تنهایی خود را با ضرب گرفتن روی میز، با عوض کردنِ بی‌هدفِ کانال تلویزیون، با بطالتِ کلیک‌های بی‌هدف، با بوق زدن پشتِ فرمانِ اتومبیل، با رفت و آمدهای بی‌معنا در هزارتویِ منوهای موبایل فراموش می‌کنند. قرنِ دوزخی ۲۱، تنها راه‌های پاک کردنِ صورت مسأله را بیشتر، رنگارنگ و هموارتر کرده است، قرنی که اتوپیایِ روشنگری را به یک شهربازی بزرگ تبدیل کرده است. در مقابل، تصویرِ معاصرِ انسانِ پاسکال، احتمالا تصویر انسانی است به جای بازکردن همه درها، کلیک کردن همه لینک‌ها و فشار دادنِ همه دکمه‌ها، مردد و با چهره‌ای آرام و چشم‌هایی بی‌خیره مثلِ فرشته‌ی مالیخولیای آلبرشت دورر، پشتِ همه‌ی این درها و لینک‌ها و دکمه‌ها، در مکثی طولانی ایستاده است. بالقوه‌گی خیره شدن و فکر کردن، و در مقابل، فعلیتِ بی‌وقفه‌ی انجام دادن و انجام دادن.» آلن بدیو @fatemeentezar
66
10
🎧 آهنگیفای: جستجوی موزیک
218
11
«من يترك عينيك حزينةً و يذهب هل يستحق أن تنتظري عودته؟» آن‌که چشمانت را در حالی ‌که غمگین بودند رها کرد و رفت، آیا شایستگی دارد که منتظر بازگشتش باشی؟ @fatemeentezar
239
12
آرام جانم حرف بسیار است و واژه‌ها بی‌مقدار حرف بسیار است و فرصت‌ها اندک حرف بسیار است و دوست‌داشتنت بی‌نهایت… من حرف‌هایم را
آرام جانم حرف بسیار است و واژه‌ها بی‌مقدار حرف بسیار است و فرصت‌ها اندک حرف بسیار است و دوست‌داشتنت بی‌نهایت… من حرف‌هایم را چگونه به تو برسانم که در میانه‌ی راه کسی آن را نشنود کسی چیزی از آن را برندارد… من حرف‌هایم را چگونه تاب بیاورم همین حرف‌هایی که در دلم و گلویم تلنبار شده‌اند… خودت بیا! رو به رویم بنشین بخوان از چشم‌هایم… @fatemeentezar ✏️#فاطمه_انتظار
304
13
شعر بسیار زیبای رحیم معینی کرمانشاهی ▫️ «پــــرده پــــرده آن‌قـدر از هـم دریــدم خویــش را تا که تصــویــری ورای خـویـــش دیـدم خویــش را   خویش خویش من هم اینک از در صلح آمده است بس که گوش از خــلق بستم تا شنیدم خویــش را   خویشِ خویشِ من مرا و هرچه من‌ها بود سوخت کُشتم آن خویش و ز خاکش پروریـــدم خویــش را   معنی این خویـــش را از خویشِ خویش خود بپرس خویش‌یابی را گُــــزیدم بس گَــزیدم خویــش را   می شدم، ساقی شدم، ساغر شدم، مستی شدم تا ز تاکستـــان هســـتی خــوشه چیدم خویــش را   ســـردی کــاشــانـه را با آه، گــــــرمـی داده‌ام راه بر خـــورشیــــــد بستم تا دمیـدم خویــش را   برده‌داران زمـــــان‌هــا چـــوب حـــــرّاجــم زدند دســـت اوّل تا بـــرآمــد، خــود خریدم خویش را   بــزم‌ســـازان جهان مـــی از سبـــوی پُــر خورند من تهی پیمـانه بـودم، سـرکشـیدم خویش را   اشک و من در یک تـرازو قدر هـم بشناختیـم ارزش من بین کـه بـا گـوهر کشیدم خویش را   شمعم و بـا سوخـتن تـا آخرین دم زنــــده‌ام قطره قطره سوختم تا آفـریـــدم خویـش را   هـوی‌هـوی بزم درویشان «کرمانشه» خوش‌است چون به دالاهو رسیدم، وارسیدم خویــش را»   @fatemeentezar
318
14
+1
没有文字...
260
15
@fatemeentezar
@fatemeentezar
340
16
اوحدی ▫️ «امشب از پیشِ منِ شیفته‌دل، دور مرو نورِ چشمِ منی، ای چشمِ مرا نور، مرو دیگری از نظرم گر برود باکی نیست تو که معشوقی و محبوبی و منظور، مرو» @Fatemeentezar
306
17
没有文字...
322
18
احمد شاملو میگه: ▫️ «تو آن جُرعه‌ی آبی که غلامان به کبوتران می‌نوشانند از آن پیش‌تر، که خنجر به گلوگاهِ‌شان نهند.» @fatemeentezar
305
19
没有文字...
284
20
حسین منزوی میگه: ▫️ «خلاصه کرده به هر غمزه‌ای هزار غزل هنر به شیوه‌ی ایجاز با تو خواهد بود»
322