9 030
订阅者
无数据24 小时
-337 天
-14030 天
帖子存档
9 030
یه قسمتهایی از وجودم خاموش شدن که واقعا دوسشون داشتم. متاسفم برای خودم که نتونستم ازشون در برابر بزرگسالی محافظت کنم.
9 030
بزرگسالی یعنی من حالم بده ولی کلاسامو حاضرم، من حالم بده ولی غذامو به زور میخورم، من حالم بده ولی باشگاهمو میرم، من حالم بده ولی به زور کارامو انجام میدم، من حالم بده ولی دوروبرمو مرتب میکنم. من حالم بده ولی به حال بد اجازه ی اینو نمیدم جلوی جریان زندگیمو بگیره.
9 030
وقت برای انجام کار اضافه نداشت،
شبها برای خودِ غمگینش گریه میکرد؛
و روزها برای زندگیاش تلاش.
