649
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+2130 天
帖子存档
649
تو سرمه یک گپ واسه کتاب خوندن بزنم ولی از آخرین گپی که زدم اسمش نسیانیسم بود خاطره خوبی ندارم
649
ما را زندگی خود گوهری قلب است
و ندارد محلی از اعراب
در هماهنگی اشیا
این تقدیر دشوار
این لکه ی نازدودنی گناه
این افعی-چوبهی(اوپاس)بی انتها
این درخت زهر آیین سازِ هر چیز
که زمین است ریشه ی آن
و ابر هایش شاخه و برگ
که هلاهل عذاب اش را
ژاله وار فرو می بارد بر آدمیان
بیماری، مرگ و بندگی
جمله درد هایی که می نگریم
و بدتر از آن مصائبی که نمی بینیم
و آن چه روح گریز پای درمان ناپذیر را
سراسر به جوش می آرند
با اندوهان نو به نو.
-لرد بایرون
649
تا که پیری و تجربه دست به دست
عاقبت رهنمونش به مرگ شوند و سپس نیک دریابد
از پس آن همه تلاش جان فرسای و دور و دراز،
همهی زندگانی خود را بر خطا بوده است.
