ch
Feedback
گیلاسِ ناناس.

گیلاسِ ناناس.

前往频道在 Telegram
372
订阅者
-124 小时
-27
+530
帖子存档
این عکس غروب هنگام در کنار آقای سعدی و با بک گراند اهنگِ شجریان گرفته شده.

عکس هایی که ادامه میذارم، عکس های روزمره و ساده ای از شیرازِ عزیزمن. میتونم بگم اون هیچ دو روزی رو اندازه ی اون دو روزی که شیراز بودم زندگی نکردم. هر لحظه شو بودم، و از بوی بهار نارنج ها سرمست تر میشم و تو کوچه ها قدم میزدم. تو شیراز خیلی اشک ریختم. اشک چون میدونستم چقدر قراره دلتنگ این شهر و البته مردمش شم. بی نظیر بود و برای همیشه عاشقش میمونم.

امروز باهم توت بگ ها رو دوختیم و روشون نوشتیم که تا نوشته بماند. از سکانس های قشنگ این بود که کلاغ داشت می‌دوخت و من داشتم آشپزی میکردم. عجب دوستیِ بوسیدنیی. و بلاخره عکس از شب در این چنل.

از فروردین ماه.

درسته فروردین تموم شد. ولی اینجا من هنوز در فروردینم. نمیدونم امروز که روز آقای سعدیه از مقصد دوم شیراز بذارم یا از آخرین روز فروردین بذارم؟ ببخشید آقای اردیبهشت من یکم دیرتر به شما میرسم.

سری بعد که النگویی که از یزد خریدم رو پوشیدم و عکس گرفتم باهاش ماجرای اون النگو رو هم میگم.

یزد برای من خیلی دوست داشتی بود. و البته بسیارهم گرم. شهر ارزون، تمیز و مردم خوب، حداقل در این دو روز که من بودم. تجربه ی خوردن قهوه یزدی معرکه بود ،آتش هزار و پونصد ساله. سرو چهارهزارساله و دنیایی از تمدن. به یزد نمره هشت از ده رو لحاظ میکنم. و دوست دارم بازهم سفر کنم به این شهر. ولی طولانی تر.

از مقصد آخر سفرهام شروع میکنم. متعلق به ٢١و ٢٢ فروردین ماه: یزد.