حل سوالات و اموزش ریاضی،کانکور
前往频道在 Telegram
569
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-1130 天
帖子存档
کتاب هندسه برای کانکور نوشته استاد نجیب یوسفی استاد مرکز آموزشی موعود و استاد ریاضی دانشگاه پلی تکنیک کابل
👨🏫👨💻یک گردش، دو راهنما: ریاضیدان یا مهندس
ممکن است در هر جمع علمی در کشورمان این بحث دربگیرد که آیا یک ریاضیخوانده (که ما او را ریاضیدان مینامیم) باید ریاضی تدریس کند و یا یک مهندس؟ و این که کدام بهتر درس میدهند؟!
میدانیم که فارغالتحصیل رشته ریاضی اجازه ندارد به جای مهندس عمران سر ساختمان برود و به جای مهندس مکانیک به کارخانه برود و به جای مهندس شیمی به پالایشگاه و... اما شاهدیم که خیلی از مهندسان در کشور ما ریاضی درس میدهند.
یکی از دلایل آن توهم آگاهیست. یعنی یک مهندس خیال میکند با یکی دو درس ریاضی عمومی و معادلات گذراندن، دیگر خدای ریاضیست. حتی دیده شده بعضی از آنها با همین معلومات سودای اثبات مهمترین حدسیههای ریاضی را دارند. آنها فکر میکنند همین مقدار معلومات برای تدریس در مدرسه کافیست. ولی چنین نمیباشد، که جلوتر در قالب یک مثال دلیل خود را عنوان میکنم.
دلیل دیگر مدیریت ضعیف و نبود قدرت و سازماندهی در سازمانهای ریاضی کشور است. ما چیزی شبیه نظام مهندسی و یا نظام پزشکی در ریاضیات نداریم. جای خالی نظام ریاضی شدیدا احساس میشود. نظامی که اجازه ندهد هر کس یک مدرک مهندسی از فلان دانشگاه میگیرد خود را مدرس ریاضی جا بزند.
دلیل دیگر دلیل فرهنگیست. متاسفانه جامعهی ما تفاوت ریاضیدان و مهندس را نمیدانند. هنوز خیلی از افراد کمسواد فکر میکنند دکتر ریاضی، مریض معاینه میکند. خیلی از افراد تحصیل کرده هم که میگویند: چه نیازیست که یک معلم ریاضی مفاهیم پیچیده ریاضی را بداند؟! معلم ریاضی که قرار است یک حد و مشتق ساده و یا چهارتا اتحاد درس بدهد چه نیازی به دانستن هندسه دیفرانسیل، توپولوژی، نظریه حلقهها و ... دارد؟! اما نکتهی ظریفی در این تشکیک آنها وجود دارد که در قالب مثال خواهم گفت.
دلیل سوم این است که صنعت ما بسیار ضعیف است و توانایی جذب این همه فارغالتحصیل مهندسی را ندارد. بنابراین به طور طبیعی قسمتی از بیکاران رشتههای مهندسی به سمت تدریس ریاضی گرویده میشوند. از این نقطه نظر میتوان گفت این جوانان تقصیری ندارند و مسئولان باید در این زمینه به دنبال چارهای باشند. اما کار وقتی بیخ پیدا میکند که بعضی از مهندسان مدرس ریاضی بر این شرایط چشم میپوشانند و در مقابل ریاضیدانان مدرس، ادعا میکنند. در حالی که فراموش کردهاند که جایگاه واقعی آن عزیزان کارخانه و پالایشگاه و شرکت است نه مدرسه و آموزشگاه. بگذارید به سراغ مثال وعده داده شده بروم.
فرض کنید دو گروه گردشگر قصد دارند از چند کوه که در هر کدام از آنها چند غار وجود دارد دیدن کنند. بر در ورودی هر غاری یک راهنما ایستاده است. یک روز ریاضیدانان برای گروه اول راهنمایند و روز دیگر مهندسان برای گروه دوم راهنمایند (در حقیقت غارها نماد مفاهیم ریاضی هستند.). ریاضیدان تا عمق بسیار خوبی از غار را رفته و وقتی قرار است راجع به چند متر اول غار با گردشگران صحبت کند میداند که چه میگوید. میتواند به گردشگران دید بدهید که تا انتهای غار چه پدیدههایی روی میدهد. ولی مهندسان که گروه دوم راهنمایان هستند، فقط چند متر بیشتر از این غارها را ندیدهاند. اگر یکی از گردشگران استعداد صعود به انتهای غاری را داشته باشد، مهندس راهنما چه کمکی میتواند به او بکند؟! و یا اگر مهندسِ انتهایِ غارندیده، گردشگری را به غلط راهنمایی کند، چه اتفاقات بدی که خواهد افتاد.
راهنمای ریاضیدان که غار مربوطه را به خوبی میشناسد. حتی راجع به سنگریزههای ریخته شده دم در غار هم دید دارد. او میداند اینها متعلق به کدام قسمتند و چرا اینجا هستند. در حالی که مهندس راهنما فقط اینها را یک سری سنگریزه میبیند که اینجا ریختهاند و جلوی هر غاری میتوانستند باشند. کدام گروه بهتر غارها را خواهند شناخت؟! گروهی که راهنمای آنان ریاضیدانان بودند یا گروهی که مهندسان راهنمایشان کردهاند؟!
در پایان یادآور میشوم که اگر چه ممکن است چند مهندس مدرس به طور استثنا از ریاضیدانان مدرس بهتر درس بدهند ولی فراموش نکنیم که ریاضیدان، ریاضی آموخته که در آن پژوهش کند و بیاموزاند و به عنوان مشاور برای سایر رشتهها به کار ببندد ولی مهندس چیزهای دیگری آموخته که باید در صنعت به کار بگیرد.
- مهدی میثمی
