ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

ㅤㅤㅤㅤㅤ

ㅤㅤㅤㅤㅤ

前往频道在 Telegram

显示更多
未指定国家未指定类别
562
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
😍سه نفر اول رایگان😳

🔷 Get away with 👉 To avoid punishment for. 🔶 قسر در رفتن، دم به تله ندادن، زیر آبی رفتن ✳️ Jonathan tries to get away with coming late to work almost every day; someday he'll suffer the consequence. ✳️ جاناتان سعی می‌کنه بابت هر روز دیر سرکار آمدن قسر در بره اما روزی نتیجه این کارش را خواهد دید. ✳️ Terence can't continue to put his friends down like that and expect to get away with it forever. ✳️ ترنس نمی‌تونه اینطوری به سر کار گذاشتن دوستانش ادامه بده و تازه انتظار داشته باشه که بابت این کار همیشه قسر در بره.

🔷 Get better, worse, etc. 👉 To become better, worse, etc. 🔶 بهتر/بدتر ... شدن ✳️ Heather has been sick for a month, but now she is getting better. ✳️ هیتر یک ماهه که مریضه اما الآن حالش داره بهتر میشه. ✳️ This medicine isn't helping me. Instead of getting better, I'm getting worse. ✳️ این دارو تأثیری نداره، عوض اینکه حالم بهتر بشه، بدتر شده.

🔷 Get even with 👉 To seek revenge, to retaliate. 🔶 تلافی کردن، انتقام گرفتن ✳️ Bill has had it for his boss for a long time. He told me he's planning to get even with his boss by giving some company secrets to a competitor. ✳️ بیل مدتهاست که دلش از دست رئیس پر است. به من گفت که دارد نقشه می‌کشد تا از طریق دادن اطلاعات سری شرکت به یکی از رقبا، از رئیس انتقام بگیرد.

🔷 (to be) Stressed out 👉 Under severe strain; very anxious. 🔶 تحت فشار شدید، بسیار نگران و دلواپس، مضطرب ✳️ Ali is so stressed out about his job that he can’t sleep at night. ✳️ علی درباره شغلش اونقدر تحت فشاره که شبها خوابش نمیبرد. ✳️ You’ve been so stressed out lately. You really need to take a long vacation! ✳️ این اواخر خیلی نگران بوده ای. واقعا به یک مرخصی طولانی نیاز داری.

میخوای کانالت محبوب بشه،بیا اینجا تبلیغ شو😳 𝐉𝐎𝐈𝐍➣ @Arzan_Adz

🔷 Way to go! 👉 Good work! 🔶 مرحبا، آفرین، احسنت، بارک الله ✳️ You won $2,000 in the poetry writing contest? Way to go! ✳️ تو 2000 دلار در مسابقه شعر سرایی برنده شدی؟ آفرین! ✳️ That was an interesting article you wrote. Way to go! ✳️ مقاله ای که نوشتی، مقاله جالبی بود، احسنت!

تب ۱۲

ارزش چنل های بالا به قیمت 8,000,000ت هست این فرصت طلایی رو از دست ندید👆🏻💸

• آموزش زبان انگلیسی👈[𝙹𝙾𝙸𝙽]👉 • ربات سخنگوی 👈[𝙹𝙾𝙸𝙽]👉 • ترفند موبایل و اپ ها👈[𝙹𝙾𝙸𝙽]👉 • راهنمای ربات سخنگو👈[𝙹𝙾𝙸𝙽]👉 • ربات ممبر گیر واقعی 👈[𝙹𝙾𝙸𝙽]👉 • برای مشارکت در تبادل 👈[𝙹𝙾𝙸𝙽]👉

🔷 Dragon lady 👉 A nasty woman who misuses her power. 🔶 زن غرغرو/ستيزه جو/سليطه/پرمدعا/ترسناک، پتياره، جادوگر ✳️ Beth is a real dragon lady. She’s always screaming at her employees and blaming them for her mistakes. I hope she gets fired! ✳️ بت زن غرغرویه. او همیشه بر سر کارمندانش فریاد میکشه و آنها را بخاطر اشتباهاتشون سرزنش می‌کنه. ای کاش اخراج بشه. ✳️ Liz was nasty to you? I’m not surprised. She’s a dragon lady. ✳️ لیز رفتاری بد با تو داشت؟ تعجبی نداره او خیلی ستیزه جوست.

الله اکبر

🔷 That’s the way the cookie crumbles 👉 That’s the way things go sometimes and there’s nothing you can do about it. 🔶 زندگی همین است، جز این نمی‌شود، چاره‌ای نیست، وضعیتی که پیش آمده و کاری در مورد آن نمی‌توان انجام داد ✳️ You lost your job? That’s the way the cookie crumbles. ✳️ شغلت رو از دست دادی؟ کاری که شده و نمیشه براش کاری کرد. ✳️ Somebody drank your last can of Pepsi? Oh well, that’s the way the cookie crumbles. ✳️ کسی آخرین پپسی تو رو خورده؟ خب، کاریش نمیشه کرد.

🔷 (to) Burn the midnight oil 👉 To stay up late studying or working. 🔶 تا دیروقت بیدار ماندن و کار کردن، تا دیر وقت کار کردن، تا پاسی از شب کار کردن، دود چراغ خوردن ✳️ Michael burned the midnight oil studying for his algebra test. ✳️ میشل برای امتحان جبرش تا دیروقت بیدار موند و درس خوند. ✳️ The project is due tomorrow and we’re far from finished. We’re going to have to burn the midnight oil tonight. ✳️ پروژه رو تا فردا باید تحویل بدهیم ولی هنوز کلی مونده تا تمومش کنیم. قراره امشب تا دیروقت روش کار کنیم.

🔷 Let's get the show on the road 👉 To start working; to begin an undertaking. 🔶 خوب دست به کار شویم، شروع به کار نمودن، آغاز کردن، راه انداختن، وقتش است که را بیفتیم ✳️ We can’t afford to waste any more time — let’s get the show on the road! ✳️ بیش از این نباید وقت رو هدر بدیم - خوب دست به کار شویم. ✳️ Kids, let’s get the show on the road. We don’t want to be late for the movie! ✳️ بچه‌ها، وقتشه که را بیفتیم. ما نمی‌خواهیم دیر به سینما برسیم.

🔷 Sold out 👉 Completely sold. 🔶 (بلیت سینما، فوتبال و غیره) همه‌اش فروخته شد، فروش رفتن، فروش کلیه بلیط‌ها، تمام شدن ✳️ Becky was really disappointed when she found out that the Britney Spears concert was sold out. ✳️ بکی وقتی فهمید که همه بلیط‌های کنسرت برتینی اسپیزر به فروش رفته، خیلی ناامید شد. ✳️ Susan’s cookies were very popular at the bake sale. In fact, they sold out in just 20 minutes! ✳️ کلوچه‌های سوزان در فروش کیک تنوری خیلی معروفن. در واقع همه اون کیک‌ها فقط در عرض 20 دقیقه به فروش رفت. ✳️ Tonight's performance is completely sold out. ✳️ بلیت‌های برنامه امشب به کلی تمام شده است. ✳️ Sleeping bags sold out immediately. ✳️ کیسه‌های خواب فورا فروش رفتند.

✅ Nature 🔷 Second nature 👉 A behavior that has been practiced for so long, it seems to have been there always. 🔶 عادت همیشگی، از روی عادت، عادت قدیمی، خوی ریشه گرفته ✳️ Karen has been arguing with her husband every day for the past 20 years, so by now it’s just second nature. ✳️ کارن با همسرش در طول 20 سال گذشته هر روز بحث داشته، بطوری که الان فقط یه عادت همیشگی شده. ✳️ With practice, riding a unicycle becomes second nature. ✳️ راندن تک چرخ با تمرین عادت می‌شود. ✳️ Wearing a seatbelt is second nature to me. ✳️ بستن کمربند ایمنی برام یه عادت شده.

انیمیشن لوکا رو بارگذاری کنم⁉️🤗
Anonymous voting