بِهتَر.
前往频道在 Telegram
راه ارتباطی: https://HarfBeMan.pw/@withp اینجا از اینکه چهطور برای رشد تلاش میکنم، حرف میزنم. هیچکدوم از صحبتها رو بدون تحقیق نپذیرید.
显示更多294
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-630 天
帖子存档
294
میثم مدتها پیش پادکستی رو معرفی کرده بود و دیروز یک اپیزود ازش رو شنیدم:
Your Friendships Are Just As Important As Your Romantic Relationships
اپیزود قشنگی بود، کلی ایدهی خوب درباره رابطه عاطفی و دوستی داشت و برای من قابل تامل بود.
صحبت کلیش این بود که در دنیای فعلی توجه بیش از حدی به رابطه عاطفی داده میشه و معمولا روابط دوستانه بعد از تشکیل روابط عاطفی و ازدواج کمرنگ میشن. این در حالی هست که دوستان میتونن یک رابطه رو ساپورت کنن و رابطه هم عاطفی میتونه به شکل برعکس همین کار رو انجام بده. از طرفی، یک فرد به تنهایی نمیتونه همهی نیازهای شریک عاطفیش رو برطرف کنه و ابعاد مختلف و متنوع یک فرد فقط توسط یک نفر درک نمیشه و نیازها برآورده نمیشن. همین هم دلیلی مضاعف برای داشتن حلقههای دوستی امن و مطمئنه.
#Podcast
294
Weekly dose of #Cinema
Part 16 – IF (2024)
یه انیمیشن کیوت برای برگشتن به سینما بعد از مدتی طولانی و شلوغی خرداد.
Sometimes we just need a friend who is going to support us and help us remeber what having fun feels like.
294
اگر شما هم مثل من به مکانیزم عملکرد مواد مختلف روی بدن علاقه دارید، Kurzgesagt یه ویدئو دربارهی سیگار درست کرده.
Smoking is Awesome - Kurzgesagt
We are not the morality or health police. You do you - but at least be aware what exactly you are doing and why you are doing it.
294
انسان در طول حضورش روی زمین، این شرایط رو نداشته که بتونه برنامهریزی طولانیمدت کنه و برای ماهها و سالها بعد برنامه بریزه. اگه چندهزار سال قبل بود، همینکه میتونستی زنده بمونی، یه حیوون شکار کنی، غذا کافی بخوری یا مریض نشی و از بیماری بمیری خوششانس بودی. اما الان ساختار دنیا تغییر کرده و دارو و امکانات و غذا و … باعث شده دغدغهی اینها برای بخشی از انسانها حذف بشه. همین شده که میتونیم به آیندهی دور فکر کنیم.
مغز اما هنوز با این پدیده وفق پیدا نکرده و هنوز دنبال حل کوتاهمدت یه مشکله؛ به راحتی خودش (و بدن) رو گول میزنه تا رنج لحظهای رو کم کنه. حالا اینکه آینده چی بشه، فعلا مهم نیست. مبارزه با اینها، visionدادن به ذهن برای آینده دور و یادآوری اهمیتش هم کار سختیه. انگار این روزها همهاش داری با سیمبندی بدنت میجنگی. بدن عادت داره کالری ذخیره کنه چون انرژی کمیاب بوده و الان که در وفورش هستیم با مشکل مواجه شدی. بدن عادت داره نور از یه ساعتی به بعد نباشه و الان که هست، خواب دچار مشکل شده و ….
294
قشنگ بود، قابش کردیم و زدیمش به دیوار خونه.
گرچه تا عمل بهش بسیار راه هست، ولی یادآور خوبیه.
294
از چیزهای دیگهای که مدتیه بیشتر به چشمم میآد، روابط سالمی هست که اون آدم با اطرافیانش داره.
در ذهنم به آدمی که میتونه امن باشه و اطراف خودش حلقهی ارتباطی سالمی رو تشکیل بده، راحتتر اعتماد میکنم و آسونتر باهاش معاشرت میکنم.
294
یه چیزی هم که خوب یاد ندادن/خوب یاد نگرفتم/خوب بلد نیستم، توانایی ترمیم روابط، فرصتدادن به آدمها و ساختن و نه تخریب یا رهاکردن یک مشکله.
گاهی میبینی به جای این که دنبال دلیلی برای نگه داشتن چیزها باشی، دنبال دلیلی برای رهاکردنشون هستی.
294
توی اون مانتراهایی که از Lex Fridman دیدم، میگفت مرگ و اتفاقی برای نیستی چیزی عجیب و دور از ذهن نیست.
من هم نوشتم زندهبودن موهبته و زندگی یه فرصت یگانه، مراقب باش به خیال جاودانگی از دستش ندی.
مستقیم فکرم رفت سمت آخرهای کتاب The Meaning of Life که میگفت:
We think we have time to get around the important things but we lack urgency in focusing on them; a hazy supposition that time is unlimited.
294
مورد بعدی «آلیس در سرزمین عجایب ترجمهی A curious tea party case» بود.
بازی خیلی ساده، قابل حدس و قابل پیشبینی بود و همین موضوع اون رو به یک پرونده خستهکننده تبدیل کرده بود. احتمالاً برای تازهنوجوونها مناسب باشه نه ردهی سنی بالای ۲۰.
294
شادی با لذت متفاوته و نوشتههای النا باعث شد بیشتر به این موضوع دقت کنم و ازش در وبلاگ بنویسم که هم بلاگ رو به روز کرده باشم، هم بیشتر درباره این موضوع جستوجو کرده باشم و هم به درک بهتری برسم.
شادی و لذت - احساسات مشابه و گمراهکننده
#Blog 57
294
نمیدونم بقیهی کشورها چهطوریه، ولی حداقل مشاهدات من دربارهی کار کردن به صورت موقت و کوتاه در یکجا اینه که چنین امکانی زیاد برای یه جوون فراهم نیست.
منِ نوعی فکر میکنم شیرینیپزی و آشپزی رو دوست دارم یا فکر میکنم دوست دارم و امتحاننکردنش باعث میشه همیشه حسرتی گوشهی ذهنم باشه که شاید اون راه برام مناسبتر میبود. راه آسونش اینه که میتونستم مدتی کوتاه رو در این دو شغل باشم، چالشهاش رو هم ببینم و توانایی خودم رو محک بزنم و در نهایت بتونم با تجربهی بهتری تصمیم بگیرم. ولی این کار اونقدر عملی به نظر نمیرسه (به دلایل متنوع).
این میشه که من تا سالها فکر میکنم فلان شغل گزینهی بهتری بود ولی حیف که نتونستم واردش بشم. در صورتی که اگر میرفتم هم شاید علاقهمند نمیبودم و ازش بیرون میاومدم و حتی در نهایت با مسیر فعلیم خوشحالتر بودم.
البته من هم شخصاً اونقدر جسارت پرسیدن رو نداشتم، صرفاً دیدههام اینطوری حکایت میکنه و شاید اگر برم بپرسم و درخواست بدم، قبول بشه.
294
یک جملهای که لابهلای نکات مرتبط با دندونپزشکی از کانال سروش (+) خوندهام و دربارهی زندگی هم در ذهنم مونده، اینه که «اون چیزی که میبینی رو انجام میدی.»
میگفت ما توی comfort zone درمانیمون میمونیم و اگه کاری رو نبینیم، معمولاً سمتش نمیریم. و راه حلش هم در کنار دست متخصص اون حیطه بودن، تماشای ویدئوهای افراد ماهر توی اون زمینه و یادگرفتنه.
دنبالکردن آدمهای تاپ توی رشته خودت، چککردن منابع معتبر و ژورنالهای به روز، یادگیری مداوم و گستردهکردن این comfort zone.
و این تغییر یهویی شکل نمیگیره. اگر بخوای منتظر این فرصت بمونی که یک روز صبح بلند شی و همهی نکات مرتبط با یک درمان ایدهآل رو رعایت کنی، اون روز هرگز رخ نمیده و از کارهایی کوچیکی که میتونی بکنی تا کیفیت درمانت رو یواشیواش رشد بدی شروع میشه تا مراحل بزرگتر. و البته که باید مسیر رو از آدمهای باتجربهتر ببینی که بتونی جای پاشون قدم بذاری.
ماجرا در ذهن من اینه که چنین رویکردی دربارهی زندگی واقعی هم صادقه.
از آداب معاشرت و communication صحیح تا بلوغ عاطفی و لایفاستایل مناسب و شخصیسازیشده*، ما توی comfort zone رفتاریمون هم میمونیم و اگه چیزی رو نبینیم، بعیده که انجامش بدیم و با همون روشی که از والدین و محیط محدود دیدیم ادامه میدیم.
و به نظرم کوچیکوبزرگ نداره. نمیشه با «بیخیال» گفتن از کنار مسائل کوچیک گذشت و بعد توقع داشت مسائل بزرگ رو نظر بگیری و رعایت کنی. همین رعایتهای اندکاندک در نهایت میتونه راه رو برای مسائل بزرگتر باز کنه، جدا از اینکه اندکها با هم جمع میشن چیزهای بزرگ میشن. تغییر یکشبه رخ نمیده.
* گفتم شخصیسازیشده چون نظرم اینه که یک رویکرد یکسان برای همهی انسان در زندگی وجود نداره و نمیشه دقیقاً یک قالب از پیش تعیینشده تعریف کرد.
294
نوشتهای که در اینیکی پیامی که reply کردم هست هم ارزش خوندن داره.
I hold this to be the highest task of a bond between two people: that each should stand guard over the solitude of the other.
294
[more on this topic]
I hold this to be the highest task of a bond between two people: that each should stand guard over the solitude of the other.
294
[more on this topic]
I hold this to be the highest task of a bond between two people: that each should stand guard over the solitude of the other.
294
We cannot choose wisely when remaining single feels unbearable. If not so, we'll love “no longer being single” rather more than we love the partner who spared us being so.
Only when we can make sure that being single is potentially as secure, warm and fulfilling as being in a couple, will we know that people are choosing to pair up for the right reasons.Why Only the Happily Single Find True Love - The School of Life
294
حین تماشای ویدئوی پایین مدام صحبت مادر آکادمیکم در ذهنم تکرار میشد که کیفیت رابطهی آدم با خودش، کیفیت بقیهی قسمتهای زندگی رو هم تا حدی تعیین میکنه. پیامی که reply کردهام به این موضوع و ویدئوی زیر مرتبطه.
