887
订阅者
-224 小时
-47 天
-930 天
帖子存档
Repost from t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
گنوسیها از هر دو طرف به «مسئله شر» پاسخ میدهند؛ سازنده نه تنها شر است بلکه ناتوان هم میباشد و عقل و بار چندان درست حسابیای ندارد...
به شدت از این دوران پس از آتش بس میترسم. فلهای اعدام و زندانی میکنن. دهه شصت میشه شوخی در برابرش و نظر اکثریت مردم هم :«خوب کردند اعدامشون کردند. جاسوس بودند.» خواهد بود.
God fucking damn it. Now I'm sad over Layne Staley. What a tragedy.
Perfect for these post-ceasefire days:
Hey, ah-na-na
I repent tomorrow
Hey, ah-na-na
Tomorrow
Hey, ah-na-na
I suspend my sorrow
Hey, ah-na-na
Sorrow, yeah
What I see is unreal
I've written my own part
Eat of the apple, so young
I'm crawling back to start
Hey, ah-na-na
A romance is fallen
Hey, ah-na-na
Fallen
What a voice! What a loss!
Repost from t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
I like my neighborhood
I like my gun
Drive in my little car
I'm your girl and I'll protect you
قضیه پیشی شرودینگر
امروز در تاریخ ثبت خواهد شد. بله امروز هم روز زن است. روز زن مبارک.
«تنها مردمان سطحی از روی ظاهر قضاوت نمیکنند. رازهای واقعی جهان در امور مرئی نهادینه شدهاند نه در امور نامرئی.»
-اسکار وایلد
دلوز، وانموده را نه به عنوان یک تصویر ثانوی بلکه به عنوان خودِ زندگی بازتعریف میکند. این طور نیست که یک زندگی کامل و حاضر وجود داشته باشد که برای خودش کافی باشد و کاملا به فعلیت رسیده باشد و سپس با تشکیل تصاویر و بازنماییها به چیزی که با خودش برابر نیست مرتبط شود. از همین جهت دلوز از یک ذهن یا آگاهی که میبایست به هر نحوی دنیای بیرونی را بشناسد شروع نمیکند. او فلسفه را با پرسش «چه میتوانیم بدانیم» یا «چه قدر این تصاویری که از دنیا داریم دقیق است» کلید نمیزند. او از حیات انسان یا ارگانیسم آغاز نمیکند تا بدین پرسش برسد که چگونه آگاهی پدید آمده است؛ چرا که او زندگی را مجموعهای از چیزها و ارگانیسمهایی که دست به ادراک میزنند در نظر نمیگیرد.
بلکه، در نظر او، زندگی خودْ حسیافت است. زندگی خود قدرت امر مجازی برای ارتباط ایجاد کردن و تصویرسازی است. به عنوان مثال هیچ ذهن و آگاهیای بدون ارتباط بین مغز، بدن، اندامهای بدن و محرکهای بیرونی شکل نمیگیرد. این گونه نیست که در ابتدا یک ذهن یا زندگی در جریان باشد و سپس حسیافت تصاویر، بلکه زندگی تماما متشکل از تصویرسازی است؛ زندگیْ سطحی از روابط است که به شکل حسیافت در میآیند چرا که چیزها به واسطه واکنششان تعریف میشوند.
قبل از این که مفاهیم تحقق یافتهای چون «ذهن» و «جهان» مطرح شوند، پتانسیل و امکان برای ایجاد ارتباطات در جریان است. دلوز این روابط را با «تصویر»ها توصیف میکند.
-سرکار خانم Claire Colebrook. ترجمه از خودم.
Repost from N/a
مرحلهی اول: نقطهزنه. مردم عادی در امانن.
مرحلهی دوم: خب بهرحال هر عملیاتی تلفات داره + این زیرساختها مال مردم نیستن، مال آخوندن و زیر سایهی رضاشاه دوم بهترشو میسازیم. [مرحلهی فعلی]
مرحلهی سوم: مردم بیلیاقت ایران از هدیهای که بیبی بهشون داد استفاده نکردن و نتونستن حکومت رو ساقط کنن. حقشونه بمیرن. اسراییل بزن بکش این مسلمانان رو. [لوکیشن توییت/پست: کلگری، بوستون، منچستر]
باشد که امام رضا، اهورامزدا و هوخشتره این کشور رو از شر خشکسالی، وبا، نظارت استصوابی، پدافند روسی، ایرانی خارجنشین و تکتک حاکمان منطقه دور نگاه دارند.
I picked the wrong week to re-listen to In the Court of the Crimson King.
